شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 27 و 28 / صفحه اصلی / بخش سوم » تفسیر با زبان روز و برای مردم (تفسیر نسیم کوثر) در گفت وگو با یعقوب جعفری­ نیا

در این مصاحبه به بحث اینکه چگونه تفسیر را به زبان روز به مردم باید ارائه داد و طی کردن این مسیر چگونه است می‌پردازیم و استاد گرامی با توجه به تجربیات خود در تفسیری که تالیف کرده‌اند (تفسیر نسیم کوثر) ما را با بیان مثال­ها و … با این تجربیات و نکات آشنا می‌سازند.

رهنامه پژوهش: آیا تفسیر با زبان روز و متناسب با هر روزگاری قواعد خاصی یا زبان خاصی را می‌طلبد و باید با یک بیان و زبان خاصی این تفسیر را مطرح کرد؟ اگر قرآن فرا زمانی و مکانی است چطور در هر عصر یک زبان خاصی دارد؟

استاد: اینکه می‌گویند هر زمانی زبان خاص خودش را دارد این در روش ارائه مطالب است خود مطالب که فرا زمانی و فرا مکانی و جهانی و جاودانی است و منتهی در بیان آن مطالب باید با زبانی بیان شود که برای مردم آن عصر قابل فهم باشد و این تفاوت‌ها برای این است

رهنامه پژوهش: اگر متناسب با عصر خودمان بخواهیم این معارف را مطرح کنیم چه مسیری را باید طی کنیم؟ ظاهراً شما در تفسیر کوثر به این جنبه یک مقداری توجه داشته‌اید؟ آن سیر و مواردی که باید لحاظ شود تا این معارف را متناسب با زمان منتقل کنیم چه سیری است؟

استاد: موضوعات زیادی هست که باید در نظر گرفته شود از همه مهمتر خود معارف قرآن است آنچنان که هست. یعنی من به این مسئله خیلی حساس هستم که ما به خاطر مقتضیات زمان و حرف و حدیث‌هایی که روشنفکران و غربی‌ها و دیگران می‌گویند بعضی از آیات قرآن را یک طور دیگر تفسیر نکنیم. این کار خیلی بدی است، این همان تفسیر به رأی است و نمونه‌هایی دارد مثلاً، یک مورد آیه واضربوهن است که اگر زن ناشزه شد قرآن دستور به ضرب می‌کند خب ترتیب این است که موعظه کنید یا از او در بستر جدا شوید در آخر هم واضربوهن، زدن زنان خیلی مورد اعتراض غربی‌ها و روشنفکران داخلی واقع شده و می‌گویند توهین به شخصیت زنان است و چرا قرآن می‌گوید زنان را بزنید؟، یک عده از آقایان حسن نیت دارند ولی خب افتاده‌اند در دام تفسیر به رای، برای اینکه آنها را قانع کنند. یکی از اساتید حوزه خدا رحمتش کند درباره این آیه در کتابش گفته که این آیه نسخ شده است با چی نسخ شده؟ با روایات، کدام روایات؟ دو سه صفحه روایاتی که در آنها پیغمبر خدا و ائمه توصیه کرده‌اند که به زنان احترام و خوبی کنید و با اخلاق خوب رفتار کنید را بیان کرده و اینها را ناسخ این آیه می‌دانند. واقعا از این استاد بزرگوار تعجب می‌کنم که چطور این حرف را زده‌اند. این روایات مانع از آن آیه نیست. بله در اسلام، روایات و در خود قرآن، احترام به زنان و خانواده هست ولی در یک شرایط خاصی مسئله نشوز مطرح است و آنجا از باب بازدارندگی  در مورد خانواده‌ای که می‌خواهد از هم بپاشد این دستور را داده است. مثل حدود، مثلا قرآن فرموده که دست دزد را ببرید شما می‌گویید نسخ شده، چرا؟ چون راجع به حفظ سلامت انسان‌ها خیلی روایت داریم، بله این یک مورد خاص است یعنی واضربوهن را که این آقا آمده گفته نسخ شده، به نظرم این خیلی بالاتر از تفسیر به رای است یعنی جرات و جسارت به قرآن است. یک کسی گفته فقط اینها می‌خواهند آنها را راهنمایی کنند. یک کسی آمده گفته اضربهن یعنی زنان را به مسافرت ببرید. اضرب فی الارض داریم، ضربتٌ فی الارض یعنی مسافرت کردم. می‌گوییم مولانا چه ربطی دارد آن ضرب فی الارض، با فی متعدی شده است اینجا می‌گوید اضربوهن، فی ندارد. این چه بازدارندگی دارد که به مسافرت ببرید آن وقت زن‌ها نشوز می‌کنند که شوهرهایشان آنها را به مسافرت ببرند و از این قبیل زیاد است. اولین برنامه‌ای که مد‌نظرم هست و در اول تفسیر هم نوشته‌ام، اینکه من دربست خودم را در اختیار قرآن گذاشته‌ام. هر‌چه از قرآن می‌فهمم از حقایق و معارف، همان را من در این تفسیر می‌نویسم چه کسی خوشش بیاید یا نیاید. این اولین مبنای من است و از این آیات زیاد است. مبنای دوم اینکه همین آیات را، این‌طور آیات را که مورد سوال و شبهه و اینها است را می‌شود یک طوری تفسیر کرد که واقعا قانع‌کننده باشد و لازم هم نباشد ما از حقایق خودمان دست برداریم و تنازل کنیم مانند همین که عرض کردم، اضربوهن همان زدن است منتهی این مثل بریدن دست سارق است. مثل حد مثلا شرابخواری است. حدود است که بازدارندگی دارد که شخص از این حالت بیرون بیاید، مخصوصا اینکه زن‌ها و کودکان یک موجودات عاطفی هستند، مردها به قول معروف کتک‌خورشان خوب است. اینها خیلی احساساتی و عاطفی هستند و این باعث بازدارندگی‌شان می‌شود. البته نمی‌خواهد انتقام بگیرد یا طرف را اذیت کند بازدارندگی است. این مسئله را رد می‌شوم.

من به این مسئله خیلی حساس هستم که ما به خاطر مقتضیات زمان و حرف و حدیث‌هایی که روشنفکران و غربی‌ها و دیگران می‌گویند بعضی از آیات قرآن را یک طور دیگر تفسیر نکنیم. این کار خیلی بدی است، این همان تفسیر به رأی است.

من سعی می‌کنم که تا جایی که در توانم هست سوالات و شبهات و…. را بررسی کنم و پاسخ­های قانع‌کننده‌ای پیدا کنم در عین حالی که آن خط قرمزها رعایت شود که معارف قرآن را تغییر ندهم. یعنی خیلی هنر می‌خواهد و من سعی کرده‌ام و از خدا توفیق خواسته‌ام که این کار را بکنم. کسانی که تفسیر کوثر را بخوانند این را متوجه می‌شوند. روش من در تفسیر قرآن، این است که تفسیر من یک نوع تفسیر اجتهادی است، وقتی طلبه جوانی بودم علاقه به تفسیر داشتم، یک موضوعی من را رنج می‌داد. تفاسیر را که می‌خواندم و مخصوصا دو تفسیر مجمع البیان و فخر رازی را مطالعه می‌کردم دیدم اینها در بسیاری از آیات می‌گویند در اینجا وجوهی هست، اولها و ثانیها و… دیدم تک تک این وجه‌هایی که برای مفهوم آیه گفته‌اند قابل خدشه است و دلیل قابل خدشه‌ بودنش تعددش است. اگر این وجه اول قابل خدشه نبود وجه دوم را اصلا نمی‌گفتند دلیل اینکه همه اینها قابل خدشه است تعدد اینهاست. اینها قابل خدشه است پس آن آیه کجا رفت. معنای آن چه شد؟ این خیلی مرا رنج می‌داد. دغدغه من بود و شاید علت نوشتن تفسیر نیز همین است. من در این تفسیر این کار را نکرده‌ام، آیه را واقعا بررسی کرده‌ام و به آنچه که رسیده‌ام آن را گفته‌ام و بعد برای آن استدلال‌هایی هم آورده‌ام، نه اینکه همین‌طوری احتمال بدهم. ممکن است آنچه من ترجیح داده‌ام یکی از همان وجه‌ها باشد، یا ممکن است به ذهن خودم چیزی رسیده باشد ولی هر‌چه هست یک وجه را انتخاب می‌کنم و برایش دلیل می‌آورم و تقویت می‌کنم مگر در مواردی که واقعا نمی‌شود با قاطعیت گفت که آنجا می‌گویم فلان وجه هم قابل تأمل و توجه است. این روش خاص من است و همین باعث شده که در بسیاری از آیات ما با مشکلات و ابهام‌هایی روبرو هستیم. بسیاری از مفسران در مواردی که آیه ابهام دارد رد شده‌اند واقعا هم گاهی یک ابهامی در آیه برایم پیش آمده است و اکثر تفاسیر را به برکت نرم‌افزار و اینترنت و اینها دیده‌ام سنی و شیعه و جدید و قدیم، عربی و فارسی، یک چیزی گفته‌اند و رد شده‌اند. ولی تلاشم بر این است که واقعا در آیه تأمل کنم و مفهوم آن را درک کنم.

رهنامه پژوهش: منشاء اشتباه آنها چیست که می‌گویید با ابهام بوده؟

استاد: شاید اشتباه نیست، آنها به جایی نرسیده‌اند و مطلبی گفته‌اند و اقوال را بحث کرده‌اند. ولی اگر دقت شود مثلا هر دو قولی را که نقل کرده‌اند اشتباه است یعنی از آیه این قول فهمیده نمی‌شود ولی آن را نقل کرده‌اند و خودشان هم قبول ندارند و می‌گویند فلانی گفته است. معنایش این است. ولی من تلاش کرده‌ام که برای آیه، معنایی را که به نظر خودم البته، قوی و نزدیک به واقعیت است را پیدا کنم و در این راه خیلی کار کرده‌ام. یعنی نکاتی در تفسیر من هست که بعدها خواهند فهمید و الان مشهور نیست و به دست مردم نرسیده است. آیت الله سبحانی، تقریظی بر تفسیر کوثر نوشته در اول جلد پنجم هم چاپ شده است.

آنجا خیلی تعریف کرده‌اند از جمله نوشته‌اند که، نکات تازه و ناب در این تفسیر فراوان است حالا مثال‌هایی زیادی وجود دارد.

گاهی در یک آیه یک هفته معطل شده‌ام. از جمله، یک مثالی که همین اواخر در همین ماهی که گذشت من مشغول بودم تفسیر سوره الرحمن است، در این سوره آیه «فبای آلاء ربکما» تکرار شده است که یک بحث این است که چرا تکرار شده است؟ واقعا یک مشکلی است که برای آن یک وجوه سستی گفته‌اند. گفته‌اند «فبای آلاء ربکما تکذبان»: شما کدام یک از نعمت‌های خدا را تکذیب می‌کنید؟. اگر این بعد از آیات بهشت و یا خلقت آسمان و زمین و اینها باشد خوب است که اینها نعمت است و چرا شما تکذیب می‌کنید ولی می‌بینید در همین سوره، این فبای که با فای تفریع هم هست بعد از آیات عذاب آمده است، «یرسل علیکم شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران، فبای الاء ربکما تکذبان»، اتفاقا اکثریت آیات هم همین‌هاست، آیات عذاب و جهنم و اینهاست و بعد از هر کدام می‌گوید «فبای آلاء ربکما تکذبان»، این برای من قابل حل نبود البته تفاسیر را که دیدم همه‌ یک جمله را تکرار کرده‌اند و با آن توضیح داده اند، از جمله المیزان، گفته بله این عذاب جهنم که می‌گوییم درست است که نعمت نیست ولی چون باعث می‌شود که انسان از آن بترسد و اصلاح شود خودش یک نعمت می‌شود. انصافا این‌طوری نیست. یعنی لحن آیات را اگر انسان دقت کند در آن مرحله نیست یا مثلاً فرض کنید می‌گوید «خلق الانسان من سلسال، و خلق الجان من مارج من نار، فبای الاء ربکما تکذبان»، جن را از آتش آفرید این چه نعمتی برای آدم است که مرا توبیخ می‌کنی می‌گویی «فبای الاء ربکما»، این را من نتوانستم هضم کنم خیلی در تفاسیر گشتم، در این موارد تفاسیر را می‌گردم و بعد نتیجه‌گیری می‌کنم. در اینترنت به یک مطلبی برخوردم که در آنجا اشاره کرده بود که یکی از علمای شبه قاره هند که حدود ۷۰-۸۰ سال پیش مرده است کتابی دارد راجع به مفردات قرآن، آنجا گفته در «فبای آلاء» کلمه آلاء الزاماً به معنای نعمت نیست آلاء در اصل به معنای قدرت و توانایی است حالا خداوند این نعمت‌ها را که به ما می‌دهد از توانایی‌اش سرچشمه می‌گیرد بله، من این را در اینترنت دیدم و جستجو کردم کتاب را پیدا کردم و دانلود کردم. خیلی کتاب خوبی است، نظرات جالبی دارد این را آنجا خواندم و دیدم انصافاً پرورش داده و بعد این یک برقی بود افتاد به ذهنم و خودم کتاب لغات را دیدم و دیدم بعضی از اهل لغت گفته‌اند آلاء یعنی قدرتها، منتهی در تبع آلاء ربکما، من آنجا توضیح دادم «فبای آلاء ربکما تکذبان»: یعنی به کدامیک از قدرت‌نمایی‌های خدا شما تکذیب می‌کنید. این آلاء اگر به معنای قدرت باشد مسئله حل است در جهنم و در خلقت جن و… همه اینها قدرت خداست.

اولین برنامه‌ای که مد‌نظرم هست و در اول تفسیر هم نوشته‌ام، اینکه من دربست خودم را در اختیار قرآن گذاشته‌ام. هر‌چه از قرآن می‌فهمم از حقایق و معارف، همان را من در این تفسیر می‌نویسم چه کسی خوشش بیاید یا نیاید. این اولین مبنای من است.

در به روز بودن و به زبان امروز نوشتن نیز عواملی دخیل است من از سن ۲۲ سالگی دست به قلم بوده‌ام و نویسنده بوده‌ام و مقالاتم در مجلات چاپ می‌شد و سردبیر چند تا مجله شدم به تناوب زمان‌های مختلف. مجله‌ای به نام نسل نو که برای جوان‌ها منتشر می‌شود سردبیرش بوده‌ام و خودم مقاله می‌نوشتم و مقالات دیگران را بررسی می‌کردم و گزارش می‌کردم. بعدها در مجله کلام اسلامی که الان هم از موسسه آیت ا…. سبحانی منتشر می‌شود، سه چهار سال بودم و پایه‌گذارش بنده بوده‌ام و بعد یک زمانی مدیر داخلی مکتب اسلام بودم و کتاب‌های زیادی نوشته‌ام. می‌خواهم بگویم من بعد از تجربیات خیلی زیاد این تفسیر را نوشته‌ام و قلمی که دارم قلم روز است و بالاخره با توجه به تجربیات و اطلاعاتم و مخصوصا دست به قلم داشتن شروع کردم و فکر می‌کنم حتی از نظر انشاء همان نثر مبنا است و برای مردم خیلی فهمش آسان است. و ضمناً یک روش دارم که در هر مجموعه آیاتی که مطرح می‌کنم یعنی دو آیه سه آیه پنج آیه، اول ترجمه می‌کنم، در ترجمه خیلی دقت می‌کنم و بعد نکات ادبی، فکری در آنجا بحث‌های ادبی و صرف و بلاغت و… را می‌آورم و بعد تفسیر را توضیح می‌دهم، یعنی این قسمت را با تفسیر قاطی نکرده‌ام این قسمت به درد طلاب می‌خورد و خود تفسیر برای عموم مردم قابل فهم است.

گاهی بعضی از آیات به یک مطلب و موضوع مهمی اشاره یا دلالت می‌کند. من به همین مناسبت بعد از اینکه آیه را تفسیر کردم مثل همه آیات. یک بحث جداگانه در مورد آن داشته‌ام، نه اینکه بگویم این تفسیر آن است. مثلاً در سوره اعراف بحثی درباره اعراف یا مثلا بحثی درباره عالم زر، جزیه در اسلام و… بحث کرده‌ام، در هر جلدی ده دوازده تا از این بحث‌ها است و گاهی این بحث‌ها ادبی است، بحثی در‌باره معنای «لو» خودش مفصل است. درباره کلمات متضاد در قرآن، به مناسبت‌هایی بحث‌هایی را آورده‌ام و این بحث‌ها اگر جمع شود چیز مفیدی خواهد بود من در خود تفسیر هیچ وقت پاورقی نمی‌زنم اگر از جایی استفاده کردم دیگر آدرس نمی‌دهم و مهم نیست اما در این بحث‌ها پر از آدرس و منابع فراوان است.

فقط واقعا تاسف می‌خورم که تفسیر به تاخیر افتاد که علتش را به شما می‌گویم، تاخیر برای این بود که من پشتیبان مالی نداشتم و مجبور بودم بعضی از کارها را بکنم، سفارش‌هایی را قبول کنم، مثلا در سازمان اوقاف در تهران، بعضی‌ها با من آشنایی داشتند و به من پیشنهاد کردند که یک کتابی درباره وقف بنویس، گفتند چه می‌خواهند، من این کار را شروع کردم و ۳ سال وقت من را گرفت. این کتاب تحت عنوان موسوعه الوقف فی الفقه الاسلامی در یازده جلد چاپ شده است. یا مثلا از طرف دفتر تدوین متون درسی دانشگاه‌ها از من که هم در قرآن کار کرده‌ام و هم در تاریخ، خواستند یک کتابی بنویسم که شد کتاب تاریخ اسلام به روایت قرآن، که الان در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و بارها و بارها چاپ شده و نان‌دانی شده، به نام تاریخ اسلام از منظر قران و… و بخاطر همین تفسیر به تاخیر افتاد و لذا ۱۸ سال است که شروع کرده‌ام و الان تازه رسیده‌ام به آخرهای سوره الرحمن. در این اواخر دیگر همه چیز را رها کرده‌ام و تمام وقتم را می‌خواهم روی این تفسیر بگذارم چون می‌ترسم اجل مهلت ندهد و تمام نشود و حیف است. انشاء الله از خدا می‌خواهم.

رهنامه پژوهش: به‌روز بودن تفسیر چطور ممکن می‌شود فرض کنید یک شخصی می‌آید آیه‌ای را تفسیر می‌کند یا ترجمه می‌کند ممکن است تناسب با امروز ما و زبان ما نداشته باشد، برای اینکه تفسیری با زبان امروزی باشد چه چیزهایی باید لحاظ شود؟

استاد: فقط باید با فرهنگ این جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند آشنا باشد با زبانش آشنا باشد. نثری که در زمان او رایج است و مطلوب است با آن نثر بنویسد. بروز باشد. من با اینکه سنم ۷۰ سال است ولی سعی می‌کنم خیلی به‌روز باشم بچه‌های من گاهی حتی در مسائل کامپیوتر می‌آیند از من سوال می‌کنند حتی سایت طراحی می‌کنم یعنی سعی‌ام این است که واقعا بروز باشم و این به‌روز بودن باعث می‌شود که آدم با خواسته‌های مردم و مقتضیات زمان و عمده با فرهنگ مردم آشنا شود و با آن زبان می‌نویسد که فرهنگ مردم است.

پاسخ دهید: