شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 21+22 » آشنایی با منابع حدیثی
آشنایی با منابع حدیثی | هادی حجت
1108 بازدید

پس از وفات شیخ طوسی (م ۴۶۰ هجری) حدیث شیعه دچار رکودی شد که از قرن شش تا آغاز قرن یازدهم و ظهور محمدون ثلاث دوّم ادامه داشت؛ از این‌رو این پنج قرن را می‌توان «دوران فَترت» یا دوران رکود حدیث شیعه نامید. در این مقطع تنها شاهد تعدادی تک‌نگاری‌های حدیثی در زمینه‌های مختلف هستیم اما هیچ جامع حدیثی تدوین نشد. از آنجا که کتب اربعه هیچ یک به تنهایی، دانشمندان را از مراجعه به سایر کتاب‌های حدیثی بی‌نیاز نمی‌کرد از قرن یازدهم به بعد در عصر حاکمان صفوی با رشد و توسعه تشیع در ایران، تلاش‌های جدیدی برای احیای مجدد فعالیت‌های حدیثی و تدوین کتاب‌هایی جامع‌تر با چینش‌هایی متفاوت آغاز شد. کتاب‌های الوافی، وسائل‌الشیعه و بحارالأنوار سه جامع حدیثی متأخر شیعه به شمار می‌روند که در این دوره سامان یافتند.

مطلع

گردآوری سخنان و ثبت سیره عملی پیامبر اکرم و امامان معصوم در طول بیش از دو قرن و نیم حضور پر برکت‌شان همواره مورد توجه مسلمانان بوده است. این میراث ارزشمند که پس از آموزه‌های قرآن کریم مهم‌ترین منبع شناخت معارف اعتقادی، اخلاقی و احکام شرعی به شمار می‌رود از آغاز توسط اصحاب و شاگردان به صورت شفاهی و یا کتبی ثبت و به نسل‌های بعدی منتقل می‌گردید.

نوشته‌های حدیثی در ابتدا به صورت جزوه‌های کوچکی مشتمل بر چند حدیث شکل گرفت. این نوشته‌ها غالباً‌ دارای نظم و موضوع‌بندی خاصی نبود و صرفاً شامل تعدادی حدیث در موضوعات مختلف بود که راوی در یک یا چند جلسه از معصوم شنیده و آن را ثبت می‌کرد به این جزوه‌ها «اصل» گفته می‌شد چون از نوشته دیگری در تدوین آن استفاده نشده بود. شیخ مفید دوران تصنیف اصول چهارصدگانه امامیه را عصر امام علی تا امام عسکری ذکر کرده است،[۱] گرچه باید گفت بیشتر این اصول در عصر امام باقر تا امام کاظم به‌ویژه در زمان امام صادق تدوین شده‌اند.[۲] با توجه به حجم کم و پراکندگی موضوعی روایات «اصول»، برخی از محدثان در زمان ائمه کوشیدند تا با جمع‌آوری روایاتِ یک موضوع خاص در مجموعه‌ای مستقل، کار دسترسی به روایات را آسان سازند از این‌رو آثار متعددی با عنوان «کتاب» همچون «کتاب الصلاه»، «کتاب الزکاه»، «کتاب الزهد» و… شکل گرفت.

در فرق بین اصل و کتاب چنین گفته شده که تبویب و دسته‌بندی در اصول تقریباً مدخلیتی نداشت و روایات به ترتیبی که از معصوم شنیده شده بود تنظیم می‌شد، اما در کتاب غالباً نوعی تبویب و فصل‌بندی وجود داشت.[۳]

در زمان امام کاظم ، امام رضا و بعد از آن تا زمان غیبت صغرا که ارتباط مستقیم با امامان به تدریج دشوارتر می‌شد، گروهی از عالمان شیعه به تدوین کتاب‌هایی که جامع احادیث در موضوعات گوناگون بود اقدام کردند تا از این طریق هم احادیث محفوظ بماند و هم مراجعه به این کتاب‌ها برای یافتن حدیث آسان گردد؛ به این کتاب‌ها «جوامع اولیه» گفته می‌شود.[۴]

«جوامع» کتاب‌هایی هستند که احادیث در آنها به ترتیب باب‌های فقه گردآوری شده باشد.[۵] باب‌های فقهی شامل مباحثی همچون طهارت، نماز، روزه، حج،‌ جهاد، ارث، نذر و… است. برخی از این جوامع همانند کتاب الکافی و بحارالأنوار علاوه بر مباحث فقهی شامل مباحث دیگری مانند موضوعات اعتقادی و اخلاقی نیز هستند که بر جامعیت آنها افزوده است.

دسته‌بندی جوامع حدیثی شیعه

جوامع حدیثی موجود شیعه به لحاظ تاریخی به دو دسته «جوامع حدیثی متقدم» و «جوامع حدیثی متأخر» تقسیم می‌شوند.

با آغاز دوران غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عدم امکان دسترسی مستقیم به امامان نیاز به تدوین جوامع حدیثی شیعه که شامل حجم بیشتری از روایات باشد بیش از هر زمان دیگر ضروری می‌نمود. از این‌رو در قرن‌های چهارم و پنجم هجری سه نفر از بزرگ‌ترین محدثان جهان اسلام چهار کتاب اصلی روایی شیعه را تدوین کردند که به کتب اربعه حدیثی شهرت یافته‌اند. از آنجا که نام هر سه مؤلف، محمد است آنان به محمدون ثلاث اول شهرت یافته‌اند که به ترتیب تاریخی عبارت‌اند از:

۱ـ ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ ق) مؤلف کتاب الکافی.

۲ـ ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق) مؤلف کتاب کتاب مَن لا یحضره الفقیه،

۳ـ ابو جعفر محمد بن حسن طوسی (م ۴۶۰ ق) مؤلف کتاب‌های تهذیب الأحکام و الاستبصار فی ما اختَلَف مِن الاخبار.

علل شهرت یافتن کتب اربعه: ممکن است این سؤال پیش آید که با وجود کتب روایی متعدد شیعه همچون اصول اربعمئه، جوامع اولیه و…، ‌چرا صرفاً همین چهار کتاب به‌عنوان کتب اربعه یا اصول اربعه شیعه شهرت یافتند؟

در جواب به این سؤال می‌توان به علت‌های زیر اشاره کرد:

۱ـ وثاقت و مقام بلند علمی مؤلفان کتب اربعه؛

۲ـ اهتمام مؤلفان به جمع‌آوری احادیثی که از صحت و اعتبار بیشتری برخور‌دارند؛

۳ـ نظم و ترتیب در چینش احادیث و موضوعات؛

۴ـ اشتمال بر حجم گسترده‌ای از احادیث و موضوعات؛

۵ـ قدمت زمانی و نزدیکی آنها به عصر صدور؛

۶ـ تلاش مؤلفان این کتاب‌ها برای حل مشکل تعارض اخبار.

در قرن‌های یازدهم و دوازدهم هجری قمری یعنی در عصر احیای مجدد حدیث شیعه که فعالیت‌های حدیثی مجدداً اوج گرفت سه اثر مهم حدیثی دیگر تألیف شد که از آنها با عنوان جوامع حدیثی متأخر یاد می‌شود آثاری که به حق از جامع‌ترین و نفیس‌ترین مجموعه‌های حدیثی شیعه به شمار می‌روند. از آنجا که نام مؤلفان این سه جامع حدیثی نیز همچون نام مؤلفان کتب اربعه «محمد» است، از آنها با تعبیر محمدون ثلاث دوم یاد می‌شود این بزرگان عبارت‌اند از:

۱ـ محمد بن مرتضی، ملّا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ ق) مؤلف کتاب الوافی.

۲ـ محمد بن حسن، شیخ حرّ‌ عامِلی (م ۱۱۰۴ ق) مؤلف کتاب وسائل الشیعه.

۳ـ محمدباقر مجلسی (م ۱۱۱۰ ق) مؤلف کتاب بحار الأنوار.

جوامع حدیثی متقدم (کتب اربعه حدیثی)

۱ـ محمد بن یعقوب کلینی و کتاب «الکافی»

ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی معروف به «ثقه الاسلام» از مشهورترین فقها و محدثان امامیه است که در عصر غیبت صغرا می‌زیست.

وی برای کسب دانش و فراگیری حدیث در طول حیات علمی خویش به شهرهای مختلفی همچون ری، قم، بغداد و کوفه سفر کرد. شهر ری که تا اواخر قرن سوم تحت نفوذ اهل سنت قرار داشت در آن عصر به نقطه برخورد آرا و نظرات فرقه‌هایی چون اسماعیلیه و مذاهبی چون شافعی، حنفی و شیعی مبدل شده بود و در واقع قلب ایران محسوب می‌شد. کلینی در ضمن تحصیلات خود نه تنها با عقاید و نظرات مذاهب و گرایش‌های مختلف آشنا شد، بلکه به ماهیت برخی از حرکت‌هایی که می‌رفت تشیع را از مسیر خود منحرف کند پی برد و به مقابله با آنها پرداخت.

کلینی در زمان خود پیشوای علمای شیعه و چهره درخشان آنها در ری و موثق‌ترین آنها در حدیث و ضبط آن بوده است. [۶]

وی بخش مهمی از عمر خود را در شهر قم، شهر محدثان و راویان شیعه سپری کرد و از محضر محدثان نامداری چون،‌ احمد بن ادریس قمی از یاران امام عسکری و نیز علی بن ابراهیم قمی[۷] و بسیاری دیگر از دانشمندان این شهر بهره برد.

کلینی پس از بهره بردن از اساتید مختلف به بغداد، که در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز علمی فرهنگی به شمار می‌رفت و آرا و عقاید اکثر مذاهب اسلامی در آن جریان داشت و همچنین آخرین نایب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، «علی بن محمد سَمُری» در این شهر زندگی می‌کرد،‌ وارد شد.

کلینی سال‌های آخر عمر خویش را در بغداد به سر برد و در آنجا به تدریس و تعلیم الکافی پرداخت. این امر زمینه ‌انتشار و شهرت کتاب الکافی را در مرکز علمی آن عصر فراهم آورد.

کتاب الکافی

الکافی[۸] جامع‌ترین و مهم‌ترین کتاب در میان کتب اربعه شیعه است. علّامه مجلسی کتاب الکافی را دقیق‌ترین،‌ جامع‌ترین، بزرگ‌ترین و بهترین تألیفات شیعه معرفی کرده است.[۹]

مرحوم کلینی در ابتدای الکافی یکی از انگیزه‌های خود را در تألیف الکافی ارائه کتابی دانسته که جامع تمام شاخه‌های اصلی علوم دینی باشد تا طالبان علم دین از طریق اخبار معتبر به علوم و سنن دین دسترسی پیدا کنند.[۱۰]

الکافی حدود ۱۶۰۰۰ حدیث دارد و در سه بخش اصلی تنظیم گردیده است:

۱ـ اصول؛ ۲ـ فروع؛ ۳ـ روضه.

اصول و فروع الکافی نیز دارای بخش‌های متعددی است که با تعبیر «کتاب» ‌از یکدیگر متمایز شده است، مانند: کتاب التوحید، کتاب الحجه،‌ کتاب الطهاره و… . اما روضه باب‌بندی ندارد و روایات، یکی پس از دیگری ذکر شده است.

اصول الکافی: شامل مباحث اعتقادی و اخلاقی است که در هشت بخش سامان یافته است.

بخش‌های هشت‌گانه اصول الکافی عبارت‌اند از: کتاب العقل و الجهل، کتاب فضل العلم، کتاب التوحید، کتاب الحُجه، کتاب الایمان و الکفر، کتاب الدعاء، کتاب فضل القرآن، کتاب العِشرَه.

مرحوم کلینی در اصول الکافی با چینشی دقیق و منطقی ابتدا با استناد به روایات متعدد به اهمیت عقل و جایگاه آن در شناخت معارف پرداخته و سپس به فضیلت علم‌آموزی و آداب آن مبادرت نموده است تا اهمیت معرفت و آگاهی را در اثبات مبانی اعتقادی روشن سازد؛ آن‌گاه به مهم‌ترین اصل اعتقادی، یعنی توحید و مباحث مربوط به خداشناسی پرداخته است. سپس در کتاب الحجه ابتدا مباحث نبوت و در پی آن مباحث امامت را ذکر کرده است و پس از تحکیم اصول اعتقادی، در نیمه دومِ اصول الکافی، مباحث اخلاقی و تربیتی را آورده است. مباحثی از قبیل: تواضع، حلم، قناعت، ‌غیبت،‌ فضیلت دعا، فضیلت قرآن،‌ آداب معاشرت و…

مطالب این بخش از اصول الکافی بسیار جذاب و متنوع و برای همگان قابل استفاده است. از این‌رو مکرر به فارسی ترجمه و در اختیار عموم قرار گرفته است.

فروع الکافی: این بخش به روایات فقهی از قبیل نماز، زکات، روزه، حج، و غیره اختصاص دارد که به دلیل تخصصی بودن مطالب معمولاً مورد استفاده فقیهان قرار می‌گیرد.

روضه الکافی: ‌این بخش با ۵۹۷ حدیث، شامل مباحث گوناگونی همچون خطبه‌ها و نامه‌های ائمه ، مواعظ،‌ داستان‌ها و مطالب تاریخی است و به دلیل همین تنوع موضوعی به روضه یعنی بوستان نامگذاری شده است.

مزایا و ویژگی‌های الکافی

۱ـ بیشتر بودن روایات آن نسبت به دیگر جوامع حدیثی متقدم شیعه و نیز صحاح اهل سنت. زیرا کافی قریب ۱۶۰۰۰ حدیث دارد و در میان کتب اربعه، پس از آن تهذیب‌الاحکام با ۱۳۵۹۰ حدیث بیشترین تعداد روایت را در بر‌دارد. کتب ششگانه اهل سنت نیز پس از حذف مکررات تنها مشتمل بر قریب ۹۵۰۰ روایت‌اند.

۲ـ در کافی غالباً سندها به صورت کامل نقل شده است، برخلاف دیگر کتب اربعه، خصوصاً کتاب من لا یحضره الفقیه که سند بسیاری از احادیث در متن این کتب کامل نیست و برای کامل کردن سند لازم است به بخش پایانی کتاب به نام «مشیخه» ‌مراجعه شود.

از مهم‌ترین شروح الکافی می‌توان به شرح اصول الکافی، ‌اثر صدرالمتألهین محمد شیرازی (م ۱۰۵۰ ق) و مرآه‌ العقول فی شرح اخبار آل الرسول از علّامه محمدباقر مجلسی (م ۱۱۱۰ ق) اشاره کرد.

۳ـ ذکر نص حدیث و پرهیز از نقل به معنا،

۴ـ عدم ذکر احادیث متعارض و اکتفا به ذکر روایات مطابق با نظر فقهی خود،

۵ـ تقطیع متن در برخی موارد

۶ـ شرح و بیان برخی از احادیث توسط مرحوم کلینی

ویژگی‌های مربوط به شیوه گزارش سند احادیث در الکافی

۱ـ ذکر کامل سند تا معصوم جز در موارد اندک؛ به این معنا که سندها در این کتاب غالباً با ذکر یک یا چند تن از مشایخ کلینی آغاز می‌شود و به نام معصوم ختم می‌گردد. برخلاف دیگر کتب اربعه که جهت متصل ساختن تعدادی از اسناد کتاب،‌ لازم است به بخش پایانی کتاب به نام «مشیخه» مراجعه شود.

۲ـ ذکر طرق مختلف برای یک روایت؛ ذکر طرق مختلف برای یک روایت برای تقویت سند و رساندن حدیث به مرحله‌ استفاضه یا شهرت مؤثر است، ‌مانند مواردی که کلینی پس از نقل حدیث، سند دیگر را نیز ذکر و از لفظ «مثلَه» استفاده می‌کند.

وجود ثلاثیات در کافی؛ یعنی روایاتی که تنها با سه واسطه از معصوم نقل شده‌اند. به خاطر نزدیک بودن کلینی به عصر حضور ائمه ، کافی در میان کتب اربعه تنها کتابی است که بخشی از روایاتش را تنها با سه واسطه از معصوم نقل کرده است.[۱۱]

۲ـ شیخ صدوق و کتاب من لا یحضره الفقیه

مؤلف: أبوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی[۱۲]، معروف به «شیخ صدوق» از بزرگ‌ترین محدثان شیعه است. پدرش علی بن حسین بن بابویه قمی (م ۳۲۹ ق) از فقها و محدثان بزرگ شیعه در عصر غیبت صغری است که در منطقه مرکزی قم مدفون است. پدر تا سالیانی دراز فرزندی نداشت و در نامه‌ای به امام زمان درخواست کرد تا امام دعا کند که صاحب فرزند شود. امام در توقیع مبارک خود او را بشارت داد که: ‌«ما برای تو دعا کرده‌ایم و به زودی دارای دو پسر فقیه خواهی شد».

در اثر دعای امام زمان شیخ صدوق در حدود سال‌های ۳۰۶ هجری به دنیا آمد.

خود او در کتاب کمال‌الدین می‌گوید:‌ «محمّد بن علیّ الاسود که اشتیاق من در تعلیم علم را می‌دید فراوان می‌گفت: اشتیاق تو در علم‌آموزی عجیب نیست زیرا تو در اثر دعای امام عصر به دنیا آمده‌ای».

خود شیخ صدوق نیز به این مطلب افتخار می‌کرد و می‌گفت: «من به دعای صاحب‌الأمر متولد شده‌ام».

شیخ صدوق در کثرت مشایخ در میان عالمان شیعه کم نظیر است و اساتید وی را بیش از ۲۵۰ تن برشمرده‌اند،[۱۳] وی پس از پدرش، شاگرد محمد بن حسن بن ولید شد. از بین مشایخ متعدد وی ابن ولید (م ۳۴۳ ق)، در تکوین شخصیت علمی صدوق، به‌ویژه در زمینه‌های حدیثی و رجالی، ‌مؤثرتر بوده است. شیخ صدوق پس از چند سال کسب علم از مشایخ قم به شهر بزرگ ری مهاجرت کرد و این شهر را محل سکونت خود قرار داد و سپس از آنجا به شهرهای زیادی سفر و از مشایخ آن دیار اعم از شیعه و سنی روایت نقل کرده است. در سال‌های ۳۵۲ تا ۳۶۸ به نیشابور، مشهد، مرو، ‌بغداد[۱۴] (مدینه‌السلام)، کوفه، مکه، همدان، بلخ، سرخس، سمرقند و گرگان سفر کرد.[۱۵] شیخ صدوق از جوانی بر کرسی تحدیث نشست[۱۶] و بزرگانی از امامیه همچون شیخ مفید، سید مرتضی علم‌الهدی، حسین بن عبیدالله غضائری از او روایت شنیده‌اند.

شیخ صدوق در بین دانشمندان از نظر وسعت معلومات و کثرت کتب و مصنفات فردی کم‌ نظیر است. وی حدوداً ۳۰۰ کتاب و رساله[۱۷] در موضوعات مختلفی از قبیل تفسیر، حدیث، اخلاق، عقاید، فقه، رجال و… نوشته بود که متأسفانه امروزه از میان آثار متعدد و ارزنده وی کمتر از ۲۰ اثر به دست ما رسیده است.[۱۸]

کتاب من لا یحضره الفقیه

نام کامل این اثر کتاب من لا یحضره الفقیه است؛ عنوانی که مرحوم صدوق در مقدمه کتاب بدان تصریح کرده است. به اقتضای معنای عبارت ظاهراً لفظ «کتاب» نیز جزء عنوان است؛ یعنی «کتاب آن کس که دسترسی به فقیه ندارد».

مشخصه‌های کتاب من لا یحضره الفقیه

با بررسی مقدمه و متن کتاب برخی از ویژگی‌های آن عبارت‌اند از:

۱ـ احادیث از کتاب‌های اصول مشهور و مرجع نقل شده است و از این جهت معتبر هستند.

۲ـ چون موضوع اصلی کتاب احکام فقهی است، ابواب کتاب بر اساس ابواب و مباحث فقهی سامان یافته است. مرحوم صدوق در لابه‌لای مباحث فقهی این کتاب، گاهی به تناسب بحث، ‌برخی از ادعیه، زیارات و روایات اخلاقی را نیز آورده است؛ مثلاً پس از کتاب الحج (در پایان جلد دوم فقیه)، متن زیارت پیامبر اکرم و ائمه اطهار، موضع قبر ایشان، زیارت جامعه کبیره و رساله حقوق امام سجاد را نقل کرده است.[۱۹]

بخش پایانی نیز با عنوان «کتاب النوادر» مجموعه‌ای است مشتمل بر ۱۵۸ حدیث خواندنی شامل وصایا و مطالبی اخلاقی از معصومین.

۳ـ شیخ صدوق در این کتاب مجموعه روایات فقهی اهل بیت را که از دیدگاه خود صحیح و معتبر و حجت بین خود و خدا می‌دانسته جمع‌آوری کرده است هر چند سند روایت را در کتاب حذف و یا ناقص نقل کرده است.

۴ـ مرحوم صدوق در پی تصنیف کتابی فقهی بوده است، نه حدیثی و چون فقه مأثور (فقه روایی) از الفاظ روایات اخذ می‌شود احادیث فقهی را نقل کرده است.

۵ـ همچون کلینی روایات مختلف و متعارض را نقل نکرده است،‌ بلکه فقط آنچه مطابق با فتوای خودش بوده را نقل کرده است.

۶ـ برای پرهیز از طولانی شدن کتاب، اسانید روایات را حذف کرده است و برای اینکه موجب ارسال روایات نشود مشیخه ‌ای[۲۰] در آخر کتاب فراهم کرده و بسیاری از اسناد خود را در آنجا ذکر نموده است.

۸ـ صدوق در بعضی از موارد حدیث را به‌گونه نقل به معنا می‌آورد و نص روایت را ذکر نمی‌کند؛ لذا در تعارض بین این کتاب و سایر کتب در الفاظ حدیث، کتب دیگر مقدم می‌شوند.

۹ـ روایات منسوب به ائمه را دو گونه نقل می‌کند؛ گاه می‌گوید: «قال الصادق » و گاهی عبارت «روی عن الصادق» را می‌آورد. گفته شده است مورد اوّل در جایی است که به صدور حدیث اطمینان دارد و دومین مورد آنجا است که این اطمینان را ندارد.

۳ـ شیخ طوسی و تهذیب و استبصار

مؤلف: ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، معروف به «شیخ طوسی» و «شیخ الطائفه»، در رمضان سال ۳۸۵ هجری قمری احتمالاً‌ در منطقه ‌طوس خراسان به دنیا آمد.

شیخ طوسی با ورود به بغداد به مجلس درس شیخ مفید پیوست و مدت پنج سال، یعنی تا پایان زندگی شیخ مفید(۴۱۳ ق) از محضرش بهره‌مند شد. بعد از رحلت شیخ مفید ریاست علمی و دینی شیعه به بزرگ‌ترین شاگرد او، ‌یعنی سید مرتضی رسید. شیخ طوسی بیست و سه سال از درس سید مرتضی، به‌ویژه در زمینه‌‌های کلام،‌ فقه و اصول استفاده کرد و سرآمد شاگردان سید مرتضی شد. بعد از وفات سید مرتضی در سال ۴۳۶ هجری ریاست علمی و دینی جامعه شیعه به شیخ طوسی رسید.[۲۱]

اکثر تألیفات شیخ در بغداد انجام شده است. وی در این شهر از کتابخانه‌های بزرگی همچون کتابخانه شاپور بن اردشیر (وزیر آل بویه) با ده هزار جلد کتاب و کتابخانه استادش سید مرتضی که مشتمل بر هشتاد هزار جلد کتاب بود، بهره می‌برده است.

پس از تضعیف و سقوط حکومت آل بویه و قدرت یافتن ترکان سلجوقی، خانه و کتابخانه او در آتش کینه فتنه‌جویان سوخت، در سال ۴۴۸ هجری شیخ طوسی از بغداد خارج شد و به نجف اشرف رفت و در آن شهر حوزه علمیه‌ای تأسیس کرد که بزرگ‌ترین حوزه علمیه در میان شیعیان شد. وی تا پایان عمر در همین شهر به تدریس و تألیف پرداخت.

شیخ الطائفه مردی سخت‌کوش و دارای تألیفات فراوان است. شمار آثار وی را قریب به ۴۷ اثر در موضوعات مختلف نام برده‌اند.[۲۲] دو کتاب از کتب اربعه شیعه یعنی التهذیب والاستبصار از تألیفات او است.

تهذیب الأحکام

نام کتاب تهذیب الأحکام است که گاهی به اختصار از آن با عنوان تهذیب یاد می‌شود.

تهذیب اوّلین تألیف شیخ طوسی است که در بدو ورود به بغداد و مدتی پیش از وفات استادش شیخ مفید (م ۴۱۳ ق) تألیف آن را آغاز کرد.

کتاب تهذیب، اگرچه امروزه بیشتر به‌عنوان یک جامع حدیثی شناخته می‌شود، فقط با هدف جمع‌آوری احادیث تألیف نشده است، بلکه شیخ از این راه قصد تحکیم مبانی تشیع و رفع اختلاف احادیث را داشت تا موجبات طعن و اشکال مخالفان را از بین ببرد؛ از این‌رو برخی شیخ طوسی را اولین محققی دانسته‌اند که با نقد حدیث و پرداختن به روایات متعارض به دفاع از تشیع برخاسته است.[۲۳]

مشخصه‌های کتاب تهذیب الأحکام

۱ـ موضوع تهذیب، روایات فقهی (اعم از متعارض و غیر متعارض) است که بر اساس ابواب فقهی و مطابق با ترتیب کتاب المقنعه سامان یافته است؛ لذا از کتاب طهارت آغاز و به کتاب ارث، حدود و دیات ختم می‌شود. بخش پایانی کتاب «مشیخه» است که از آن برای اتصال اَسناد استفاده می‌شود.

۲ـ این اثر در مجموع قریب به ۱۴۰۰۰ روایت دارد که بیشترین روایات فقهی را در بین کتب اربعه به خود اختصاص داده است.

۳ـ اشتمال بر مجموعه نسبتاً‌ کاملی از روایات به ظاهر متعارض و غیر متعارض؛ شیخ طوسی برخلاف روش مرحوم کلینی در الکافی و مرحوم صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه روایات متعارض را حذف نکرد بلکه به طرح و رفع تعارض میان آنها پرداخت. این ابتکار شیخ طوسی باعث شد تا بسیاری از روایاتی که در آن دو کتاب ذکر نشده است به نسل‌های بعدی شیعه انتقال یابد. شاید بتوان این عمل را مهم‌ترین کار شیخ طوسی دانست. شیخ، به تصریح خود، در کتاب تهذیب و استبصار بیش از پنج هزار حدیث مختلف (به ظاهر متعارض) ‌را گرد آورده است.[۲۴]

۴ـ ارائه شیوه عملی در جمع بین روایات به ظاهر متعارض. شیخ طوسی با توجه به اطلاعات دقیق حدیثی، رجالی،‌ فقهی،‌ اصولی و کلامی توان خود را در جمع بین روایات مختلف نشان داده است.

الاستبصار

نام کامل این اثر الاستبصار فیما اختَلَفَ من الأخبار است؛ یعنی کتابی که موجب بصیرت و روشنگری درباره روایات مختلف (متعارض) ‌می‌گردد، و به اختصار به آن استبصار می‌گویند.

این کتاب در حقیقت نوعی تلخیص تهذیب الأحکام است که تنها به گردآوری روایات مختلف و جمع میان آنها پرداخته است. بنابراین موضوع کتاب صرفاً روایات فقهی به ظاهر متعارض (مختلف)‌ است. اگرچه کتاب استبصار،‌ همچون تهذیب، به ترتیب ابواب فقهی (از کتاب طهارت تا دیات) تنظیم شده است. شامل همه ابواب فقهی نیست، بلکه تنها به ابوابی پرداخته که روایات متعارض در آن وارد شده است.

تمام روایاتی که در استبصار وجود دارد در تهذیب نیز آمده است؛ از این‌رو روایات این کتاب چیزی بیش از روایات تهذیب را در‌ بر‌ندارد و ظاهراً‌ چون تنها کتاب اختصاصی در روایات متعارض بوده جزء‌ کتب اربعه شمرده شده است.

جوامع حدیثی متأخر

پس از وفات شیخ طوسی (م ۴۶۰ هجری) حدیث شیعه دچار رکودی شد که از قرن شش تا آغاز قرن یازدهم و ظهور محمدون ثلاث دوّم ادامه داشت؛ از این‌رو این پنج قرن را می‌توان «دوران فَترت» یا دوران رکود حدیث شیعه نامید. در این مقطع تنها شاهد تعدادی تک‌نگاری‌های حدیثی در زمینه‌های مختلف هستیم اما هیچ جامع حدیثی تدوین نشد. از آنجا که کتب اربعه هیچ یک به تنهایی، دانشمندان را از مراجعه به سایر کتاب‌های حدیثی بی‌نیاز نمی‌کرد از قرن یازدهم به بعد در عصر حاکمان صفوی با رشد و توسعه تشیع در ایران، تلاش‌های جدیدی برای احیای مجدد فعالیت‌های حدیثی و تدوین کتاب‌هایی جامع‌تر با چینش‌هایی متفاوت آغاز شد. کتاب‌های الوافی، وسائل‌الشیعه و بحارالأنوار سه جامع حدیثی متأخر شیعه به شمار می‌روند که در این دوره سامان یافتند.

۱ـ فیض کاشانی و کتاب الوافی

مؤلف: محمد بن مرتضی، مشهور به ملا محسن فیض کاشانی، در سال ۱۰۰۷ هجری در کاشان متولد شد.

وی در حدیث به شیوه اخباری‌ها عمل می‌کرده و این شیوه وی او را به مقابله با اصولیان، کشانده است.

از ویژگی‌های فیض کاشانی عدم خلط علوم مختلف با همدیگر است. او با وجودی که استاد فلسفه و عرفان و حدیث و… است در کتب تفسیر وارد بحث‌های فلسفی نمی‌شود چنان که در کتب حدیثی خود نیز محدّث محض است و به شیوه آنان به شرح و ارزیابی احادیث پرداخته و از تأویلات عرفانی اجتناب کرده است.

فیض کاشانی دارای تألیفات متعددی در علوم مختلف است. برخی از محققان فهرستی بالغ بر یکصد و چهل کتاب و رساله را از وی گرد آورده‌اند.[۲۵] در تفسیر قرآن کتاب تفسیر صافی و اَصفی را نوشته است. در حدیث کتاب‌های الوافی (مجموع روایات کتب اربعه)،‌ الشافی (خلاصه الوافی با حذف اسناد و روایات متعارض)‌ و نوادر الأخبار (احادیث غیر‌ مذکور در کتب اربعه) را تألیف کرده است. در عقائد و معارف کتب عین الیقین، اصول المعارف و در اخلاق محجه البیضاء را به نگارش در آورده است.

کتاب الوافی

مرحوم فیض کاشانی کتاب خود را الوافی نامیده است و در این‌باره می‌نویسد: «سمّیته بالوافی لوفائه بالمهمّآت و کشف المبهمات»؛[۲۶] یعنی این کتاب را از آن جهت الوافی نامیدم که تمام مباحث مهم را در بر‌دارد و از مطالب مبهم پرده بر می‌دارد.

وی در مقدمه کتاب الوافی انگیزه خود از تألیف این کتاب را مشاهده کاستی‌های موجود در کتب اربعه بیان کرده است. این کاستی‌ها از نظر فیض عبارت‌اند از:

۱ـ کامل نبودن هر یک از کتب اربعه به تنهایی؛ مثلاً، کافی و فقیه روایات متعارض را در بر‌ندارند؛ چنان ‌که تهذیبین و فقیه نیز فاقد روایات اصول‌اند.

۲ـ مشکل بودن مراجعه به آنها به علت اختلاف عناوین ابواب هر یک از کتاب‌ها؛ زیرا عناوینی که مؤلفان این کتاب‌ها برای باب‌بندی روایات استفاده کرده‌اند یکسان نیست و این امر مراجعه به این کتاب‌ها را دشوار ساخته است.

۳ـ پراکندگی روایات هم‌مضمون؛ روایات مرتبط و هم‌مضمون بسیاری در هر یک از این چهار کتاب وجود دارد که در لابه‌لای ابواب این کتاب‌ها به صورت پراکنده ذکر شده است.

۴ـ وجود روایات تکراری در کتب اربعه؛ روایاتی که در کتب اربعه عیناً یا با اندکی تفاوت تکرار شده است.[۲۷]

الوافی دارای ۳ مقدمه، ۱۴ جزء[۲۸] و یک خاتمه (شامل مشیخه فقیه و تهذیبین) است.

مشخصه‌های کتاب الوافی

برخی از مشخصه‌ها و مزایای آن عبارت است از:

۱ـ کتاب الوافی مشتمل بر تمامی احادیث کتب اربعه با حذف روایات تکراری آنهاست. کتاب الوافی بر اساس شمارشی که در چاپ جدید آن انجام گرفته است مشتمل بر ۲۵۷۰۳ حدیث است. این عدد می‌تواند نشان‌دهنده تعداد تقریبی روایات کتب اربعه با حذف مکررات آنها نیز باشد.

۲ـ توضیح و شرح مختصر بسیاری از روایات با عنوان «بیانٌ». بی‌شک توضیحات عالمانه و ارزشمند فیض کاشانی در ذیل روایات یکی از مهم‌ترین مزایای الوافی نسبت به دیگر جوامع حدیثی به شمار می‌رود؛ امری که موجب شده است الوافی به‌عنوان یکی از بهترین شروح بر احادیث کتب اربعه نیز به شمار آید.

۳ـ کنار هم قرار گرفتن روایات مرتبط با یک موضوع از کتب اربعه.

۴ـ مشخص کردن اختلافات عمده سندی یا متنی بین کتب اربعه.

۵ـ بیان جمع و تأویل احادیث متعارض که در برخی موارد با وجه جمع‌های شیخ طوسی متفاوت است.

۶ـ ذکر آیات قرآنی مناسب با موضوع در آغاز هر بخش.

۷ـ اهتمام اصلی فیض کاشانی نسبت به کتاب الکافی. وی معمولاً عناوین کتاب الکافی را نقل کرده است. در ابتدا تمامی احادیث این کتاب را نقل می‌کند و سپس در ادامه به تهذیب الأحکام و من لا یحضره الفقیه می‌پردازد.[۲۹] با توجه به مزایای متعدد الوافی، به‌ویژه شروح و توضیحات ارزشمند آن، شایسته است فقیهان و محققان معاصر با عنایت بیشتری به این کتاب مراجعه کنند و در احیای آن بیش از پیش بکوشند.

۲ـ شیخ حرّ عامِلی و کتاب وسائل الشیعه

مؤلف: محمد بن حسن بن علی، معروف به شیخ حرّ عاملی

شیخ حُر عاملی تحصیلات خود را در زادگاهش مشغری نزد پدر، عمو و جمعی دیگر از عالمان آن دیار آغاز کرد.

کتاب وسائل الشیعه

نام کامل این کتاب تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه است،‌ یعنی کتابی که به تبیین و تفصیل احادیث شیعه که همان ابزارهای لازم برای به دست آوردن احکام و مسائل شریعت‌اند پرداخته است. موضوع این کتاب روایات فقهی شیعه است، اگرچه به مناسبت برخی از ابواب، پاره‌ای از روایات غیر فقهی نیز مانند مباحث اخلاقی و آداب در آن آمده است.[۳۰]

وسائل الشیعه بی‌تردید یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین جوامع حدیثی در حوزه فقه شیعه است که از زمان تألیف تاکنون همواره مورد توجه فقیهان و عالمان شیعه بوده است و امروزه نیز از ارکان اصلی استنباط احکام شرعی و اجتهاد در حوزه‌های علمیه شیعه به شمار می‌رود، به نحوی که امروزه تقریباً هیچ فقیه و مجتهدی را نمی‌توان یافت مگر آنکه مکرراً به این کتاب به‌عنوان سودمندترین و معتبرترین منبع استنباط احکام فقهی مراجعه کرده و از آن بهره‌مند گشته است.

مرحوم شیخ حر در مقدمه وسائل الشیعه در بیان انگیزه‌اش از تألیف کتاب، ابتدا به اشکالات و مشکلاتی که در استفاده از کتاب‌های حدیثی همچون کتب اربعه وجود داشته است اشاره می‌کند. اشکالاتی مانند:

ـ پراکندگی روایات مربوط به یک موضوع.

ـ اختلاف شیوه‌های انتخاب احادیث و ابواب کتاب.

ـ تکرار احادیث به صورت گسترده.

ـ اشتمال کتاب‌های فقهی بر مباحث غیر فقهی و همچنین عدم ذکر بسیاری از احادیث فقهی.

از آنجا که مهم‌ترین و متعارف‌ترین کتاب فقهی در آن عصر، کتاب شرایع الاسلام محقق حلّی (م ۶۷۶ ق) بوده است، لذا شیخ حر، کتاب وسائل الشیعه را بر اساس تبویب و ترتیب این کتاب تدوین کرده و غالباً ابواب با عناوین کتاب شرایع الاسلام هماهنگ است. بنابراین وسائل الشیعه را می‌توان شرح حدیثی کتاب شرایع به شمار آورد.

شیخ حر عاملی کتاب وسائل الشیعه را در ضمن سه بخش تألیف کرده است:

الف) ابواب مقدمه ‌العبادات

ب) بخش اصلی کتاب که مشتمل بر ۵۰ کتاب فقهی،‌ از کتاب طهارت تا کتاب دیات است.

ج) خاتمه کتاب که شامل ۱۲ بخش با عنوان فائده است.[۳۱]

برخی از مزایا و مشخصه‌های کتاب عبارت است از:

۱ـ جامعیت کتاب نسبت به احادیث فقهی اعم از متعارض و غیر متعارض: این اثر شامل قریب به اتفاق احادیث فقهی و از جامع‌ترین کتب احادیث فقهی شیعه است. مقایسه آمار روایات فقهی وسائل الشیعه با روایات فقهی دیگر جوامع حدیثی به خوبی مؤید این نکته است. شمار روایات نقل شده در این کتاب بر اساس چاپ مؤسسه آل البیت ۳۵۸۶۸ حدیث است. مؤلف به کتب اربعه اکتفا نکرده و با تتبعی گسترده روایات فقهی را از بیش از هشتاد کتاب روایی معتبر شیعه گرد آورده است.[۳۲]

۲ـ گردآوری و تنظیم احادیث با اسناد یا متون مختلف در باب مناسب و در کنار یکدیگر، این امر امکان مقابله متون و اسناد مشابه را فراهم ساخته است.

۴ـ تقدیم احادیث قوی‌تر و مطابق عنوان باب:‌ در هر باب غالباً روایاتی که از سند و دلالت قوی‌تری برخوردارند مقدم شده‌اند بر روایاتی که عنوان باب نیز به استناد آنها تنظیم شده است.

۵ـ پرهیز از تکرار حدیث: مؤلف از تکرار حدیث پرهیز و صرفا ً‌در پایان باب اشاره می‌کند که در ابواب گذشته یا آینده چنین روایاتی وجود دارد.

مستدرک الوسائل (برای مطالعه بیشتر)

مرحوم میرزا حسین نوری (م ۱۳۲۰ ق) کتاب مستدرک الوسائل را در تکمیل کتاب وسائل الشیعه نگاشته است. ایشان می‌فرماید:

در کتب اصحاب به احادیثی برخوردم که در کتاب وسائل الشیعه وجود نداشت به جهت آنکه مؤلف وسائل اطلاعی از آن کتاب نداشته و یا بدان اعتماد نداشته است؛ در حالی‌که ما دلایلی در اعتماد بر آن کتاب داریم.

همچنین در همان کتاب‌های مورد اعتماد شیخ حر عاملی نیز احادیثی وجود داشت که در ذیل عنوان خود نیامده بودند. همه ‌این دو گروه احادیث را جمع کرده و به ترتیب کتاب وسائل مرتب کردم.[۳۳]

اگرچه مرحوم نوری زحمت زیادی را در تألیف این کتاب متحمل شده است، ولی چون معمول احادیث آن از کتب ضعیف و یا به صورت مرسل و سند نا‌‌آشناست این کتاب مورد توجه فقها قرار نگرفته است.

۳ـ علّامه مجلسی و بحار الأنوار

محمدباقر فرزند محمدتقی مجلسی[۳۴]، معروف به علّامه مجلسی در سال ۱۰۳۷ هجری در شهر اصفهان در خانواده‌ای اهل علم و فضیلت دیده به جهان گشود. پدر علّامه، ملّا محمدتقی مجلسی، معروف به مجلسی اول (۱۰۰۳ ـ ۱۰۷۰ ق) محدث و فقیهی بزرگ و از شاگردان شیخ بهایی و میرداماد است که در زمان خویش مرجعیت تقلید و امامت جمعه اصفهان را به عهده داشت.

علّامه محمدباقر مجلسی در علوم اسلامی رایج آن عصر به تحصیل پرداخت، اما از آنجا که پدرش گرایش حدیثی داشت و خود نیز علوم گوناگون اسلامی را برگرفته از حدیث می‌دانست، ادامه تحصیلات خود را صرف پژو‌هش‌های حدیثی کرد. علّامه مجلسی در علوم مختلف اسلامی مانند تفسیر، حدیث،‌ فقه،‌ اصول، تاریخ، رجال و درایه سرآمد عصر خود بود. وی تمام همت خویش را به نشر روایات معصومان اختصاص داد.

علّامه مجلسی بیش از هفتاد کتاب و رساله فارسی در موضوعات مختلف تألیف کرده است که از آن میان آثار ذیل را می‌توان نام برد:

ـ حلیه المتقین درباره آداب و مستحبات زندگی فردی و اجتماعی.

ـ حیات القلوب درباره زندگی انبیا و ائمه اطهار.

ـ زاد المعاد در موضوع ادعیه.

برای وی بیش از ده اثر به زبان عربی نیز نام برده‌اند[۳۵] که برخی از آنها چندین مجلد است. مانند:

ـ بحارالأنوار: دائره المعارف احادیث شیعه در ۱۱۰ جلد.

ـ مرآه العقول: شرح الکافی در ۲۶ جلد.

ـ ملاذ الاخیار: شرح تهذیب الأحکام در ۱۶ جلد.

کتاب بحار الأنوار

مهم‌ترین اثر علّامه مجلسی کتاب بحارالأنوار است نام کامل این اثر بحارالأنوار الجامِعَهُ لِدُرَرِ أخبارِ الأَئِمَّهِ الأطهار است. به معنی: دریاهای نور، در ‌برگیرنده گوهرهای احادیث پیشوایان پاک.

کتاب بحارالأنوار، دائره المعارف بزرگ حدیث شیعه است که تمام مسائل دینی را در بر‌گرفته است. از همین‌رو این کتاب شامل مباحث مختلف اسلامی از تفسیر قرآن و تاریخ تا فقه و کلام و… است و به حق آن را دائره المعارف تشیع نامیده‌اند.

علّامه مجلسی در راستای فعالیت‌های حدیثی خود پیش از تألیف بحارالأنوار دو اقدام مهم را برای احیای کتب روایی شیعه انجام داد:

۱ـ تفحص گسترده برای یافتن کتاب‌های معتبر حدیثی[۳۶]

۲ـ تصحیح و استنساخ نسخه‌های به دست آمده[۳۷]

انگیزه تألیف: جوامع حدیثی شیعه که تا عصر علّامه مجلسی نوشته شده بود، عمدتاً‌ جامع احادیث فقهی بود و کمتر به مباحث غیر فقهی پرداخته بودند. چنان‌ که مرحوم کلینی در بخش اصول الکافی بخشی از احادیث غیر فقهی را گرد آورده بود، اما همچنان احادیث بسیار دیگری از امامان شیعه در موضوعات مختلفی همچون معارف، اخلاق، تاریخ و غیره در لابه‌لای کتاب‌های روایی شیعه وجود داشت که تا آن زمان در یک جا گرد نیامده و نظم موضوعی نیافته بود.

علّامه مجلسی ابتدا بدون آنکه در پی تألیف بحار باشد، فهرستی موضوعی برای ده کتاب حدیثی غیر فقهی[۳۸] به نام فهرست مصنفات الأصحاب فراهم آورد[۳۹]  تا بدین وسیله دسترسی به موضوعات آنها راحت شود. وی در این اثر بدون آنکه متن روایات آن کتاب‌ها را نقل کند در ذیل عناوین موضوعات به ذکر آدرس روایت در هر کتاب بسنده کرد این فهرست در سال ۱۰۷۰ هجری به پایان رسید. علّامه پس از مدتی به دلیل مشکلاتی که در استفاده از این اثر برای مشاهده روایات یک موضوع وجود داشت تصمیم گرفت تا با استفاده از این فهرست به جای ذکر شماره روایت، متن کامل آن را نقل کند و علاوه بر آن ده کتاب از منابع دیگر روایی نیز بهره گیرد، شیوه علّامه چنین بود که بر اساس فهرست مزبور ابتدا باب‌های کتاب را مشخص و سپس روایات را در ذیل عناوین ابواب درج می‌کرد این تصمیمی بود که به تألیف بزرگ‌ترین مجموعه حدیثی شیعه، یعنی بحار الأنوار، منجر شد.

تدوین این مجموعه عظیم تا پایان عمر علّامه مجلسی یعنی قریب به چهل سال به طول انجامید.

همکاران علّامه مجلسی: طرح تدوین بحار، تبیین موضوعات اصلی و فرعی و انتخاب روایات ده کتاب اول و نیز انتخاب آیات مربوط به موضوعات و نوشتن شرح بر روایات از کارهای اختصاصی علّامه در تألیف بحار به شمار می‌رود، اما با توجه به اشتغالات علمی، سیاسی و اجتماعی علّامه مجلسی و گستردگی کار تدوین و تحقیق مجموعه سترگی همچون بحارالأنوار، ‌عده‌ای علّامه مجلسی را در این کار عظیم یاری رسانند. که از آن جمله‌اند:‌ آمنه خاتون، خواهر مرحوم مجلسی، میرزا عبدالله افندی و سید نعمت‌الله جزائری.

منابع بحار الانوار: در تألیف بحار الأنوار از منابع بسیاری استفاده شده است. مرحوم مجلسی در مقدمه بحار، ابتدا نام ۳۷۸ کتاب شیعی را به‌عنوان مصادر بحار آورده است[۴۰] البته میزان استفاده علّامه مجلسی از منابع مختلف یکسان نیست. وی برای حدود ۸۰ منبع از مصادر بحار اسم رمز مشخص کرده است[۴۱] که این کتب در حقیقت منابع اصلی بحار به شمار می‌روند. وی سپس ۸۵ منبع از اهل سنت را نیز نام برده که در تدوین بحار از آنها استفاده کرده است.[۴۲] این منابع از حیث تنوع موضوعات بسیار گسترده‌اند و شامل کتب حدیث، فقه، اصول، تفسیر، رجال، انساب،‌ تاریخ،‌ کلام، فلسفه و لغت می‌شوند. بخش زیادی از این منابع به منظور شرح و تبیین روایات مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته قابل توجه آنکه مرحوم مجلسی به خاطر اشتهار کتب اربعه، از آنها مطالب فراوانی نقل نکرده است، وی علت این امر را متواتر و محفوظ بودن این کتاب‌ها دانسته است.[۴۳] البته از میان کتب اربعه کتاب الکافی از این قاعده مستثنی است و بیش از ۳۵۰۰ مورد به آن استناد شده است که عمدتاً روایات غیر فقهی الکافی است.

از ویژگی‌های فیض کاشانی عدم خلط علوم مختلف با همدیگر است. او با وجودی که استاد فلسفه و عرفان و حدیث و… است در کتب تفسیر وارد بحث‌های فلسفی نمی‌شود چنان که در کتب حدیثی خود نیز محدّث محض است و به شیوه آنان به شرح و ارزیابی احادیث پرداخته و از تأویلات عرفانی اجتناب کرده است.

ساختار کتاب بحار الأنوار

کتاب بحار الأنوار مشتمل بر یک مقدمه و ۲۵ کتاب (بخش اصلی) و ده‌ها هزار حدیث است. شیوه چینش مطالب در بحار بسیار متأثر از کتاب الکافی است، البته تفاوت‌‌هایی هم در این بین دیده می‌شود.[۴۴] از جمله اینکه علّآمه برخی ابواب و موضوعات را برای اولین بار به صورت مستقل مطرح کرده است، مانند کتاب العدل و المعاد، کتاب السماء ‌و العالم و کتاب قصص الانبیاء.

بحار الأنوار چاپ‌های متعددی دارد، مشهورترین آن چاپ ۱۱۰ جلدی بحار است.[۴۵] از مزایای این چاپ پاورقی‌های ارزشمند علّامه طباطبایی بر هفت جلد اول بحار است که در پاورقی‌ با رمز «ط» مشخص شده‌اند.

ویژگی‌ها و مزایای کتاب بحار الأنوار

مهم‌ترین ویژگی‌های بحار عبارت‌اند از:

۱ـ ذکر آیات قرآن: علّامه هر بابی را با آیات مناسب با عنوان باب آغاز نموده و پس از آن اگر این آیات احتیاج به تفسیر داشته باشند، کلمات مفسران را نقل کرده است.[۴۶] و پس از آن روایات باب را نقل می‌کند. چون آیات مربوط به هر موضوع در کنار هم قرار گرفته و روایات تفسیری آنها نیز در پی آمده است؛ بنابراین می‌توان بحارالأنوار را تفسیر روایی و تفسیر موضوعی قرآن نیز نامید.

۲ـ جامعیت بحار نسبت به موضوعات مختلف:‌ بررسی عناوین و روایات بحار الأنوار نشان می‌دهد که این کتاب مسائل مختلف و متنوع دینی را در ‌بر‌گرفته است و تقریباً‌ هیچ موضوعی از موضوعات گوناگون اسلامی نیست، مگر آنکه علّامه مجلسی بدان پرداخته و روایات آن را گرد آورده است.

۳ـ ذکر رساله‌های مستقل در بحار الأنوار: علّامه مجلسی ضمن بحث‌های خود در بحار الأنوار، ‌گاهی به کتاب‌ها یا رساله‌‌هایی برخورد کرده که به جهت اختصار آن رساله و شدت ارتباط موضوع آن با بحث‌های بحار الأنوار، آن رساله را به صورت کامل و یک‌جا نقل کرده است که تعداد آنها بالغ بر بیست و پنج کتاب است.[۴۷]

۴ـ استفاده از مصادر کم‌یاب و نسخه‌های تصحیح شده: یکی از ارزش‌های بسیار مهم بحار الأنوار این است که کتاب‌های زیادی در دست علّامه مجلسی بوده که برخی از آنها پس از او ضایع شده و به دست ما نرسیده‌اند و اگر علّامه مجلسی مطالب آنها را در بحار نقل نکرده بود، ما اطلاعی از محتوای آنها نداشتیم.

۵ـ توضیح و تفسیر احادیث: علّامه مجلسی در موارد زیادی پس از نقل حدیث به شرح روایت و توضیح واژگان غریب حدیث پرداخته است. شروح علّامه مجلسی یکی از مهم‌ترین مزایای کتاب بحار به شمار می‌رود.

۶ـ گزارش اسناد و متون متعدد در هر موضوع: یکی دیگر از ویژگی‌های بحار الأنوار آن است که چون غالب روایات هر موضوع یک‌جا نقل می‌شود، برای محقق این امکان فراهم می‌شود که تشخیص دهد روایات این موضوع متواتر است یا مستفیض یا خبر واحد. همچنین مشاهده روایات هم‌مضمون در کنار یکدیگر، به تشکیل خانواده حدیثی و فهم دقیق‌تر کلام معصوم کمک بسزایی می‌کند.

تذکر:‌ یکی از اهداف مهم علّامه در بحار،‌ ثبت و دسته‌بندی روایات به منظور جلوگیری از نابودی آنها بود،‌ تا بدین وسیله میراث حدیثی شیعه را به نسل‌های بعدی منتقل سازد و راه پژوهش و ارزیابی روایات همچنان بر روی آیندگان باز باشد. بحار دریایی است از گوهرهای قیمتی و درّهای گرانبهای روایات معصومان که گاه در کنار آنها اخبار و منقولات ضعیف و بی‌اساس نیز مشاهده می‌شود. بر این اساس، استفاده از این مجموعه برای کسانی مناسب است که تخصص لازم در ارزیابی سندی و متنی احادیث را داشته باشند.

سفینه‌ البحار: از آنجا که بحار مجموعه‌ای گسترده از روایات در موضوعات مختلف است یافتن مطلب از چنین مجموعه عظیمی نیاز به فهرستی مناسب و کارآمد داشت که مرحوم محدث قمی (مؤلف کتاب مفاتیح الجنان) ‌با تألیف کتاب سفینه البحار تا حد زیادی آن را مرتفع ساخت.

این اثر، تنظیم الفبایی موضوعات و گزیده‌‌ای از روایات بحار الأنوار علّامه مجلسی همراه با اضافاتی از شیخ عباس قمی است.

در دوران معاصر نیز مجموعه‌های حدیثی متعددی همچون جامع احادیث الشیعه فی احکام الشریعه (تألیف اسماعیل معزّی ملایری زیر نظر آیت‌الله بروجردی) آثار الصادقین (تألیف مرحوم آیت‌الله شیخ صادق احسان‌بخش (م ۱۳۸۰ ش)،‌ الحیاه (تألیف برادران محمدرضا، محمد و علی حکیمی) و میزان الحکمه نوشته شده‌‌اند.

میزان الحکمه

کتاب میزان الحکمه[۴۸] تألیف حجه ‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی ری شهری معجمی کارآمد برای دسترسی سریع و آسان به احادیث معصومان درباره موضوعات گوناگون است. احادیث این کتاب بیشتر برگرفته از دو کتاب جامع جدیثی شیعه و سنّی یعنی بحار الأنوار علّامه مجلسی (م ۱۱۱۰ ق)‌ و کنز العمال تألیف حسام‌الدین هندی (م ۹۷۵ ق) ‌است. میزان الحکمه به فارسی و چند زبان دیگر نیز ترجمه شده است.[۴۹]

مؤلف در مقدمه کتاب، انگیزه خود از تألیف کتاب را چنین بیان می‌‌کند:

من ملاحظه کردم که کار گردآوری و باب‌بندی روایات و احادیث مربوط به قضایای فقهی، ‌اعم از عبادات و معاملات، به‌گونه‌ای تقریباً‌ کامل انجام گرفته است؛ اما درخصوص مسائل فکری، اخلاقی و اجتماعی سوگمندانه چیزی یافت نمی‌شود و اگر هم کوشش‌هایی صورت پذیرفته باشد، تقریباً قابل ملاحظه نیست.[۵۰]

با توجه به اینکه در مجموعه حاضر کتاب‌های جوامع حدیثی به صورت مستقل معرفی شده است، در این نوشتار، بعضی از کتاب‌های حدیثی را در دیگر سبک‌های نگارشی معرفی می‌کنیم و از این گروه با عنوان تک‌نگاری یاد می‌کنیم. کتاب‌هایی که در این بخش بررسی می‌کنیم به سبک‌های مزارنویسی، سیره و تاریخ‌نگاری، احادیث عددی، مسند نویسی و غیبت نگاری است.

فصل اول: مزارنویسی

فزونی روایات مرتبط با زیارت ائمه سبب گردید که گروهی از نویسندگان روایات مربوط به فضایل زیارت و آداب آن و نیز زیارت‌نامه‌های اهل بیت را در کتابی مستقل گرد آورند. کتاب‌هایی که به این شیوه نگاشته شده‌اند، مزار نامیده می‌شوند. سبک مزارنویسی از شیوه‌های اختصاصی شیعیان و برگرفته از مبانی اعتقادی امامیه نسبت به امامان ‌است.

اگرچه این سبک تا دوران معاصر هم ادامه یافته، ولی بیشترین نگارش‌ها مربوط به قرن‌های سوم تا پنجم هجری است. نویسندگانِ مزارها، کتاب‌هایشان را با عناوینی چون الزیارات،‌ المزار، زیاره أبی عبدالله،‌ مزار أبی عبدالله و… نام‌گذاری کرده‌اند.

بعضی از مهم‌ترین کتاب‌هایی که تا‌کنون به سبک مزارنویسی تدوین شده عبارت است از:

۱ـ کامل الزیارات، اثر جعفر بن محمد بن قولویه (م ۳۶۷ ق)؛

۲ـ الدعاء و المزار، اثر شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق)؛

۳ـ المزار (المزار الصغیر یا مناسک المزار)، اثر شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)؛

۴ـ فضل زیارت الحسین، اثر محمد بن علی الشجری م ۴۴۵ ق)؛

۵ـ المزار، اثر محمد بن المشهدی (م ۶۱۰ ق)؛

۶ـ مصباح الزائر، ‌اثر سید بن طاووس (م ۶۶۴ ق)؛

۷ـ المزار، اثر شهید اول (م ۷۸۶ ق).

اکنون با معتبرترین کتاب مزار، که از قرن چهارم هجری به یادگار مانده است، آشنا می‌شویم:

معرفی کتاب کامل الزیارات

نویسنده این کتاب از علمای جلیل‌‌القدر شیعی و شاگرد کلینی است و بزرگی چون شیخ مفید، افتخار شاگردی او را دارد. او کتاب‌های متعددی تدوین کرده است که همگی برگرفته از اصول اولیه یا روایات متصل و با اسناد خویش است.

مؤلف: ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی، مشهور به ابن قولویه از عالمان برجسته و مشهور در قرن چهارم هجری است.

کتاب کامل الزیارات مجموعه‌ای ارزشمند از روایات معصومین در مورد ثواب، فضیلت، آثار و شیوه زیارت معصومان است. ابن قولویه زیارت‌نامه‌های وارده از معصومین را نیز در این کتاب گرد آورده است. گفتنی است بیشتر احادیث این کتاب به فضیلت و آداب زیارت و زیارت‌نامه‌های امام حسین اختصاص یافته است.

ابن قولویه ‌در دیباچه کتاب می‌نویسد:

تمام احادیث این کتاب از راویان مورد اعتماد شیعه گزارش شده و هیچ حدیثی از رجال شاذ نقل نشده است، بلکه تنها از راویانی گزارش کرده‌ایم که به حدیث و علم شهره بوده‌اند.[۵۱]

فصل دوم: سیره‌نگاری و تاریخ‌نویسی

با ظهور اسلام و آغاز رسالت پیامبر اکرم ، توجه به تاریخ، سیره و جنگ‌های آن حضرت برای مسلمانان اهمیت پیدا کرد. چنانچه در بیانات امامان نیز ترغیب به مطالعه و تفکر در احوال پیشینیان دیده می‌شود.[۵۲] این تأکیدها سبب شد که نگارش‌های تاریخی در میان مسلمانان آغاز و به تدریج شکوفا گردد.

کتاب‌هایی با عنوان اخبار یا عناوینی چون حدیث،‌ قصه، مَقتل، ‌وَقعه سیره ‌یا السِیر و امر مجموعه‌ای کامل از روایات درباره رویداد یا موضوعی خاص در قالب تک‌نگاری است.[۵۳]

تاریخ‌نگاران شیعه

در میان شیعیان یا افراد متمایل به تشیع مورخانی چون سلیم بن قیس هلالی (م حدود ۹۰ ق) و ابو مخنف لوط بن یحیی اَزْدی (م ۱۵۷ ق) در سده دوم و مورخانی چون ابان بن عثمان (م ۱۰۵ ق)، شرحبیل بن سعد (م ۱۲۳ ق)، هشام بن محمد کَلبی (م ۲۰۴ ق)، نصر بن مزاحم مِنقَری (م ۲۱۲ ق)، احمد بن اسحاق یعقوبی (زنده در ۲۹۲ ق)، ابن أعثم کوفی (م ۳۱۴ ق) و ابن هلال ثقفی (م ۲۸۳ ق).

غیر از افراد پیش‌گفته، دیگرانی نیز در سده سوم ظهور کرده‌اند،‌ که اسامی ایشان در کتاب الفهرست ابن ندیم (مقاله سوم، فن اول) آمده است.[۵۴]

گذشته از مورخان، که به صورت تخصصی به این‌گونه نگارش‌ها اشتغال داشتند، فقیهان و محدثان شیعه نیز گاهی بنا به نیاز جامعه و درخواست شاگردان خویش، کتاب‌های تاریخی حدیثی تدوین می‌کردند که از این میان می‌توان به دو کتاب الإرشاد و الجَمَل شیخ مفید (م ۴۱۳ ق) اشاره کرد.

از مجموع کتاب‌های تاریخی شیعیان بخشی تاکنون باقی مانده است که عبارت است از:

وقعه‌ صفین، از نصر بن مزاحم؛ وقعه‌ طف، از ابو مخنف أزْدی؛ کتاب (اصل)، از سلیم بن قیس؛ الغارات، ‌از ابن هلال ثقفی؛ الجَمَل، از شیخ مفید؛ الإرشاد، از شیخ مفید؛ التاریخ، از ابن اسحاق یعقوبی؛[۵۵] الفتوح، از ابن اعثم کوفی.

معروف‌ترین و معتبرترین کتابی که در زمینه تاریخ‌نگاری عمومی می‌شناسیم، کتاب الإرشاد، اثر شیخ مفید است که با جزئیات بیشتری از این کتاب آشنا می‌شویم.

چنانچه از دیباچه و محتوای کتاب برمی‌آید، إرشاد بیانگر تاریخ اجمالی و مختصر زندگانی امامان دوازده‌گانه است. البته او تنها به بیان تاریخی جریانات اکتفا نمی‌کند، ‌بلکه به تحلیل و بررسی تاریخی حوادث نیز می‌پردازد. خواننده می‌تواند فضایل و مناقب امامان را در کنار تاریخ زندگانی ایشان در إرشاد بخواند. او با نگاهی عقل‌گرایانه، که برگرفته از مکتب علمی بغداد است، به معرفی تاریخی پیشوایان دینی می‌پردازد.

إرشاد پیرامون هر امام به موضوعاتی چون نص بر امامت، تاریخ ولادت، دلایل امامت، مدت خلافت، عمر شریف و ذکر وفات و محل قبر و اندکی هم از مناقب آن امام اشاره کرده است.

تمام مطالب برگرفته از کتاب‌های پیشینیان است، ولی گاهی این اخبار با استناد کامل بیان می‌شود و گاهی نیز مؤلف بدون اشاره به نام گویندگان، تنها به گزارش جریانات می‌پردازد.

کتاب إرشاد از معتبرترین کتاب‌های تاریخی شیعه است و مرجع بسیاری از کتاب‌‌های حدیثی و تاریخی پس از خود قرار گرفته است.

به نظر می‌رسد مؤلف، این کتاب را برای عموم مسلمانان (شیعه و سنی) نگاشته است؛ چنانچه رعایت تقیه و برخی قرائن دیگر این مدعا را تأیید می‌کند.[۵۶]

۳ـ شیخ مفید اگر خبری معتبر دال بر مسمومیت و شهادت امامان نداشته، تذکر داده است، مثلاً در مورد شهادت امام جواد نوشته است: وَ قِیلَ أنَه مَضی مَسمُوماً و لم یثبت بِذلِک عِندِی خَبَرٌ فَأشهَدُ به.[۵۷]

۴ـ کتاب إرشاد از دو جلد تشکیل شده که تمام جلد اول آن به تاریخ زندگانی امام علی مربوط است و در جلد دوم زندگانی دیگر امامان بررسی شده است. جریان صلح امام حسن از متون خواندنی این جلد است.

۵ـ در این کتاب استدلال‌های کلامی خوبی در اثبات امامت امامان دیده می‌شود.

۶ـ نظرات حدیثی گوناگون شیخ مفید را می‌توان در ذیل احادیث این کتاب مطالعه کرد. جمع‌آوری این نظرات می‌تواند به رشد علم فقه‌الحدیث یاری رساند.

فصل سوم: روایات عددی

در پاره‌ای از روایات از اعداد استفاده شده است. معصومان برای تفهیم بهتر مقصود خویش به مخاطبان از عدد بهره جسته‌اند. در این‌گونه روایات، آنان آموزه‌های خویش را دسته‌بندی کرده و در ذیل دسته‌های شمرده شده به مخاطب منتقل کرده‌اند. این شیوه در آسان‌‌سازی فهم و یادگیری بسیار مؤثر است.

در بین کتاب‌های حدیثی شیعه، کتاب خصال و کتاب مواعظ العددیه به همین شیوه تألیف شده است.

بعدها آثاری همچون الاثنی عشریه فی المواعظ العددیه[۵۸] اثر محمد بن محمد حسینی عاملی از نوادگان شهید ثانی (در قرن یازدهم)‌ و الدرر السنیه فی المواعظ العددیه من الآحادیه‌ إلی آخر العشاریه[۵۹] اثر میرزا حسن حسینی یزدی حائری (قرن سیزده) به تقلید از صدوق شکل گرفت.

خصال از کتاب‌های مشهور شیعه است که از دیر باز مورد توجه دانشمندان و عموم شیعیان بوده است. گزینش احادیث زیبا و ابتکار در سبک تألیف، سبب شده که این کتاب همواره نظر خوانندگان را به خود معطوف سازد.

کتاب خصال به ترتیب اعداد از عدد یک شروع و تا باب صد و بیش از صد ادامه می‌یابد. نوزده باب نخست از باب الواحد (باب خصلت‌های یگانه) تا ابواب التسعه عشر (باب خصلت‌های نوزده‌گانه) به ترتیب اعداد تنظیم شده‌اند. این ابواب بدنه اصلی کتاب را شکل داده و بیشترین صفحات و روایات خصال در همین نوزده باب نخست گرد آمده است.[۶۰] از آنجا که ذیل تمام اعداد افزون بر بیست روایت در دست نیست،‌ صدوق ابواب بعد از بیست را در هفت باب این‌گونه نامبردار کرده است:

ابواب العِشرِینَ وَ ما فُوقَه، اَبوَابُ الثلاثین و ما فوقه، ابواب الخمسین و ما فوقه، ‌ابواب السبعین و ما فوقه، ‌ابواب الثمانین و ما فوقه، ‌باب الواحد الی المائه (ابواب المائه و ما فوقه).

تمام روایات خصال با سند متصل مؤلف از معصومان گزارش شده است. بیشتر این روایات از طریق راویان شیعی است و بخشی دیگر را شیخ صدوق از مشایخ سنی خود گزارش کرده است.

برخی از روایات مهم و مشهور این کتاب عبارت‌اند از: حدیث رَفع[۶۱] (برداشته شدن تکلیف ۹ چیز)، حدیث ۱۲ خلیفه و امام بعد از نبی[۶۲]، حدیث ۳۰ علامت امامان[۶۳]، حدیث ثواب حفظ ۴۰ حدیث و بیان ۴۰ حدیث از پیامبر برای امام علی[۶۴]، حدیث رساله حقوق[۶۵] امام سجاد بیان ۵۰ حق از حقوق طرفین، حدیث ۷۰ منقبت اختصاصی امام علی[۶۶]، حدیث اربعمائه[۶۷] بیان ۴۰۰ حدیث توسط امام علی برای یاران‌شان در یک جلسه و حدیث تعلیم ۱۰۰۰ باب علم به امام علی.[۶۸]

کتاب حاضر شامل ۱۲۵۵ حدیث است که در ۲۶ باب تنظیم شده است. گوناگونی موضوعات و کوتاهی احادیث کتاب خصال با وجود حجم کم،‌ سبب شده که این اثر به دائره ‌المعارف بزرگی از معارف اسلامی تبدیل و در شمار مجموعه‌های نفیس روایات اهل بیت رسول خدا به حساب آید.

فصل چهارم:‌ مسندنویسی

«مسند» در اصطلاح سبک‌شناسی به کتاب‌‌هایی گفته می‌شود که مجموعه روایات هر صحابی از پیامبر خدا، اعم از روایات صحیح، حسن و ضعیف، به دنبال نام او ذکر شده باشد.[۶۹]

چند کتاب مسند نیز همسو با مسانید اهل سنت در همان قرون نخست به دست شیعیان نگاشته شد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

مسند الرضا یا صحیفه‌ الرضا اثر احمد بن عامر بن سلیمان طایی (نیمه دوم قرن سوم)؛

مسند زید بن علی بن الحسین؛

مسند الإمام موسی بن جعفر از موسی بن ابراهیم مروزی (متوفی پس از ۲۲۹ ق)؛

مسند الرضا از مؤلفی ناشناخته (م ۸۸۲ ق)؛

مسند الحبری منسوب به حسین بن حکم بن مسلم حبری (م ۲۸۶ ق).

این مسانید اکنون موجود و در دسترس علاقه‌مندان است. از پاره‌ای مسانید شیعی تنها نامی باقی مانده است و متأسفانه خود آنها به دست ما نرسیده است. نام برخی از این مسانید عبارت‌اند از:

مسند محمد بن حنفیه (م ۸۱ ق)؛ المسند از قیس بن ربیع السندی (م ۱۵۰ ق)؛ المسند از عبیدالله بن موسی عبسی (م ۲۱۳ ق)؛ المسند از یحیی بن عبدالحمید حمّانی (م ۲۲۸ ق)؛ مسند الذّکر از محمد بن منصور مرادی (م ۲۹۰ ق).

چند اثر همسو با مسانید نیز در شیعه وجود دارد که عبارت‌اند از:

تحف العقول از ابن شعبه حرّانی؛

نزهه‌ الناظر از حسین بن محمد بن الحسن الحلوانی؛

الدره‌ الباهره من الأصداف الطاهره، منسوب به شهید اول.

نویسندگان این کتاب‌ها احادیث معصومان را ذیل عنوان هر معصوم آورده‌اند. اگر در معنای اصطلاحی مسند،‌ قدری تسامح کنیم،‌ می‌توانیم گردآوری کلمات هر معصوم را نیز «مسند» بنامیم. در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی در این زمینه انجام شده است.[۷۰]

آقای عزیزالله عطاردی سخنان بیشتر معصومان را در کتاب‌هایی به نام «مسند» جمع‌آوری کرد‌ه است.

یکی از مشهورترین منابع حدیثی شیعه کتاب تحف العقول[۷۱] تألیف أبو محمّد حسن بن علی حرّانی[۷۲] از اعلام قرن چهارم هجری و معاصر با شیخ صدوق است. این کتاب از دیرباز مورد توجه اهل دانش شیعه بوده و به جهت ترتیب و گزینش نیکوی نویسنده همواره عموم شیعیان حدیث‌جو نیز با این کتاب انسی ویژه داشته‌اند.

نام کامل این اثر تحف العقول عن آل الرسول است که در برگردان فارسی می‌توان آن را ره‌آورد خرد از خاندان پیامبر دانست.

در مقدمه کتاب می‌نویسد:

علمای شیعه کتاب‌‌های مختلفی در احکام و فرائض نوشته‌اند و لزومی به نگارش جدید در آن موضوعات نیست. کلمات ائمه مشتمل بر حکمت‌ها و مواعظ مختلفی است که شامل وعد و وعید و ترغیب بر مکارم اخلاق و نهی از بدی‌ها است و نیز شامل احادیث کوتاهی است که از آن بزرگان نقل گردیده که معانی بلندی در بر دارد. چون کتابی مشتمل بر این مواعظ، حکمت‌ها و احادیث کوتاه نوشته نشده بود این کتاب را تألیف کردم.[۷۳]

بعضی از محققان معاصر با مقایسه بخشی از روایات علوی موجود در این کتاب با نهج ‌البلاغه در‌یافته‌اند که متن تحف العقول کامل‌تر و روان‌تر از متن نهج‌ البلاغه است.[۷۴] ارسال روایات (عدم ذکر اسناد) مهم‌ترین ایرادی است که به کتاب تحف العقول وارد ساخته‌اند. مؤلف خود دلیل این کار را اختصار و آسان‌سازی مطالعه یاد کرده است:‌ «و اسقطت الاسانید تخفیفا و ایجازا»[۷۵] و البته در ادامه به خواننده این اطمینان را داده است که تمام احادیث کتاب را به صورت سماع از استادان خویش با سلسله سند کامل شنیده است و چون بیشتر آنها در موضوع آداب و حکمت است، متن خود حدیث دلیلی بر درستی آن است.

گذشت که این کتاب را می‌توان در شمار ملحقات به سبک مسند دانست. نویسنده با به کارگیری ذوقی نیکو، روایات هر معصوم را ذیل نام وی سامان داده است. او به موضوع‌بندی در روایات نپرداخته است. آنچه برای وی مهم می‌نموده تفکیک روایات معصومان از یکدیگر بوده است. بنابراین مؤلف کتاب، ابتدا کلمات پیامبر و سپس به ترتیب سخنان یازده امام (غیر از صاحب الزمان) را در ابواب جداگانه جمع کرد‌ه است.

نوآوری دیگر ابن شعبه آن است که روایات را در ذیل نام هر معصوم به دو دسته تقسیم کرده است. او ابتدا خطبه‌ها یا نامه‌های طولانی را آورده و در آخر کلمات کوتاه منقول از آن معصوم را نقل می‌کند.

گفتنی است که بیشتر روایات این کتاب حکمت‌ها و مواعظ پیشینیان معصوم در ترغیب امر آخرت و بی‌اعتنایی به دنیا و توجّه به مکارم اخلاقی و آداب ممدوح دینی است.

نویسنده چنانچه در مقدمه وعده داده بود، در پایان کتاب پس از پایان احادیث امام یازدهم، مناجات خداوند متعال با حضرت موسی و حضرت عیسی و نیز اندرزهای حضرت مسیح را نیز بیان کرده است. پایان بخش مطالب کتاب وصایای مفضل بن عمر، به شیعیان است. در این وصایا روایاتی از امام صادق آمده است.

برخی از روایات مهم و مشهور در این کتاب عبارت‌اند از:

۱ـ سه وصیت پیامبر به حضرت علی، و توصیه‌هایی به معاذ بن جبل.

۲ـ سخنرانی پیامبر خدا در حجه ‌الوداع.

۳ـ خطبه امام علی در موضوع اخلاص و خطبه‌های معروف به وسیله و دیباج.

۴ـ نامه‌ها و وصایای حضرت علی به امام حسن ‌و وصیت امام حسین.

۵ـ عهدنامه مالک اشتر، توصیف متقین، حدیث اربعمائه.

۶ـ رساله حقوق امام زین‌العابدین .

۷ـ توصیه امام صادق به عبدالله بن جندب، سفارش به جماعت شیعیان.

۸ـ سخنان امام صادق معروف به نثر الدرر، رساله‌ای در وجوب خمس و غنائم، معایش عباد.

۹ـ احتجاج امام جعفر صادق با سفیان ثوری و صوفیه.

۱۰ـ توصیه امام کاظم به هشام بن حکم.

۱۱ـ پاسخ کامل امام رضا به مأمون درباره تمام احکام خدا.

۱۲ـ رساله امام هادی درباره جبر و تفویض، پاسخ به مجموعه سؤالات دانشمند عصر یحیی بن اکثم.

فصل پنجم: غیبت‌ نگاری

در تاریخ شیعه رخداد غیبت امام مهدی از ویژگی خاصی برخوردار است. تأثیر این رخداد بزرگ در روایات شیعی کاملاً‌ مشهود است. گروهی از دانشمندان به انگیزه گردآوری این‌گونه احادیث، غیبت‌نگاری را بنیان نهادند. بررسی کتاب‌های فهرست و رجال نشان از آن دارد که نگارش‌های حدیثی در این موضوع سال‌ها پیش از آغاز غیبت صغری شکل گرفته است.

گفتنی است که تنها تا پایان قرن پنجم ۵۷ نفر غیبت‌نگار شیعه، کتاب‌هایی را در اثبات غیبت تدوین کرده‌اند که ۱۶ نفر از ایشان پیش از غیبت به موضوع مهدویت و غیبت پرداخته‌اند.

از مجموع این‌گونه گزارش‌ها که معمولاً ‌از کسانی است که خود با تألیفات علمی کاملاً‌ آشنا بوده‌اند می‌توان نتیجه گرفت که نه تنها بسیاری از کتاب‌های غیبت به دست ما نرسیده است بلکه حتی تاریخ در ذکر نام آنها نیز کوتاهی کرده است.

گفتنی است که اگرچه بسیاری از کتاب‌های مربوط به غیبت‌نگاری، با عنوان «الغیبه» شناخته شده‌اند اما بعضی از غیبت‌نگاران از عناوین دیگری استفاده کرده‌‌اند. بعضی از این عناوین عبارت‌اند از: اخبار القائم، ‌دلائل خروج القائم، مولد القائم، اخبار المهدی، کتاب صاحب الزمان و…، به نظر می‌رسد کتاب‌‌هایی که با عناوین الملاحم، ‌الفتن، کشف الحیره، اخبار الوکلاء نگاشته شده‌اند، نیز به بخشی از موضوع غیبت بپردازند.

کتاب شریف کمال‌الدین و تمام النعمه از آثار مشهور در زمینه مهدویت است. این اثر پس از کتاب الغیبه‌ نعمانی تدوین شده است.

انگیزه نگارش: انگیزه این نگارش حاصل سه رخداد هم زمان است که برای نویسنده در یک سفر زیارتی رخ داده است:

۱ـ مواجه شیخ صدوق با شبهات متعدد مردم نیشابور درباره امام زمان، طول عمر و غیبت ایشان.[۷۶]

۲ـ پرسش‌های یک فیلسوف شیعی به نام شیخ نجم‌‌الدین أبو سعید محمد بن الحسن بن محمد بن أحمد بن علی بن الصلت قمی یکی از دانشمندان قمی مقیم بخارا در مسأله غیبت و طولانی شدن آن و انقطاع اخبار بوده است. این پرسش‌ها و تردیدها سبب تحیر عالم بخارایی شده بود که پاسخ‌های صدوق او را قانع می‌سازد.[۷۷]

۳ـ صدوق در مدت اقامتش در نیشابور شبی در رؤیا می‌بیند که طواف خانه خدا را به پایان رسانده و حجر را بوسیده است و در حال مناجات است که امام عصر را در کنار در خانه خدا زیارت می‌کند. امام به صدوق می‌فرماید: ‌چرا درباره‌ غیبت کتابی تألیف نمی‌کنی تا اندوهت را زایل سازد؟ و صدوق عرض می‌کند: یا ابن رسول الله! درباره غیبت پیش‌تر رساله‌هایی تألیف کرده‌‌ام.

و امام عصر در پاسخ شاکله کتاب جدید و مستقلی را برای غیبت ترسیم می‌کند که همان کتاب جاودان کمال‌الدین است امام این‌گونه کوتاه و جامع می‌فرمایند:

لیس علی ذلک السبیل آمرک أن تصنف و لکن صنف الآن کتابا فی الغیبه ‌و اذکر فیه غیبات الأنبیاء؛[۷۸]

نه به آن طریق، اکنون تو را امر می‌کنم که درباره غیبت کتابی تألیف کنی و غیبت انبیاء را در آن بازگویی.

این رؤیای صادقه سبب شد که صدوق نگارش کتاب را در همان نیشابور آغاز کند و تألیف را به شهر ری به تأخیر نیندازد.

او به فرموده امام عصر به غیبت‌های پیامبران پیشین اشاره کرده است. بنابراین هفت باب نخست کتاب را به روایات غیبت درباره‌ پیامبرانی چون ادریس، نوح، صالح، ابراهیم، یوسف و موسی پرداخته است. روایاتی که در کل ابواب آمده است را می‌توان در سه بخش بررسی کرد:

بخش نخست؛ ارائه شواهد تاریخی از امت‌های پیشین بر وقوع غیبت (مانند بیشتر ابواب بیست‌گانه نخست)

در این بخش مؤلف روایاتی را از غیبت پیامبران خدا مانند ادریس، نوح، صالح، ابراهیم، یوسف و موسی آورده است.

بخش دوم؛ اشاره به قواعد بنیادی و باورهای اصلی امامیه (مانند ابواب ۲۱، ۲۲، ۲۸، ۴۰ و…) در این ابواب روایاتی درباره چرایی غیبت، ضرورت وجود همیشگی امام در روی زمین، حدیث صحیفه و روایاتی درباره‌ وجود قطعی ائمه و پیشگویی تولد امام عصر.

بخش سوم؛ روایاتی که مستقیماً درباره‌ امام عصر و غیبت ایشان است. این بخش نیز در چند دسته قابل مطالعه است:

دسته اول: حتمیت غیبت و پیشگویی‌هایی از معصومان پیشین (مانند ابواب ۲۵ تا ۳۸)

دسته دوم: مسائل پیرامونی شخصیت قائم و ظهور ایشان مانند ولادت، مشاهده‌کنندگان ایشان و… (مانند ابواب ۳۹، ۴۱ تا ۴۳، و…)

دسته سوم:‌ یادکرد مطالبی در اثبات وجود امام عصر مانند ذکر اسامی معمرین و… .

 

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ معالم العلماء،‌ ص ۳۹ـ عمده این اصول در گذر ایام از بین رفته‌اند، از میان اصول روایی شیعه تعداد ۱۶ اصل باقی مانده که با عنوان «الأصول السته عشر» به چاپ رسیده است.

۲ـ در این‌باره ر. ک:‌ جلالی حسینی، مقاله الاصول الاربعمائه؛ دائره المعارف الاسلامیه الشیعیه، حسن الامین، ج ۴، ص ۲۶۸؛ پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ص ۱۹۳٫

۳ـ تهذیب المقال، ج ۱، ص ۹۳ و ۹۴٫

۴ـ جوامع اولیه مانند:‌کتاب الجامع الکبیر فی الفقه، تألیف یونس بن عبدالرحمن و النوادر، تألیف احمد بن محمد بن عیسی اشعری و المحاسن، تألیف احمد بن محمد بن خالد برقی و… امروزه تنها بخش‌هایی از کتاب النوادر و المحاسن به دست ما رسیده است.

۵ـ نهایه الدرایه، ص ۱۷۵؛ معجم مصطلحات الرجال و الدرایه، ص ۵۰٫

۶ـ رجال النجاشی، ص ۳۷۷

۷ـ علی بن إبراهیم بن هاشم قمی صاحب تفسیر علی بن إبراهیم (م بعد از ۳۰۷ ق).

۸ـ احتمالاً‌ عنوان الکافی به‌عنوان نام اثر کلینی از خطبه‌ وی در شروع کتاب اقتباس شده است،‌ آنجا که در پاسخ شخصی که از او تقاضای تدوین چنین کتابی را کرده بود می‌نویسد: و قلتَ أنّک تُحِبُّ أن یکونَ عندکَ کتابٌ کافٍ یجمعُ فیه مِن جمیعِ فنونِ‌علمِ الدّینِ. الکافی، ج ۱، ص ۸ و ۹ـ یعنی: گفته بودی که علاقه‌مندی کتابی در اختیار تو قرار گیرد که تو را کفایت کند و تمام فنون علم دین در آن گرد آمده باشد.

۹ـ «کتاب الکافی… أضبط الأصول و أجمعها ‌و أحسن مؤلفات الفرقه الناجیه و أعظمها»، مرأه‌العقول، ج ۱، ص ۳

۱۰ـ الکافی، ج ۱، ص ۹

۱۱ـ آقای «امین ترمس العاملی» مجموعه روایات ثلاثی الکافی را در کتابی گرد آورده و با نام ثلاثیات الکلینی و قرب الاسناد چاپ کرده است. این مجموعه شامل ۱۳۵ حدیث ثلاثی است.

۱۲ـ رجال النجاشی، ص ۳۸۹

۱۳ـ ر. ک: معانی الأخبار، مقدمه ربانی شیرازی، ص ۳۷ ـ ۶۸ شامل نام ۲۵۲ نفر از اساتید شیخ صدوق.

۱۴ـ ظاهراً شیخ صدوق چند بار به بغداد که مرکز علمی آن عصر به شمار می‌رفت سفر کرده است. نجاشی زمان ورد وی به بغداد را سال ۳۵۵ ثبت کرده است (رجال النجاشی، ص ۳۸۹).

۱۵ـ ر. ک: صدوق، ‌معانی الأخبار، مقدمه آقای عبدالرحیم ربانی شیرازی، ص ۱۷ ـ ۲۵؛ مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۱۶۴ ـ ۱۷۰٫

۱۶ـ نجاشی درباره وی می‌نویسد: و سمع منه شیوخ الطائفه و هو حدث السن. رجال النجاشی، ص ۳۸۹

۱۷ـ معالم العلماء، ص ۹۹؛ خلاصه‌ الاقوال، ص ۷۲

۱۸ـ آثار حدیثی موجود از شیخ صدوق (برای مطالعه بیشتر).

۱ـ التوحید: شامل مباحث توحیدی موجود در روایات.

۲ـ الخصال:‌ دسته‌بندی احادیث مختلف بر مبنای اعداد.

 

۱۹ـ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص، ۵۶۵ ـ ۶۲۶

۲۰ـ مشیخه در لغت اسم مکان از «شیخ» به معنای محل ذکر مشایخ است. مشیخه در اصطلاح فهرستی از سندهایی است که برای اتصال سلسله سند به مشایخ یا کتبی که روایات از آنها نقل شده است به کار می‌رود؛ از مجموع ۵۹۹۸ روایت کتاب حدود ۳۹۴۳ روایت را می‌توان با استفاده از مشیخه مسند ساخت.

۲۱ـ اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۱۵۹

۲۲ـ ر. ک: همان، ‌ج ۱، ص ۶۶ ـ ۷۱ و ۲۰۶ ـ ۲۲۷

۲۳ـ عبارت سید محسن امین در این‌باره چنین است: و الحق ان الشیخ أول باحث نقد الأحادیث و حاول الجمع بین مختلفات‌ها و متعارضات‌ها لتلک الغایه الکلامیه التی أشرنا. اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۱۶۴

۲۴ـ العده ‌فی أصول الفقه، ج ۱، ص ۱۳۷ و ۱۳۸

۲۵ـ ر. ک:‌ الوافی، ج ۱، مقدمه و مقدمه دیوان فیض، ج ۱، ص ۷۵

۲۶ـ همان، ص ۷

۲۷ـ همان، ‌ص ۴ و ۵

۲۸ـ جزءهای الوافی عبارت‌اند از:

۱ـ کتاب العقل و العلم و التوحید.

۲ـ کتاب الحجه.

۳ـ کتاب الإیمان و الکفر.

۴ـ کتاب الطهاره و التزین.

۵ـ کتاب‌ الصلاه‌ و الدعاء‌ و القرآن.

۶ـ کتاب الزکاه و الخمس و المَبرّات (مبرات شامل: قرض، عتق،‌ مکاتبه، وقف و هبه).

۷ـ کتاب الصیام و الاعتکاف و المعاهدات.

۸ـ کتاب الحج و العمره و الزیارات.

۹ـ کتاب الحسبه و الأحکام و الشهادات (کتاب الحسبه شامل مباحث حدود، جهاد، قصاص و دیات است).

۱۰ـ کتاب المعایش والمکاسب و المعاملات (شامل مباحثی همچون صناعات، تجارات، زراعات، اجاره، دیون، ضمان، رهن و امانات).

۱۱ـ کتاب المطاعم و المشارب و التجمّلات (تجملات شامل مباحثی همچون: ملابس، مراکب، مساکن و دواجن است).

۱۲ـ کتاب النکاح و الطلاق و الولادات.

۱۳ـ کتاب الجنائز و الفرائض و الوصیات (کتاب الفرائض مشتمل بر مباحث ارث است).

۱۴ـ کتاب الروضه الجامعه للمتفرقات.

 

۲۹ـ الوافی، ج ۱، ص ۴۰٫

۳۰ـ مثلاً در کتاب الجهاد (جلد ۱۵ وسائل الشیعه) پس از ذکر احادیث فقهی جهاد با دشمن، بحث گسترده‌ای را تحت عنوان «ابواب جهاد النفس و ما یناسبه» مطرح کرده و در آن احادیث اخلاقی متعددی را در موضوعاتی همچون توکل، تقوا، ورع، عفت، ‌تواضع و… ذکر کرده است. این بخش مستقلاً با نام ترجمه جهاد النفس وسائل الشیعه به چاپ رسیده است.

۳۱ـ این فوائد عبارت‌اند از:.

۱ـ طرق و اسانید شیخ صدوق که معمولاً در کتاب من لا یحضره الفقیه نیامده است.

۲ـ طرق و اسانید شیخ طوسی که در آخر تهذیب و استبصار آمده است.

۳ـ طرق و اسانید کلینی و مراد از عدّه‌هایی که از آنان نقل حدیث نموده است.

۴ـ مآخذ و منابع کتاب وسائل؛

۵ـ طرقی که مؤلف به وسیله آنها از مؤلفان منابع مزبور نقل حدیث می‌کند.

۶ـ اثبات صحّت منابع مزبور.

۷ـ اصحاب اجماع و صاحبان اصول احادیث و جمعی که توسط ائمه توثیق شده‌اند.

۸ـ قرائنی که موجب وثوق به صدور حدیث می‌شود.

۹ـ استدلال بر صحت کتب حدیثی که از آنها نقل کرده است و اعترض به اصطلاح جدید علمای درایه که احادیث را به چهار نوع تقسیم کرده‌اند.

۱۰ـ جواب به اعتراضات وارد بر اخباریان.

۱۱ـ احادیث مضمر و تعیین مضمر‌عنه (کسی که به جای ذکر نامش از ضمیر استفاده شده است).

۱۲ـ احوال راویان حدیث به ترتیب حروف الفبا؛ این بخش کتاب رجالی مختصر و سودمندی است که شیخ حر عاملی در آن راویان بسیاری را توثیق نموده است.

۳۲ـ سیزده کتاب از کتاب‌های شیخ صدوق (همانند خصال و علل الشرایع و عیون الاخبار و…) همچنین ارشاد و امالی و مقنعه (همگی از شیخ مفید)، امالی و مصباح المتهجد (از شیخ طوسی)، مسائل علی بن جعفر،‌ قرب الاسناد محاسن برقی، نهج‌البلاغه، تحف العقول،‌ مجمع‌البیان و کامل الزیارات و… از مصادر شیخ حر عاملی در تألیف کتاب وسائل هستند.

۳۳ـ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۶۰٫

۳۴ـ پدربزرگ علّامه، ملا مقصود از دانشمندان باتقوا بود. وی به خاطر کلام زیبا و اشعار دلنشین و رفتار و گفتار نیکو در محافل و مجالس به مجلسی ملقب شده بود و به همین جهت این خاندان عالی‌قدر نیز بدین نام شهرت یافته‌‌اند.

۳۵ـ مرحوم سید محسن امین در اعیان الشیعه، ۱۲ عنوان از آثار عربی ایشان را نام برده است، ر. ک: ج ۹، ص ۱۸۳؛ اما آقای احمد عابدی در کتاب آشنایی با بحارالأنوار با تتبعی که انجام داده‌‌اند، تعداد عناوین آثار عربی علّامه مجلسی را به ۲۰ اثر رسانده است. ر. ک: ص ۶۱ و ۶۲ـ

۳۶ـ بحارالأنوار، ج ۱، ص ۳ و ۴

۳۷ـ همان، ص ۴

۳۸ـ عناوین این ده کتاب و رموز هر یک عبارت است از: امالی (با رمز لی)، خصال (با رمز ل)، عیون اخبار الرضا (با رمز ن)، علل الشرائع (با رمز ع)، معانی الأخبار (با رمز مع) و توحید صدوق (با رمز ید) که این کتاب‌ها همگی از آثار شیخ صدوق است. عناوین سایر کتاب‌ها نیز بدین شرح است: قرب الاسناد حمیری (با رمز ب)، امالی یا مجالس شیخ طوسی (با رمز ما)، تفسیر علی بن ابراهیم قمی (با رمز فس)،‌ احتجاج طبرسی (با رمز ج).

۳۹ـ این فهرست که سنگ‌بنای اولیه بحار به شمار می‌آید، هم‌اکنون در جلد ۱۰۳ بحار (چاپ بیروت) عیناً به خط علّامه مجلسی چاپ شده است.

۴۰ـ در بین این منابع به غیر از کتاب شهاب الأخبار بقیه کتب کاملاً شیعی است. علّامه مجلسی، قاضی نعمان بن محمد صاحب دعائم الاسلام را هم شیعه می‌داند.

۴۱ـ ر. ک:‌ بحارالأنوار، ج ۱، ص ۴۸۴۶، جدول این رموز در فصل سوم مقدمه و نیز در پایان برخی از مجلدات بحار آمده است.

۴۲ـ از این ۸۵ منبع،‌۲۰ مورد کتب لغت، ۱۳ مورد کتب شرح احادیث و ۵۲ مورد کتب حدیث، تاریخ و… از اهل سنت است.

۴۳ـ ر. ک: بحارالأنوار، ج ۱، ص ۴۷ـ وی در این‌باره می‌نویسد: «إنّا إنما ترکنا إیراد أخبار بعض الکتب المتواتره فی کتابنا هذا کالکتب الأربعه لکونها متواتره ‌مضبوطه لعله لا یجوز السعی فی نسخها و ترکها».

۴۴ـ فهرست بخش‌های بیست و پنج‌ گانه بحار بر اساس تقسیم مؤلف، همراه با شماره‌ جلد آن منطبق با چاپ‌های صد و ده جلدی بیروت عبارت‌اند از:

۱ـ کتاب العقل و العلم و الجهل. (مطابق با جلد ۱ و ۲)

۲ـ کتاب التوحید. (مطابق با جلد ۳ و ۴)

۳ـ کتاب العدل و المعاد. (مطابق با جلد ۵ ـ ۸)

۴ـ کتاب الاحتجاجات و المناظرات و جوامع العلوم. (مطابق با جلد ۹ و ۱۰)

۵ـ کتاب قصص الأنبیاء. (مطابق با جلد ۱۱ـ ۱۴)

۶ـ کتاب تاریخ نبینا و أحواله . مطابق با جلد ۱۵ـ ۲۲)

۷ـ کتاب الإمامه و فیه جوامع أحوالهم. (مطابق با جلد ۲۳ـ ۲۷)

۸ـ کتاب الفتن و فیه ما جری بعد النبی ص من غصب الخلافه‌ و غزوات أمیرالمؤمنین . (مطابق با جلد ۲۸ـ ۳۴)

۹ـ کتاب تاریخ أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه و فضائله و أحواله. (مطابق با جلد ۳۵ـ ۴۲)

۱۰ـ کتاب تاریخ فاطمه و الحسن و الحسین صلوات الله علیهم و فضائلهم و معجزاتهم. (مطابق با جلد ۴۳ـ ۴۵)

۱۱ـ کتاب تاریخ علی بن الحسین و محمد بن علی الباقر و جعفر بن محمد الصادق و موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیهم و فضائلهم و معجزاتهم. (مطابق با جلد ۴۶ـ ۴۸)

۱۲ـ کتاب تاریخ علی بن موسی الرضا و محمد بن علی الجواد و علی بن محمد الهادی و الحسن بن علی العسکری و أحوالهم و معجزاتهم صلوات الله علیهم. (مطابق با جلد ۴۹ـ ۵۰)

۱۳ـ کتاب الغیبه ‌و أحوال الحجه القائم صلوات الله علیه. (مطابق با جلد ۵۱ـ ۵۳)

۱۴ـ کتاب السماء‌ و العالم؛ این کتاب شامل مطالبی درباره عرش، کرسی، افلاک،‌ عناصر، ‌موالید، فرشتگان، جن، انس، وحوش، پرندگان و دیگر حیوانات و نیز ابواب صید و ذباحه و طب است. (مطابق با جلد ۵۴ـ ۶۳)

۱۵ـ کتاب الإیمان و الکفر و مکارم الأخلاق. (مطابق با جلد ۶۴ـ ۷۰)

۱۶ـ کتاب الآداب و السنن و الأوامر و النواهی و الکبائر و المعاصی و فیه أبواب الحدود. (مطابق با جلد ۷۰ ۷۳ و ۷۶)‌

۱۷ـ کتاب الروضه‌ و فیه المواعظ و الحکم و الخطب. (مطابق با جلد ۷۴ و ۷۵)

۱۸ـ کتاب الطهاره‌ و الصلاه. (مطابق با جلد ۷۷ـ ۸۸)

۱۹ـ کتاب القرآن و الدعاء. (مطابق با جلد ۸۹ـ ۹۲)

۲۰ـ کتاب الزکاه و‌ الصوم و فیه أعمال السنه. (مطابق با جلد ۹۳ـ ۹۵)

۲۱ـ کتاب الحج. (مطابق با جلد ۹۶ و ۹۷)

۲۲ـ کتاب المزار. (مطابق با جلد ۹۸ و ۹۹)

۲۳ـ کتاب العقود و الإیقاعات. (مطابق با جلد ۱۰۰ و ۱۰۱)

۲۴ـ کتاب الأحکام . (مطابق با جلد ۱۰۱ و ۱۰۲)

۲۵ـ کتاب الإجازات. (مطابق با جلد ۱۰۴ـ ۱۰۷)

 

۴۵ـ چاپ ۱۱۰ جلدی بیروت عیناً‌ عکس‌برداری از چاپ ۱۱۰ جلدی ایران است،‌ با این تفاوت که در چاپ ایران، سه جلد «فهارس بحار» که توسط آقای سید هدایت‌الله مسترحمی تنظیم و در جلدهای ۵۴ و ۵۵ و ۵۶ یعنی دقیقاً سه جلد میانی این دوره درج شده بود، در چاپ بیروت به مجلدات آخر (۱۰۸ و ۱۰۹ و ۱۱۰) منتقل شده است. از این‌رو،‌ شماره جلدهای ۵۴ تا ۱۰۷ بیروت سه شماره با چاپ ایران اختلاف دارد؛ مثلاً مطالب جلد ۱۰۰ چاپ بیروت عیناً مطابق جلد ۱۰۳ چاپ ایران است.

۴۶ـ بحارالأنوار، ج ۱، ص ۴

۴۷ـ نام برخی از این رساله‌ها عبارت است از: رساله امام هادی در پاسخ به جبر و تفویض و اثبات عدل الهی. مسائل علی بن جعفر. رساله استحاله السهو علی النبی. قصه جزیره خضراء. کتاب طب النبی منسوب به ابوالعباس مستغری. رساله‌ الحقوق از امام سجاد . توحید مفضل.

۴۸ـ میزان الحکمه نخست در ده جلد به چاپ رسید، سپس در چهار جلد همراه با یک جلد فهرست با اصلاحات سودمندی عرضه گردید. چاپ اخیر این مجموعه به همراه ترجمه فارسی آن در ۱۵ جلد با فهرست‌های سودمند توسط موسسه فرهنگی دارالحدیث منتشر شده است.

۴۹ـ مجموعه میزان الحکمه مقدمه طرح بزرگی است که در آن تمامی روایات مرتبط با مسائل فکری، اخلاقی و اجتماعی از منابع مختلف حدیثی شیعه و اهل سنّت استخراج شده و در ذیل موضوعات مشخص در یک مجموعه بزرگ به نام موسوعه میزان الحکمه عرضه خواهد شد بخشی از این موسوعه تاکنون منتشر گردیده است.

۵۰ـ میزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۴۱۳

۵۱ـ همان،‌ ص ۳۷

۵۲ـ نهج‌البلاغه، نامه ۳۱، نامه امام علی به فرزندشان امام حسن .

۵۳ـ دانش‌نامه جهان اسلام، ج ۶، ص ۹۸

۵۴ـ الفهرست ابن ندیم، ص ۱۹۰، ش ۱۵۰٫

۵۵ـ جرجی زیدان در کتاب تاریخ تمدن اسلام می‌نویسد: «تا نیمه قرن سوم هجری کتب تاریخی مسلمانان و طبقات به تاریخ جنگ‌ها و فتح‌ها محدود بود. از آن زمان به بعد به تدوین تاریخ عمومی ممالک و ملل قدیم و جدید مشغول شدند و قدیم‌ترین تاریخ عمومی اسلامی،‌ تاریخ ابن واضح،‌ معروف به یعقوبی،‌ در دو مجلد است که یک مجلد آن مربوط به تاریخ یهود و هند و یونان و روم و ایران و غیره و جلد دیگر راجع به تاریخ اسلام از آغاز تا زمان معتمد عباسی است که در سال ۲۵۶ هجری به خلافت رسید.» (ص ۴۹۹).

۵۶ـ به‌عنوان مثال شیخ مفید در پایان باب ذکر أولاد امیرالمؤمنین می‌نویسد: «و فی الشیعه مَن یذکر… فعلی قولِ هذه الطائفه… و الله أعلم». نظیر این‌گونه عبارات در مجموع کتاب إرشاد دیده می‌شود. به نظر می‌رسد شیخ مفید در نظر داشته تا وقایع تاریخی را با انصاف تمام و بدون هیچ‌گونه تعصب و یک‌جانبه‌نگری برای خواننده ترسیم کند. بنابراین سعی کرده است خود را بی‌طرف جلوه دهد؛ الإرشاد، ج ۱، ص ۳۵۵

۵۷ـ الإرشاد، ج ۲, ص ۲۹۵

۵۸ـ این کتاب دارای یک مقدمه و دوازده باب و یک خاتمه است. باب اول احادیث یکی‌ها تا باب دوازده که دوازده‌تایی‌ها را آورده است. در هر باب ابتدا احادیث نبوی از طریق شیعه سپس از دیگر طرق روایات حضرت را آورده است. آنگاه روایات ائمه را به ترتیب از امیرالمؤمنین، امام حسن و… آورده است. پس از آن کلمات حکماء‌ و عرفاء را نگاشته است. تدوین این اثر در نهم رجب سال ۱۰۶۸ ق پایان یافته است. (الذریعه، ج ۱، ص ۱۱۹، ش ۵۷۶

۵۹ـ الذریعه،‌ ج ۸ ، ص ۱۲۷، ش ۴۶۴

۶۰ـ کل کتاب خصال ۶۵۲ صفحه است که ۱۹ باب نخست ۵۱۱ صفحه است.

۶۱ـ همان،‌ ص ۴۱۷

۶۲ـ همان، ص ۴۶۶

۶۳ـ همان، ص ۵۲۷

۶۴ـ همان،‌ص ۵۴۱

۶۵ـ همان، ص ۵۶۴

۶۶ـ همان،‌ ص ۵۷۲

۶۷ـ همان،‌ ص ۶۱۰ این حدیث در کتاب تحف العقول نیز آمده است.

۶۸ـ همان، ‌ص ۶۲۲

۶۹ـ الرساله‌ المستطرفه.

۷۰ـ برای اطلاع بیشتر نگاه کن: سبک شناخت کتاب‌های حدیث، ص ۳۰۲

۷۱ـ متن عربی این کتاب با تحقیق و تصحیح و توضیحات آقای علی اکبر غفّاری در یک جلد توسّط مؤسسه انتشارات اسلامی قم منتشر شده است. این اثر توسط آیه‌ الله محمّدباقر کمره‌ای به فارسی ترجمه شده و انتشارات اسلامیه آن را منتشر کرده است.

۷۲ـ حرّان یکی از روستاهای اطراف شهر حلب در سوریه است. حلب در سده‌های چهارم تا هفتم از مراکز علمی مهم شیعه بوده است.

۷۳ـ تحف العقول، ص ۲

۷۴ـ حجه ‌الاسلام والمسلمین استاد سید محمد کاظم طباطبایی در مقایسه بین عهدنامه مالک اشتر موجود در تحف العقول و نهج‌البلاغه و چندی دیگر از روایات علوی بر این باور است که سید رضی بعضی موارد این نامه ‌بلند را تقطیع کرده و متن تحف العقول از استواری بیشتری برخوردار است. همچنین استاد معتقد است که در مجموع استحکام متن احادیث تحف العقول در میان کتب روایی کم نظیر است.

۷۵ـ تحف العقول، ص ۲

۷۶ـ فوجدت أکثر المختلفین إلی من الشیعه ‌قد حیرتهم الغیبه‌ و دخلت علیهم فی أمر القائم الشبهه و عدلوا عن طریق التسلیم إلی الآراء و المقاییس). همان، ص ۳

۷۷ـ صدوق با بیان روایات نبوی و امامان درباره غیبت او را آرام ساخته و تردیدهایش را زایل می‌سازد. شیخ نجم‌الدین که از شنیدن احادیث صحیح صدوق به وجد می‌آید از او می‌خواهد تا اثری را در موضوع غیبت و طولانی شدن آن بنگارد و صدوق وعده می‌دهد که به هنگام بازگشت به وطنش در ری نگارش این کتاب را آغاز کند. همان.

۷۸ـ همان.

پاسخ دهید: