شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » قلمرو دانش » اجتهاد و تاریخ
اجتهاد و تاریخ | حجت‌الاسلام مهدی پیشوایی
82 بازدید

خلاصه
اجتهاد در تاریخ که اصطلاحاً تحلیل در تاریخ نامیده می‌شود، عبارت است از نقد و بررسی قضایای تاریخی به منظور کشف واقعیت قضایا به مدد ابزاری که در اختیار مورخ است. و این، امر آسانی نیست.
مهمترین اصولی را که تحلیل‌گران تاریخ در نقد و بررسی حوادث تاریخی از آنها استفاده می‌کنند، می‌توان به اختصار چنین جمع‌بندی کرد.
۱ـ الف ـ گردآوری شواهد و قرائن تاریخی پیرامون حادثه و استنتاج و استنباط واقعیت حادثه از مجموع آنها؛
ب‌ـ بررسی امکان وقوع حادثه تاریخی در اوضاع و شرایط زمانی مورد بحث؛
ج‌ـ نقد و بررسی سندی گزارش‌های تاریخی.

 

 دانستن تاریخ برای طلاب چه ضرورتی دارد و در بعد علمی و حوزوی آنها چه تاثیری می‌تواند داشته باشد؟
استاد: تاریخ یکی از شاخه‌های علوم انسانی است و تاریخ اسلام یکی از شاخه‌های علوم اسلامی است. از این‌رو در ردیف سایر علوم اسلامی، آموزش آن برای طلاب لازم است و در بعد عملی و علمی حوزوی آنها تاثیر دارد. علاوه بر این، تاریخ تنیدگی خاصی با فقه و تفسیر و سایر علوم حوزوی دارد. به‌عنوان نمونه سنت حضرات معصومین که یکی از منابع فقه و اجتهاد است از طریق تاریخ و روایات تاریخی به دست ما می‌رسد. فی‌المثل وقتی در فقه ادعا می‌شود فلان فتوا یا فلان روایت از روی تقیه صادر شده، این تاریخ است که مشخص می‌کند آن دوره، دوره تقیه بوده یا نه. نیز وقتی که ملاحظه می‌شود علی “ع” بر سر جهر به بسم الله در نماز چقدر تاکید می‌کند، بستر زمانی این تاکید و فضای صدور این حکم فقهی را تاریخ برای ما روشن می‌کند. شناسایی روایات غالیان و شناخت سران فرقه‌های باطل و تفکر و مسلک آنها از طریق تاریخ میسر است. در مورد بسیاری از آیات قرآن مجید، فضای نزول آنها را تاریخ بیان می‌کند و در پرتو آن فهم بهتر معنای حقیقی آن آیات میسر می‌شود (هر چند مورد مخصص نباشد). از این نظرها تاریخ در خدمت فقه است.

 طلاب چگونه باید تاریخ را بخوانند؟ آیا روشی برای کار تاریخی پیشنهاد می‌کنید؟
استاد: تاریخ اسلام همچون علوم دیگر تعریف خاص دارد، سیر تحول دارد، دارای مبانی، روش، مکتب و شاخه‌هایی است و مانند هر علم دیگر پرچمداران و تاثیرگذارانی داشته است. از زمان شکل‌گیری تاریخ‌نویسی اسلامی تاکنون هزاران کتاب در زمینه تاریخ اسلام تالیف شده است. در این میان جایگاه منابع اولیه و قدیمی، همچنان محفوظ است و شناخت آن منابع و مولفات آنها از الزامات بهره‌مندی از تاریخ است.
بنابر آنچه گفته شد تاریخ، همچون هر علم دیگر، نیازمند استاد و آموزش است و کسی بدون طی دوره آموزشی و استفاده از محضر استادان این علم نمی‌تواند به مرحله تخصصی برسد. بدین جهت چندین سال است که تاریخ یکی از دروس رسمی و تخصصی حوزه علمیه شده است و رشته تخصصی تاریخ همچون سایر رشته‌ها در حوزه علمیه دایر است و طلاب علاقه‌مند، در این دوره‌ها شرکت دارند و تعدادی تاکنون در مقطع سطح ۳ فارغ التحصیل شده‌اند.

 با توجه به اینکه همه نمی‌توانند در دوره‌های تاریخ شرکت کنند چه کتب و منابعی را برای بررسی و مطالعه تاریخی به طلاب پیشنهاد می‌کنید؟
استاد: چنان که روشن است شرکت در دوره‌های آموزشی ـ که در جواب سوال قبل گفته شد برای همه مقدور نیست. روحانیون محترم مقیم بلاد و شهرها و روستاها و نیز کسانی که از لحاظ سنی واجد شرایط نیستند از شرکت در این دوره‌ها محروم هستند در حالی که بسیار علاقه‌مندند از طریق مطالعه آزاد با تاریخ اسلام و تشیع آشنا شوند و به نظر می‌رسد در این حد نیز لازم است از تجارب و راهنمایی‌های استادان فن بهره‌مند شوند. بدین جهت به پیشنهاد معاونت تهذیب حوزه علمیه، با استفاده از نظر گروهی از استادان تاریخ، سیر مطالعات تاریخ اسلام در سه دوره مقدماتی، متوسطه و عالی، تهیه و تنظیم شده است. علاقه‌مندان می‌توانند آن را از دفتر فرهنگی معاونت تهذیب حوزه علمیه تهیه فرمایند.

 آیا فهم تاریخ در اجتهاد و فقاهت تاثیر دارد؟ اگر تاثیر دارد نمونه‌هایی از این تاثیر را بیان فرمایید.
استاد: پاسخ این سوال مثبت است. تاثیر تاریخ در فقاهت و اجتهاد نمونه‌های متعدد عینی دارد. از آن جمله حضرت آیت الله العظمی جعفر سبحانی طی مقاله‌ای، به‌عنوان نمونه، تاثیر تاریخ در استنباط حکم فقهی در چهار مورد زیر آن را به اثبات رسانده است: ۱ـ وجوب حلق یا تقصیر در عمره یا حج تمتع ۲ـ مسح بر خفین (نعلین) ۳ـ مدت عقد موقت زنان در جنگ اوطاس نبوده و نیز محدود به سه روز نبوده است ۴ـ حکم جهر به بسم الله که در روایات شیعه مورد تاکید قرار گرفته محدود به نمازهای جهریه نیست و شامل همه نمازهای یومیه است (نشریه کلام اسلامی، شماره ۵۹، پاییز ۱۳۸۵) به ‌جهت رعایت اختصار، از نقل تفصیلی این بحث صرف‌نظر نموده مطالعه مقاله یاد شده را که به قلم یک فقیه آشنا با تاریخ است، توصیه می‌کنیم. علاوه بر این، دایره تاثیر تاریخ در اجتهاد و فقاهت به قدری وسیع است که گروهی از مورخان، از برخی حوادث تاریخی، حکم فقهی استنباط کرده‌اند. این مطلب را در نوعی از کتاب‌های تاریخی مشاهده می‌کنیم که غالباً “فقه السیره” نامیده می‌شوند و امروز مورد استفاده هستند. در این نوع آثار تاریخی، احکام برخی موضوعات عقیدتی و فقهی و سیاسی و اجتماعی از سیره نبوی استخراج شده است. نمونه‌هایی از این نوع تاریخ‌ها از این قرار است:
۱ـ زادالمعاد فی هدی خیر العباد، تالیف ابوعبدالله ابن قیم جوزیه ۲ـ فقه السیره تالیف محمد غزالی مصری ۳ـ فقه السیره تالیف دکتر محمد سعید رمضان بوطی ۴ـ السیره النبویه دروس و بحر تالیف مصطفی سباعی ۵ـ دروس السیره النبویه و عبرها (فقه السیره) تالیف دکتر احمد محمد علیمی ۶ـ فقه السیره تالیف منیر محمد غضبان (برای آگاهی بیشتر درباره این‌گونه کتاب‌ها به مقاله: “فقه السیره نویسی” به قلم حجت الاسلام والمسلمین یعقوب جعفری، نشریه تاریخ در آینه پژوهش، سال هفتم، شماره اول، بهار ۱۳۸۹ مراجعه شود)

 آیا در خود تاریخ نیز نیاز به اجتهاد داریم؟ به چه معناست؟
استاد: بلی، در تاریخ نیز مثل علوم دیگر به اجتهاد نیاز داریم، ولی اجتهاد در تاریخ به سهولت برای همه کس مقدور نیست و مستلزم زحمات زیاد و سال‌ها انس و آشنایی و مطالعه در تاریخ و احاطه به منابع و حوادث تاریخی است. اجتهاد در تاریخ که اصطلاحاً تحلیل در تاریخ نامیده می‌شود، عبارت است از نقد و بررسی قضایای تاریخی به منظور کشف واقعیت قضایا به مدد ابزاری که در اختیار مورخ است. و این، امر آسانی نیست.

 آیا اصول خاصی برای اجتهاد در تاریخ نیاز است؟
استاد: اجتهاد (تحلیل) در تاریخ اصول و ابزاری دارد که تحلیل‌گران تاریخ در نقد و بررسی حوادث تاریخی از آنها استفاده می‌کنند. مهمترین این اصول را می‌توان به اختصار چنین جمع‌بندی کرد.
۱ـ الف ـ گردآوری شواهد و قرائن تاریخی پیرامون حادثه تاریخی مورد نظر و استنتاج و استنباط واقعیت حادثه از مجموع آنها (بر‌حسب مورد)
ب‌ـ بررسی امکان وقوع حادثه تاریخی در اوضاع و شرایط زمانی مورد بحث. مثلا اگر حادثه‌ای را در زمان خاصی به شخصی نسبت دهند که او در آن زمان فوت کرده بود، طبعاً آن گزارش اعتبار نخواهد داشت. این اصل را ابن خلدون در ابتدای مقدمه خود ابداع کرده است.
ج‌ـ نقد و بررسی سندی گزارش‌های تاریخی (با توجه به این که تواریخ اولیه به صورت روائی و مسند تالیف شده است، مانند تاریخ طبری، مغازی واقدی، ارشاد شیخ مفید، مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی و مقتل ابی مخنف)
استاد سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب “الصحیح من سیره النبی الأعظم” در نقد و بررسی قضایای تاریخی عمدتاً از روش اول استفاده کرده است.
چنان که گفته شد ابن خلدون (بنیانگذار تحلیل عقلی در تاریخ) در مقدمه خود روش دوم را ابلاغ کرده و با استفاده از آن برخی قضایای پذیرفته شده را رد کرده است.
مرحوم علامه امینی و مرحوم استاد سید مرتضی عسکری کارهای بزرگی که در بررسی‌های تاریخی انجام داده‌اند، عمدتاً از طریق نقد و بررسی سندی حوادث تاریخی است. کتاب عبدالله بن سبا و صد و پنجاه صحابی ساختگی تالیف علامه عسکری نمونه بارزی از به کارگیری نقد سندی برای رد یا قبول گزارش‌های تاریخی است.

پاسخ دهید: