شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 29 و 30 » معرفی کتب آموزشی مفید در علم اخلاق در گفتگو با محمدرضا کریمی

این مصاحبه در زمینه معرفی کتب و سیر مطالعاتی­ علم اخلاق می ­باشد که طلاب باید به آن بپردازند. در ابتدا استاد گرامی به بیان شاخه­ ها­ی اخلاق و دانش­ های میان رشته ­ای مورد نیاز پرداخته و توضیحاتی را بیان می­ نمایند و سپس یک سیر مطالعاتی به همراه کتاب­ها معرفی می ­نمایند. در پایان نیز بر ضرورت نگاه به اخلاق به عنوان یک دانش، ضرورت وجود کتاب های آموزشی و همچنین استاد برای اخلاق تاکید و بیاناتی را اظهار می­ کرده و کتاب  هایی که با رویکرد آموزشی نوشته شده را به عنوان مثال ذکر می ­کنند.

رهنامه: بحث از سیر مطالعاتی علم اخلاق است. یک طلبه چه سیر مطالعاتی باید داشته باشد؟

استاد: اخلاق خیلی گسترده است و شاخه‌های متعددی ذيل اخلاق مطرح است كه مهم ترین آن‌ها اخلاق هنجاری، اخلاق توصیفی و فرا اخلاق است.

در اخلاق توصیفی می خواهیم اخلاق اقوام و ادیان و گروه های مختلف را توصیف بکنیم و گزارشی از نظامات اخلاقی آنها ارائه دهیم. اخلاق توصيفي يا descriptive ethics صرفاً یک توصیف است و هيچ داوري يا قضاوت در مورد اين اخلاق در آن وجود ندارد. فقط توصيف است و گزارش.

اخلاق هنجاري (normative ethics) به دنبال  ملاک و معیار خوب و بد اخلاقی است. بر خلاف مطالعات توصیفی، این شاخه جنبه هنجاری دارد و می خواهد ارزش­گذاری کند.

در فرا اخلاق ابعاد فلسفی اخلاق، معناشناسی مفاهیم اخلاقی، کارکرد گزاره‌های اخلاقی، هستی­ شناسی اخلاق، روش توجیه گزاره های اخلاقی، موجه ­سازی آنها مورد بحث واقع می شود. در واقع آن مبادی تصوریه و تصدیقیه که در اخلاق هنجاری است در فرا اخلاق بحث می شود.

اخلاق هنجاري و فراخلاق مجموعاً فلسفه اخلاق را تشكيل می دهد.

دانش اخلاق سنتي ما هم رسالتي دارد و به دنبال معرفي فضایل و رذایل و روش­ های کسب آنها است؛ وقتي ما کتاب­ های اخلاقي عالمان اخلاقي مسلمان را مورد بررسي قرار می دهیم می بینیم كه اين بزرگواران رویکردهای مختلفي داشتند؛ رويكرد اخلاق فلسفی، اخلاق عرفانی، اخلاق نقلی و اخلاق تلفیقی. اخلاق فلسفی که زيربناي آن اخلاق یونانی و ارسطويي است چهار تا گرایش دارد یکی گرايش ارسطویی است که بیشتر جلوه پیدا کرده و معروف شده است و بحث اعتدال قوا و فضایل و رذایل و … مطرح می شود؛ یکی رویکرد افلاطونی است که ما نمونه اش را در کتاب فصول منتزعه فارابی می بینیم که نگاه افلاطون و نگاه فارابی در اینجا این است که اخلاق در بستر جامعه تحقق پیدا می کند؛ یعنی ما اگر می خواهیم جامعه را بسازیم و بخواهیم افراد را بسازیم از جامعه شروع بکنیم. فارابی مدینه فاضله را در اين كتاب به خوبي معرفي می کند و بحث رييس جامعه که حاکم اسلامی است را نيز مشخص می کند. گرایش سوم فیثاغوری هرمسی است. در واقع یک نگاه خاصی به اخلاق دارد. بحث های مزاج، بحث های جغرافیایی، بحث تأثیر کیهان و ستارگان بر اخلاق را در خود دارد که اين بحث را به صورت پررنگ می توانید در کتاب رساله نهم از رسائل اخوان الصفا ببینید. گرايش چهارم، گرايش جالینوسی است که در کتاب محمد بن زکریای رازی ديده می شود و نگاهش در واقع یک نگاه پاتولوژیک و آسیب­ شناسانه به اخلاق است. خودش طبیب بوده و می گوید طب دو نوع است الطب الجسمانی و الطب الروحانی. اسم کتابش هم الطب الروحانی است.

در کتب اخلاق اسلامی فلسفی این چهار گرايش ديده می شود. البته کتاب هایی مانند تهذيب الاخلاق ابن هيثم در حوزه اخلاق عقلي فلسفي است و گرايش خاصي هم ندارد.

رهنامه: آيا اخلاق نقلي مثل اخلاق فلسفي مکاتب خاصی دارد؟

استاد: نه، مکاتب خاصی ندارد. رویکرد اخلاق نقلی مشتمل بر کتبی است که روایات اخلاقی را جمع ­آوری نموده است؛ مثلاً بخش هایی از اصول کافی مثل باب العشره، بخش هایی از بحارالانوار رویکرد نقلی دارند؛ یعنی مبتنی بر آیات و روایات هستند. یک نکته دیگری که در رویکرد نقلی بر­خلاف فلسفی و عرفانی مبانی معرفت­ شناسی، هستی­ شناسی و انسان­ شناسی داریم و اینها مشخص است و براساس آن مطالبی را بیان کردند، ولی در رویکرد نقلی اینطور نیست؛ یعنی رویکرد نقلی ما در اخلاق اسلامی صرفاً جمع کردن روایات اخلاقی کنار هم است و نهایتاً در بعضی از این کتاب ها دسته­ بندی است. ما نظام اخلاق نقلی به اين معنا که مباني و اصول آن استخراج شده باشد در رویکرد اخلاق اسلامی هنوز نداریم و باید شکل بگیرد. آن چه مشتمل بر آيات و روايات اخلاقي است و تقريبا نظام ­مند هم مطرح شده، در حقیقت در رویکرد اخلاق تلفیقی نمود پيدا کرده که تلفیق بین اخلاق نقلی، فلسفی و عرفانی است.

در حال حاضر يكي از نيازهاي اساسي رشته ‌های دانشگاهي اعم از رشته های فني مهندسي، رشته ‌های پزشكي، رشته های علوم انساني و … اخلاقيات آن رشته ها است. چه خوب بود كه متناسب با هر رشته دانشگاهي‌، اخلاق حرفه ای آن رشته هم تدريس می شد.

مثلاً رویکرد نقلی و فلسفی مثل جامع السعادات ملأ مهدی نراقی. رویکرد عرفان و نقل مثل احیاء العلوم غزالی یا مثلاً چهل حدیث امام. رویکرد فلسفه و عرفان و نقل که هر سه باشد این هم مثلاً در بخش هایی از چهل حدیث است. اما آن اتفاقی که در این تلفیق نیفتاده و درست هم است اینکه رویکرد فلسفی و عرفانی نداریم چون اینها با هم سازگاری ندارند؛ یعنی مبانی معرفت شناختی شان یکی می‌گوید استدلال و تفکر است و دیگری شهود است.

در مباني انسان­ شناسی رویکرد فلسفی می‌گوید به دنبال شکوفایی قوه ناطقه هستم و آن یکی می گوید به دنبال تربیت انسان کامل هستم. بخاطر همین ما تلفیق حداکثری بین عرفان و فلسفه نداریم. یک بخشی از جامع السعادات می بینیم این دو رویکرد با هم جمع شدند. در بخشی از احیاء العلوم یک رگه هایی اینطوری دیده می شود. این دانش اخلاق سنتی که این رویکردها را داشت.

رهنامه: تقریباً آنچه در حوزه رایج است همین می باشد؟

استاد: بله بيشتر، همين رويکرد تلفيقي است که در قالب کتاب­ هايي مانند جامع السعادات و … دنبال مي­ شود. شاخه ديگري از اخلاق با نام اخلاق كاربردي (applied ethics) شناخته می شود. این شاخه از اخلاق براساس معیار و ملاکی که در اخلاق هنجاری تعریف شده است آن رفتارها را ارزش­ گذاری می‌کند. در واقع در اخلاق هنجاری ملاک و معیار مشخص شده است و اخلاق کاربردی می خواهد از آن سفره بهره ببرد. شاخه اخلاق كاربردي به صورت تخصصي، اخلاقيات رشته های ديگر را مورد مطالعه قرار می دهد. در پزشکی نگاه کنید یک زمانی یک حکیم بود و کلّ بدن و کالبد انسان را مداوا می کرد. اما الان علوم تخصصی شده و مسائل جزئی شده است؛ همان طور كه رشته پزشكي شاخه های مختلفي پيدا كرده و متخصص مغز و اعصاب و چشم و گوش و حلق و بيني و ارتوپدي و … داريم، اخلاق هم به صورت حرفه ای وارد مباحث تخصصي اخلاقي رشته های ديگر شده است.

الان اخلاق مهندسی خودش یک شاخه بسیار مهم است. الان شما فرض کنید؛ مثلاً یک شهر با یک کارخانه ای را بنا بکنند اول باید آن مهندس از جنبه اخلاقی به این نقشه و طرح نگاه کند كه آیا اینجا از لحاظ اقلیمی برای اینکه این کارخانه را بزنند درست است یا نیست و چه مشکلات اخلاقی را برای مردم آن منطقه به وجود می­ آورد؛ مثلاً از همین جاده قديم اصفهان كه برويد سمت چپ یک کارخانه بزرگ سیمان است، وقتي وارد جاده اصلي اصفهان می شوید یک کارخانه بزرگ ديگر است. در یک بیابان یک کارخانه بزرگ كه براي تأمين آب خود نياز است تا چاه های عمیق بزنند. آیا این به نفع مردم منطقه است در جایی که کم آب است؟ آيا نباید یک همچنین کارخانه ای در نزدیکی دریا احداث شود؟ این خودش یک بحث اخلاقی است.

مثلاً اخلاق سازمانی، در سازمان هایمان کم مشکل اخلاقی نداریم. در بسياري ادارات و سازمان ها، اصلاً ساختار سازمان اخلاقی نیست. حساب اخلاق سازماني از حساب اخلاق كاركنان سازمان جداست. گاهي اوقات يك ارباب رجوع يا يك كارمند، تمام تلاشش را می کند اما این ساختار و بوروکراسی و چرخاندن مردم در گردونه مسائل اداری خودش غیر اخلاقی است. اخلاق اینجا حرف برای گفتن دارد.

يکي از مهم ترين گرفتاری های جامعه ما در حال حاضر در حيطه اخلاق كاربردی و حرفه ای است. ريشه همه این ها در عدم اطلاع و در پي آن عدم التزام به اخلاقيات آن حرفه است.

ما الان اخلاق پزشكي،‌ اخلاق مهندسي،‌ اخلاق تجارت، اخلاق پژوهش،‌ اخلاق آموزش، اخلاق تبليغ، اخلاق بيوتكنولوژي، اخلاق معماري، اخلاق قضاوت، اخلاق وكالت، اخلاق سازماني و … داريم. در مشاغل و حرفه های خرد هم اخلاقيات خاص خود را شاهد هستيم؛ اخلاق نانوایان، اخلاق رانندگان، اخلاق كاسبان و … اخلاق در همه اين حرفه ها حرف برای گفتن دارد که اين حرفه ها هم با هم متفاوت است.

در حال حاضر يكي از نيازهاي اساسي رشته های دانشگاهي اعم از رشته های فني مهندسي، رشته های پزشكي، رشته های علوم انساني و … اخلاقيات آن رشته ها است. چه خوب بود كه متناسب با هر رشته دانشگاهي‌، اخلاق حرفه‌ای آن رشته هم تدريس می شد. يك مهندس عمران بايد نسبت به مسائل مهم اخلاقي رشته خود، آگاهي داشته باشد. وزارت علوم هم شاید حرفی نداشته باشد که ما سرفصل هایش را بدهیم و یکی دو واحد اضافه بشود. استاد نداریم. یعنی کسی که هم بر آن علم احاطه داشته باشد و هم از این طرف دانشمند اخلاق باشد که بهم پیوند بزند نداريم و يا كم داريم. بايد كسي باشد كه وقتي مطلبي را به صورت تخصصي به مهندس نفت گفت او هم بپذیرد و از لحاظ علمي،‌ كرنش كند. كليات ابوالبقاء گفتن راحت است. بايد حرف تخصصی بزند که در عرصه خودش باشد. این مهندس با خودش می‌گوید معلوم است اين استاد اخلاق مهندسي،‌ خودش حرفه ای این کار است که می فهمد مثلاً اگر فلان جا چاه نفت می زنم و فلان ماده را استفاده می کنم،‌ به علت متصاعد شدن گاز مضر براي كارگران نبايد استفاده شود و جايگزين معرفي می کند. اخلاق خیلی حرف برای گفتن دارد. اینطور نیست که اخلاق کاربردی ناظر به رشته های مختلف نداریم؛ اخلاق وکالت خوب است اگر کتاب بشود و حرف زده بشود. در اخلاق كاربردي خیلی هنوز راه نکوبیده و خاکی داریم که باید کار بشود. يکي از مهم ترين گرفتاری های جامعه ما در حال حاضر در حيطه اخلاق كاربردي و حرفه ای است. ريشه همه این ها در عدم اطلاع و در پي آن عدم التزام به اخلاقيات آن حرفه است. رشته اخلاق كاربردی همين رسالت را دارد كه به طور تخصصي وارد شاخه ها و رشته های مختلف شده و اخلاقيات آن رشته را مورد بررسي قرار دهد.

البته ممكن است اصول اخلاقي كه در اين شاخه ها مطرح می شد با هم یکی باشد اما مصاديق و عناوين کاملاً متفاوت است و چه بسا روش های برون رفت نيز متفاوت باشد. اخلاق كاربردي در غرب بسيار پيشرفت كرده و ما نيز بايد با تكيه بر منابع ديني خود در شاخه های حرفه ای و تخصصي ورود كنيم.  ما باید از این فضا استفاده کنیم تا بتوانیم متناسب با نیاز مخاطبمان اخلاقیات آن حرفه را به او ارائه کنیم. اخلاق ورزش الان برای خودش دنیایی دارد. در ذیل اخلاق ورزش، اخلاق ورزش ­های انفرادی، کوه نوردی همه برای خودش داستان هایی دارد و چقدر در این قضیه کار می کنند.

شاخه بعدی، تربیت اخلاقی است. این شاخه از مطالعات اخلاقی به دنبال راه های اکتساب ارزش ‌های اخلاقی و زدودن ضد ارزش ­هاست.

اگر اخلاق را به عنوان قله تصور بکنیم، اخلاق می‌گوید: ای انسان این فضایل را داشته باش و این رذایل را نداشته باش؛ یعنی آن قله را نشان می دهد؛ اما تربیت اخلاقی مسیر رسیدن به آن قله است. تربیت بدنی در واقع مسیر رسیدن به اوج توانایی بدنی است. تربیت عبادی همین ­طور. کلاً وقتی تربیت می گوییم فرایندی را می رساند.

علاوه بر این دانش ها یک سری رشته ها و شاخه ها در بستر اخلاق است که میان رشته ای است مثل روان شناسی اخلاق که این هم بحث نویی است. روان شناسی اخلاق به مطالعه علمی پدیده های رفتارهای اخلاقی و روانی انسان می پردازد که مرتبط با اخلاقند. در واقع می خواهد پدیده های اخلاقی انسان را مورد بررسی روان شناسی قرار دهد. چرا مثلاً مردم متعصبند و تعصب قبیله ای دارند؟ از لحاظ روانی چه اتفاقات و فرایندی می افتد که اینقدر دروغ می گویند. این ها را مورد بررسی روان شناسی قرار می دهد. در همين مؤسسه آموزش عالي اخلاق و تربيت يك پايان­ نامه داشتيم با عنوان «آزمون حضور قلب در نماز» که از روايات استخراج شده بود یا ساخت آزمون حیا که آقای پسندیده در کتاب پژوهشی درباره حیا در انتهای کتابشان ارائه کردند اینها در حوزه روان شناسی اخلاق است.

شاخه بعدی، الهیات اخلاق است که در واقع آن باورها و آموزه های اخلاقی دین اسلام یا غیره مورد مطالعه قرار می دهد و تلاش اینست که باورها و آموزه ها را به صورت یک پیش ­فرض تلقی بکند و یک تبیین قابل قبول با یک تفاهم بین الاذهانی از این آموزه ها صورت بگیرد. الهیات اخلاق در واقع به مثابه یک دانش کلام است که با استفاده از منابع نقلی و علمی تحلیل ها و تبیین های قابل قبولی ارائه می کند.

آخرین شاخه رشته جامعه ­شناسی اخلاق است؛ جامعه­ شناسی اخلاق به مسائل مشترک جامعه ­شناسی و اخلاق می پردازد؛ مثلاً تأثیر طبقات اجتماعی در هنجارهای اخلاقی، تأثیر اجتماع در رشد اخلاقی افراد جامعه، تأثیر طبقات و اتوریته اجتماعی یا تعصبات میان گروهی چطور در اخلاق و رفتار تأثیر می گذارد. این ها شاخه های گسترده اخلاق می شود که سیر مطالعاتی هر کدام متفاوت است و حالا می‌شود نسبت به همان دانش اخلاق سنتی حداقل ما یک سیر مطالعاتی را صحبت بکنیم.

رهنامه: بله، بفرمایید.

استاد: من قبلاً یک سیر مطالعاتی را در حدّ همان شروع نوشتم که یک سیر مطالعاتی اخلاق در سطح کارشناسی است. اولین شاخه اش آشنایی با کلیات اخلاق اسلامی است. مقدمه كتاب «كتاب شناخت اخلاق اسلامي» براي اين آشنايي بسيار مناسب است. مخاطب در اين مقدمه با رویکردهای اخلاق اسلامی و مبانی اين رويكردها آشنا می شود.

ترتیب مباحث در سیر مطالعاتی اخلاق اسلامی

1 ـ  آشنایی با کلیات اخلاق اسلامی 2 ـ خودشناسی 3 ـ  اخلاق بندگی 4 ـ  اخلاق فردی 5 ـ  اخلاق اجتماعی  6 ـ  اخلاق خانواده 7 ـ  اخلاق جنسی 8 ـ  فلسفه اخلاق 9 ـ  اخلاق کاربردی 10 ـ  سبک زندگی 11 ـ  اخلاق محیط زیست 12 ـ  اخلاق در قرآن 13 ـ  تربیت اخلاقی

آشنایی با کلیات اخلاق اسلامی

کتاب شناخت اخلاق اسلامی: (ص29 ـ 32 ـ  اخلاق فلسفی و مبانی انسان­ شناختی آن) ـ  (ص36 ـ  اخلاق عرفانی، ص39 ـ 40 ـ  تا ابتدای مراحل و ادوار رشد عرفان عملی) ـ  (ص42 ـ 43 ـ  هدف مکتب اخلاق عرفانی و مبانی انسان­ شناختی مکتب اخلاقی عرفا) ـ  (ص48 ـ 54 ـ  مقایسه مکتب های اخلاق فلسفی و عرفانی (ص54 ـ 60 ـ  اخلاق نقلی و تلفیقی

رساله لب اللباب: ص 1 ـ 56، نمونه اخلاق بندگی

علم اخلاق اسلامی: نمونه اخلاق تلفیقی (ترکیبی از اخلاق فلسفی و نقلی) ـ  (ص57 ـ 62 ـ  تحقیق در حد وسط ـ  اجناس و انواع رذایل) ـ  (ص71 ـ  73 ـ  راه حفظ اعتدال فضایل و …) ـ  (ص111 ـ  127 ـ  بحث خوف، خوف نکوهیده، علاج خوف های نکوهیده، خوف پسندیده، خوف و رجاء و … ) (یک بحث از جامع السعادات به صورت کامل ارائه شده تا مخاطبان با روش این کتاب ارزشمند آشنا گردند و در مواقع لزوم بدان مراجعه نمایند.) ـ  (ص185 ـ  193 ـ  دنیادوستی) ـ  (ص245 ـ 253 ـ  حسد) ـ  (ص271 ـ  273 ـ  قهر با برادر مؤمن) ـ  (ص280 ـ  281 ـ  عیب­ جویی و لغزش ­یابی) ـ  (ص 290 ـ  292 ـ  استهزاء و مسخره کردن) ـ  (ص373 ـ  377 ـ  غفلت)

کتاب اخلاق اسلامی؛ مبانی و مفاهیم: (ص19 ـ 22 ـ  کلیات و جایگاه اخلاق در دین) ـ  (ص39 ـ 45 ـ  مقصد رشد اخلاقی) ـ  (ص53 ـ 61 ـ  موانع رشد اخلاقی ـ  (ص65 ـ 75 ـ  امکانات رشد ـ  (ص95 ـ 110 ـ  نقش اخلاق در شکل­ گیری جامعه مطلوب، بسیار مناسب و الگو­دهنده برای مربیان تربيتي و ارتقاء کیفی ارتباط مربیان و متربیان؛ مورد استفاده در بحث آشنایی با کلیات اخلاق اسلامی، تفاوت بین اخلاق، آداب و تفاوت بین تربیت و عرفان)

اخلاق در قرآن آیه الله مصباح (جلد اول): اصول موضوعه در علم اخلاق ـ  ص25 ـ 44 – دسته­ بندی مسائل اخلاقی و ارائه طرحی نو توسط آیت الله مصباح. ص 213 ـ  217.

اخلاق کاربردی

کتاب اخلاق کاربردی: (ص23 تا 27 و ص43 ـ 48 و ص53 پاراگراف2  ـ 56 و ص75 ـ 86 و ص87)

مسائل اخلاقی پالمر (ص95 ـ 98 ـ حق حیات و به کشی (اخلاق کاربردی) و ص111 ـ 116 ـ  به کشی فعال و منفعل (ادامه بحث قبل) (اخلاق کاربردی) و ص164 ـ 184 ـ  بحث مجازات (اخلاق کاربردی)

اخلاق بندگی

اخلاق اسلامی؛ مبانی و مفاهیم، (ص159 ـ 203، بحث های آسیب ­شناسی رابطه با خدا، اخلاق بندگی حداقلی و حداکثری، (از بخش «برای تأمل و پژوهش» در انتهای هر فصل غفلت نشود.)

مقالات استاد محمد شجاعی جلد دوم ص75 ـ 86 ـ  توبه یا بازگشت به حضرت مقصود (ص256 ـ 258 ـ  حسن خلق و برکات آن ـ  ص293 ـ 297 ـ  توبه از حزن و تألم (چون وارد بحث دنیا می شود و می فرماید که حزن دنیوی از تعلق نشأت می گیرد و حب الدنیا رأس کل خطیئه است انتخاب شده است) ـ  299 ـ  303 ـ  توبه از سستی، کسالت و بطالت (می فرماید گاهی از این ها تعبیر به غفلت می شود. از آنجا که غفلت ریشه اصلی بسیاری عقب ماندگی های ما است انتخاب شده.)

مقالات استاد محمد شجاعی جلد سوم طلب. ص 17 ـ  22 ـ  مرتبه اولِ مراقبه. ص 73 ـ  134

حقیقت دعا: ص23 ـ 26 ـ  آیا دعا باعث سستی و تنبلی می شود؟ ص32 ـ  36 ـ  اثرات دعا: اثرات تربیتی و … : ص36 ـ  39 ـ  آداب دعا: ص49 ـ  53 ـ  شرح فرازهایی از دعای افتتاح: ص 81 ـ  93 ـ  شرح فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی: ص 126 ـ  148 ـ  شرح فرازهایی از دعای مکارم الاخلاق: ص 209 ـ  231 ـ  یاد او: ص255 ـ  259 ـ  حقیقت ذکر: ص264 ـ  266 ـ  رد نگرش‌های انحرافی درباره ذکر: ص 268 ـ  272 ـ  آثار اعراض از یاد خدا: ص 291 ـ  293 ـ  منشأ اساسی نگرانی ها و اضطراب ها: ص 300 ـ 305

رساله سیر و سلوک بحرالعلوم: فصل سوم: بحث خلوص ص51 ـ  60 ـ  بیان اجمالی در طریق سلوک الی الله: ص113 ـ  132

اخلاق فردی

اخلاق اسلامی؛ مبانی و مفاهیم: (ص 129 ـ 156، بحث بهبود رابطه با خود، اخلاق فردی حداقلی و حداکثری)

کتاب درس نامه اخلاق؛ (ص25 بخش های خشم و غضب) ـ  (ص31 بحث حسد، اشاره به جنبه فردی آن) ـ  (ص 61 حب دنیا، با تأکید بر جنبه فردی) ـ  (ص139بحث صبر)

اخلاق اجتماعی

کتاب اخلاق اسلامی؛ مبانی و مفاهیم: (ص207 ـ 245 ـ  بحث آسیب­ شناسی رابطه با دیگران، اخلاق اجتماعی حداقلی و حداکثری

کتاب اخلاق در قرآن جلد سوم: (ص39، خلاصه و جمع­ بندی) ـ  (ص 43 ـ 52، بحث ملاک های کلی در اخلاق اجتماعی) ـ  (ص101 ـ 104، بحث محورهای معنوی و همبستگی های اجتماعی) ـ  (ص108 ـ 118 بحث مفهوم ولایت،

اخلاق معاشرت: (ص 15 ـ  25 ـ  مقدمه و بحثی با عنوان شناخت و مراعات حقوق دیگران) ـ  (ص34 ـ 41 ـ  خوشرویی و خوشخویی) ـ  (ص 76 ـ  84 ـ  با همسایگان) ـ  (ص131 ـ  138 ـ  ادب) ـ   (ص139 ـ 146 ـ  هنر گوش دادن) ـ  (ص161 ـ  166 ـ   عزت نفس) ـ  (ص 190 ـ  198 ـ  شوخی و  مزاح) ـ  (ص 199 ـ  206 ـ  تشویق) ـ  (ص207 ـ  215 ـ  تقدیر و سپاس) ـ  (ص231 ـ  237 ـ  نقد­پذیری)

اخلاق جنسی (طرح مباحثی مانند شامل: تعریف اخلاق جنسی، معضلات اخلاقی در روابط زنان و مردان/ دختران و پسران، انحرافات اخلاقی غریزه جنسی، شیوه اخلاقی برخورد با منحرفان و مجرمان جنسی، تأثیرات پورنوگرافی (وقیحانه، خشن، بی‌خبرانه)، تنوع طلبی جنسی مردان، اخلاق زناشویی: ناتوانی جنسی در همسر و اخلاق جنسی، مطالبات جنسی ویژه و زیادت خواهانه غیر­ عادی در روابط زناشویی، بحران زنان خیابانی، تجارت جهانی سكس، برده داری جنسی، عشق ها و ازدواج های اینترنتی، ضرورت سنجی ازدواج موقت و آسیب شناسی اخلاق ملی، خانه های عفاف یا خود فروشی و دوره گردی و خیابان گردی، روابط جنسی مشروع منضبط و آشكار یا پراكنده و پنهان، افزایش سن ازدواج، محرك‌های روبه تزاید جنسی در جامعه معاصر، فشارهای روانی و خویشتن داری و تقوای جنسی، تقوای جنسی در محیط ها و مشاغل خاص، تأثیرات تساوی خواهی زنان در اخلاق و رفتار جنسی مردان و زنان، اخلاق جنسی مدرن و بحران تربیت كودكان، منشور اخلاق جنسی.)

اگر اخلاق را به عنوان قله تصور بکنیم، اخلاق می گوید: ای انسان این فضایل را داشته باش و این رذایل را نداشته باش؛ یعنی آن قله را نشان می دهد؛ اما تربیت اخلاقی مسیر رسیدن به آن قله است.

کتاب تربیت جنسی در اسلام، حافظ ثابت: ص 162 ـ  208: آموزش مسائل جنسی، شیوه آگاه کردن متربی از مسائل جنسی، نمونه هایی از آموزش مسائل جنسی، نکات لازم الاجرا در آموزش جنسی و … ص209 ـ 285: اصل کنترل  و مباحثی مانند: شیوه های تعدیل غریزه جنسی، کنترل ادراکات حسی، و …:

کتاب تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث، علی نقی فقیهی: (ص13 ـ  29: مفاهیم و کلیات، اهداف تربیت جنسی) ـ  (ص99 ـ 211: فصل یکم از بخش دوم: شیوه های آموزش و تربیت جنسی) ـ  (ص291 ـ 427: بخش سوم: رفتارهای نابهنجار جنسی: عوامل، راه های پیشگیری و درمان)

کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب شهید مطهری: (ص22 ـ 30 ـ  تعریف اخلاق جنسی از دیدگاه شهید مطهری و سرچشمه این اخلاق) ـ  (ص32 پاراگراف دوم – 42 ـ  علل و اسباب اخلاق کهن جنسی) ـ (ص50 پ2 ـ  ص55 ـ  جنبه فردی و اجتماعی ازدواج) ـ  (ص78 پ3 ـ  86 ـ   مسأله عشق) ـ  (ص87 ـ 102 ـ  عشق و عفت)

اخلاق و رفتارهای جنسی یوسف غلامی (ص16 خط دوم – ص17 انتهای پاراگراف دوم: تعریف و مقدمه‌ای برای اخلاق جنسی) ـ  (ص219 ـ 233 ـ  نگاه و افکار نهان) ـ  (ص85 ـ  94 ـ  انتظارات و پندارهای نادرست از عشق)

نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری (مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. ص 78 ـ  83 ـ   تشابه نه و تساوی آری. ص 124 ـ  128 ـ  نگاهی به تاریخ حقوق زن در اروپا. ص 130 ـ  133 ـ تفاوت‌های زن و مرد. ص161 ـ  178 ـ  حق طلاق. ص 231 ـ  274 ـ  طلاق قضایی. ص 275 ـ  285 ـ  تعدد زوجات. ص 290 ـ  318 ـ  حق زن در چند همسری. ص 319 ـ  331 ـ  آیا طبیعت مرد چند همسری است؟ ص 332 ـ  360)

اخلاق محیط زیست (از منظر اسلام)

مفاتیح الحیاه: بخش چهارم ص 643 تا 745

سبک زندگی

مفاتیح الحیاه آیت الله جوادی آملی: فصل های یکم، پنجم، ششم، هفتم، دوازدهم از بخش یکم، فصل ششم از بخش دوم، فصل سوم از بخش سوم

سبک زندگی و ابزار سنجش آن: (ص1 ـ 27) (ص127 ـ  150) (ص151 ـ 208 ـ  نگرش های کلی حاکم بر کل زندگی) ـ  (ص209 ـ 295 ـ  وظایف زندگی از دیدگاه اسلام)

رضایت از زندگی عباس پسندیده: تمامی بخش های کتاب مفید است. اما اگر بخواهیم در میان بخش های سه گانه کتاب، یکی را ترجیح دهیم بخش نخست، از درجه اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چرا که شالوده و مبنای بحث در رضامندی از زندگی در مباحث شناختی در حوزه باورهای ما نسبت به زندگی و ظرف آن یعنی دنیا تحقق می يابد و نویسنده به خوبی با کاربست آموزه های کاملاً دینی این مسأله را تبیین کرده است. فصول بخش های سه گانه کتاب نیز هرچند همگی مفیدند اما اگر بخواهیم برخی فصل ها را دارای اهمیت بیشتر بدانیم، می توان همه فصل های بخش اول و فصل های یکم، سوم و ششم بخش آخر را دارای اهمیت بیشتری دانست.

نکته: از آنجا که کتاب از حجم بالایی برخوردار است برای استفاده بیشتر لازم است که این کتاب به صورت خلاصه تهیه گردد که خوشبختانه این کار توسط نویسنده محترم انجام شده و در کتابی با قطع پالتویی به نام «هنر رضایت از زندگی» در 170 صفحه مفید توسط نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها به چاپ رسیده است.

فلسفه اخلاق

کتاب فلسفه اخلاق امیر خواص: (ص15–30: مقدمه و آشنایی با مفهوم اخلاق، علم اخلاق و انواع پژوهش های اخلاقی) ـ  (ص55 – 85: بحث معیار ارزش اخلاقی) ـ  (ص105 ـ  146: بحث مسئولیت اخلاقی) ـ   (ص147 ـ 175: بحث دین و اخلاق)

کتاب مسائل اخلاقی پالمر: (ص15 ـ 40 ـ  فلسفه اخلاق چیست؟ اصول فعل اخلاقی، اخلاق هنجاری، سقراط در زندان) ـ  (ص67 ـ 68 ـ  خودگرایی اخلاقی) ـ  (ص71 ـ 72 ـ  خودگرایی روان شناختی و تمرینات ص73 – 74) ـ  (ص74 ـ  ادامه بحث خودگروی روان شناختی)

فلسفه اخلاق شهید مطهری: (ص47 ـ 63 ـ  نظریه عاطفی و نقد آن و نظریه فلاسفه اسلامی) ـ  (ص65 ـ  83 ـ  نظریه وجدانی و نقد آن) ـ  (ص230 ـ  243 ـ  مسأله خودی در اخلاق (بحثی مهم و تطبیقی در مورد پایبندی به فضائل اخلاقی و خداشناسی پایه اخلاق)

اخلاق خانواده

اخلاق در قرآن جلد سوم: خلاصه فصل سوم از صفحه 55 ـ 92

اخلاق معاشرت: ص 92 ـ  106 ـ  حریم خانه و زندگی

اخلاق در خانواده بانکی پور: (ص 129 ـ  165 ـ  فصل پنجم: حقوق خانواده) ـ  (ص167 ـ  186 ـ  فصل ششم: فضایل اخلاقی در خانواده) ـ  (ص 187 ـ  206 ـ  فصل هفتم: تزلزل خانواده، عوامل و پیامدهای آن) ـ  (ص 207 ـ  219 ـ  فصل هشتم: نظام اقتصادی خانواده در اسلام) ـ  (ص 221 ـ  242 ـ  فصل نهم: فرزند­آوری و تربیت فرزند)

علم اخلاق به عنوان یک علم حرف برای گفتن دارد. یعنی من فکر نمی ‌کنم کمتر کسی بتواند خودش خود به خود تمام این شاخه ‌های مختلف علم اخلاق را با مطالعه و تحقيق كسب كند و نیاز به استاد دارد. حداقل اين كه زمان زیادی می ‌خواهد که معمولاً از حوصله ما خارج است.

خودشناسی

الف ـ  اخلاق اسلامی؛ مبانی و مفاهیم، (ص113 ـ 125 ـ  آسیب­ شناسی رابطه با خود)

ب ـ  خودشناسی برای خودسازی (ص8 ـ 10 ضرورت خودشناسی) ـ  (ص24 ـ 26 ـ  آرای فلاسفه درباره کمال انسان) ـ  (ص37 ـ  42 ـ  لذت و کمال) ـ  (ص43 ـ  48 ـ  نقطه اوج امیال و غایت آمال) ـ  (ص73 ـ 76 ـ  پاسخ چند پرسش) ـ  (ص77 ـ 83 ـ  قرب الهی)

ج ـ  فلسفه اخلاق شهید مطهری (ص135 ـ 145 ـ  خود و ناخود) ـ  (ص153 ـ 160 ـ  خودشناسی) ـ  (ص176 ـ  188 ـ  بحران های اخلاقی و معنوی در عصر حاضر)

ج ـ  اخلاق در قرآن آیت الله مصباح (جلد دوم): میل به بقا و جاودانگی: ص133 ـ 156 ـ  لذت­ طلبی و سعادت­ خواهی: ص 162 ـ  172 ـ  گرایش به زینت و جمال: ص 249 ـ  256

عواطف و احساسات: ص 283 ـ  298.

اخلاق در قرآن

الف ـ  کتاب مراحل اخلاق در قرآن (آیت الله جوادی آملی):  غفلت: ص23 ـ  48 ـ  کمین­ گاه های شیطان: 103 ـ  120 ـ  بازیگری و دنیا­گرایی: 121 ـ  146 ـ  توبه: 153 ـ  161 ـ  زهد: 171 ـ  186 ـ  ریاضت: 187 ـ  193 ـ  برگزاری انتخابات درونی و کودک هشتاد ساله: 199 ـ  203 ـ  خلوت: 259 ـ  270 ـ  محبت: 325 ـ  337 ـ  معرفت: 339 ـ 349 ـ  وحدت: 401 ـ 412 ـ

ب ـ  مبادی اخلاق در قرآن (آیت الله جوادی آملی): بخش یکم: فصل دوم: خاستگاه احکام اخلاقی؛ ص 25 ـ 43 ـ  بخش دوم: فصل دوم: تغییر­پذیری خُلق؛ ص 83 ـ 103 ـ  بخش دوم: فصل سوم: تأثیر و تأثر اخلاقی: تأثیر اخلاق در حوادث تکوینی؛ ص 105 ـ 118 ـ  بخش دوم: فصل پنجم: شناخت، اراده، میل و اختیار؛ ص 127 ـ  140 ـ  بخش سوم: فصل یکم: اهمیت علم اخلاق؛ ص143 ـ 158 ـ  بخش سوم: فصل پنجم: نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر؛ ص 241 ـ  261 ـ  بخش سوم: فصل ششم: نقش اخلاق در کارگزاران نظام؛ ص 264 ـ  268

ج ـ  اخلاق در قرآن آیت الله مصباح (جلد اول): آشنایی با زوج مفهومی اطاعت و عصیان ـ  ص54 ـ 55 ـ  مفاهیم عام اخلاقی در قرآن ـ  زوج مفهومی خیر و شر ـ  ص59 ـ  61 ـ  آشنایی با دو زوج مفهومی «حق و باطل» و «برّ و فجور» ـ  ص 63 ـ  69 ـ  آشنایی با واژه تقوا در قرآن ـ  ص69 ـ  79 ـ  تفاوت نظام اخلاقی اسلام با سایر نظام ها. ص91 ـ  98 ـ  انسان در نظام اخلاقی اسلام. ص 98 ـ  101 ـ  عوامل کلی سقوط اخلاقی. ص 176 ـ  209 ـ  خلاصه شود. زوج مفهومی عبادت و بندگی و خوف و رجاء. ص344 ـ  359 ـ  (اخلاق در قرآن)

تربیت اخلاقی

الف ـ  تربیت اخلاقی دکتر محمد داودی: تربیت اخلاقی ص9 ـ 11 ـ  تربیت اخلاقی (از دیدگاه افلاطون و سقراط) ص23 ـ 24 ـ  تربیت اخلاقی (از دیدگاه ارسطو) ص25 ـ  26 ـ  تربیت اخلاقی (از دیدگاه خواجه نصیر طوسی) ص29 ـ 32 ـ  تربیت اخلاقی (از دیدگاه خواجه غزالی) ص34 ـ 36 ـ  تربیت اخلاقی از نظر پیاژه، کلبرگ، توریل و گیلیگان ص36 ـ 44 ـ  رویکردها به تربیت اخلاقی ص44 ـ 48 و 57 ـ 64 ـ  اصول تربیت اخلاقی در سیره پیامبر و ائمه اهل بیت علیهم السلام: اصل نخست: ص80 ـ 81، اصل دوم: ص84 ـ 85، اصل سوم: ص87 ـ 89، اصل چهارم: ص 94، اصل پنجم: تعالی تدریجی ص106، اصل ششم: ص109

روش های تربیت اخلاقی در سیره پیامبر و ائمه اهل بیت علیهم السلام: ص113 ـ 155.

ما دلمان برای اخلاق می سوزد که هنوز طلاب ما تلقی درستی از اخلاق ندارند. یعنی وقتی می ‌گویی اخلاق، فکر می کنند یعنی خوش اخلاقی، یعنی اخلاق را به معاشرت و حُسن خلق تنزل می ‌دهند. در حالی که اخلاق این نیست.

رهنامه: با تمامی این گستره ای که بیان فرمودید، اصلاً ضرورتی دارد که ما بخواهیم به کتب آموزشی بپردازیم؟ کتاب هایی که با رویکرد آموزشی این مکاتب اخلاقی نوشته شده باشد اصلاً ضرورت دارد برای شخص دانش­ پژوه بیاید؟ کتاب­ هایی که با رویکرد آموزش نوشته شده است تقریباً عین خودآموزهایی که در کتب فقهی مثل لمعه، خودآموز لمعه است یا خودآموز صرف و نحو. در علم اخلاق با این رویکردها کتاب خودآموز یا آموزشی داریم؟ یا اگر داریم برای شخص دانش­ پژوه ضرورت دارد یا نه؟

استاد: یک مقدار کتاب آمورشی داریم ولی کم است و باید افزایش پیدا بکند. ضرورتش روشن است اما باید بیان بشود؛ یعنی خیلی وقت­ ها یک چیزی روشن است اما باید تبیین بشود تا نگاه های افراد مختلف به این ضرورت شکل بگیرد و به جامعه عرضه بشود. من می خواهم با این بیان این ضرورت را عرض بکنم. ما در علوم اسلامی، سه شاخه اصلي داريم. علم کلام يا اعتقادات،‌ علم فقه يا احکام دين و علم اخلاق. اين علوم ناظر به ساحت های شناختي،‌ عاطفي و رفتاري انسان ها است. علم کلام الحمدلله خوب رشد کرده است. باز هم باید رشد بکند. یعنی علم کلام یک علمی است که باید متناسب با روز، نو به نو بشود. یعنی الان که انسان امروز عقل­ گرا شده است و هر چیزی را می خواهد با عقل خودش بسنجد و حتی فقه، یعنی درگیری مفصلی داریم با دانشجویان و دانش ­پژوهان مختلف که تمام فقه را می خواهند با عقل بفهمند. اما سفارش شده است بخش مهمی از اصول دین ما در بحث های کلامی، عقلی است. با توجه به شبهات روز باید کلام حرف­ های جدید بزند و نمی تواند فقط به آن چیزهای قبلی بسنده بکند. علم كلام متولی هم دارد و هميشه افرادي هستند كه متكفل آن شوند. فقه هم که الحمدلله خوب رشد کرده است باید بیش از این هم رشد بکند باید پویا باشد. کسی منکر آن نیست؛ اما ما دلمان برای اخلاق می سوزد که هنوز طلاب ما تلقی درستی از اخلاق ندارند. یعنی وقتی می گویی اخلاق، فکر می کنند یعنی خوش اخلاقی، یعنی اخلاق را به معاشرت و حُسن خلق تنزل می دهند. در حالی که اخلاق این نیست. یک نگاه از نظر اخلاق کاربردی برای شما عرض کردم یک کمی روشن شد که اخلاق ساری و جاری در تمام عرصه های زندگی ما است. حتی در سطح زندگی فردی. من در درون خودم هم اخلاق دارم. آنجا هم با این مسئله درگیر هستم. درون اجتماع که با گستره متعدد خودش که هیچ. مفصل است. درون خانواده که یک بخش اجتماع است همین­ طور. اخلاق خانواده جدی است. اخلاق با این گستره و اهمیت خیلی کم کار شده است مخصوصاً در حوزه. من یقین دارم که تعداد بسیار زیادی از طلاب تلقی درستی از اخلاق ندارند. اخلاقی که تا نامي از آن می بریم ذهن ها به سمت كلاس اخلاق هدايت می شود. آن هم خوب است اما اين همه اخلاق نيست. اخلاق شاخه ها و حیطه های مختلف دارد. دانشمندان اخلاق ما چه حرفی در حيطه اخلاق براي ما دارند؟ نگاه می کنیم نهایتاً یک منیه المریدی خوانده می شود و دیگر کتاب ­های اخلاقی را در سیر دروس حوزه هم نمی بینیم. حرفم اینست با این فضایی که ایجاد شده است اولاً باید نگاهی داشته باشیم و کتب اخلاقی خودمان را معرفی کنیم و ثانیاً اخلاق و مباحث مختلفش را مبتنی بر آموزه های اسلامی خودمان معرفی بکنیم. خب این خیلی ضروری است که طلاب ما علاوه بر اینکه حالا پایه دروسشان فقه و اصول است حداقل با این کتاب­ های آموزشی و با فضای اخلاق آشنا بشوند چه بسا علاقمند شدند و می شوند. ما در بحث اخلاق نیرو بسیار کم داریم. اخلاق چند دهه معطل ماند؛ یعنی هیچ رشدی نکرد. ما بعد از همین کتاب جامع السعادات و اینها، بعد معراج السعاده که مبتنی بر همان بود، وقتي نگاه می بینیم بعد از این ها پيشرفت دانش اخلاق متوقف شد.

اخلاق با این گستره و اهمیت خیلی کم کار شده است مخصوصاً در حوزه. من یقین دارم که تعداد بسیار زیادی از طلاب تلقی درستی از اخلاق ندارند. اخلاقی که تا نامي از آن می ‌بریم ذهن‌ ها به سمت كلاس اخلاق هدايت می ‌شود. آن هم خوب است اما اين همه اخلاق نيست.

زمانی شاید این نگاه به کتاب­ های آموزشی نبود. می گفتند کتاب هر چه سخت تر باشد عالمانه تر است. این نگاه الان نیست. یعنی اگر هم هست باید بشکند این نگاه. الان مباحث سخت فلسفي را هم به سادگي به كودكان آموزش می دهند. آموزش اخلاق به کودکان حالا پیش کش، اخلاق را با کتاب های آموزشي صحيح و به صورت حرفه‌ای (professional) به طلاب خودمان آموزش دهيم. اخلاقي كه متناسب با فضاي طلبگي و حرفه‌ای آن ها باشد. اخلاق آموزش و پژوهش،‌ اخلاق تدريس، اخلاق تبليغ، اخلاق معاشرت و از اين قيبل موارد.

رهنامه: منتهی یک آفتی که اینجا وجود دارد و ضمن صحبت های شما هم بود اولاً خیلی اهمیت دارد که به بحث اخلاق خصوصاً با رویکرد آموزشی بپردازیم، ولی باز تلقی اشتباهی که است خیلی ­ها می گویند علم اخلاق آسان است و با کتاب­ های آموزشی بار خودمان را ببندیم و نیازی نیست که به عنوان یک دانش پذیرش بکنیم و طالب آن بشویم و بعداً یک مجتهد اخلاقی بشویم ضرورتی ندارد. آیا صرف کتاب ­های آموزشی شخص را مستغنی می کند و آیا این رویکرد صحیح است که به فقه و اصول و عقایدش بپردازد و کنارش مطالعاتی انجام بدهد و در سیر مطالعاتی به هدفش برسد.

استاد: با وسعتي كه براي علم اخلاق داريم حتماً بايد براي دست­يابي به اين دانش،‌ وقت كافي گذاشت و استاد كافي ديد. بحث‌ها بسيار پیچیده تر از آن است كه من و شما گمان می کنیم. بعضي وقت ها به انسان «توهم علم» دست می دهد و گمان می کند كه در بحث و يا دانشي،‌ عالم و متبحر شده است. زماني اگر كسي می خواست حكيم و طبيب سنتي شود بايد سال ها درس می‌خواند و شاگردي می کرد. قانون می خواند،‌ کتاب های ديگر می خواند و … اما الان می بینیم با چند تا كارگاه آموزشي و با چند تا جزوه و اصلاً شما بگو با چند ماه و چند سال كلاس، افراد نام خود را حكيم می گذارند و مطب می زنند و نسخه می پیچند و ادعاي مداواي انواع و اقسام بیماری ها را دارند. واقعاً با دو سال تحقيق و پژوهش به صورت پراكنده،‌ انسان حكيم می شود. اطباي قديم در كنار طب،‌ حتماً بايد فلسفه می خواندند و از اين جهت كه حكمت می دانستند به آن ها حكيم می گفتند. از حكمت و فلسفه هم در شناسايي بیماری ها و علل و ريشه آن استفاده می کردند. اين مسأله كه خيلي سريع به يك نوع خودبسندگي علمي می رسیم يك آسيب بزرگ است. در جايي ديدم نام اين مسأله را «خود بوعلی پنداری» گذاشته بودند. نوعي توهم علمي به انسان دست می دهد. در فضاي دانش اخلاق هم همين مسأله است. همين الان برخي خود را صاحب نظر می دانند در حالي كه تفاوت اخلاق و عرفان را نمی دانند. اين هم نوعي «خود ابن مسكويه پنداري» و «خود ملا­مهدي نراقي پنداري» است.

بحث ها بسيار پیچیده ‌تر از آن است كه من و شما گمان می ‌کنیم. بعضي وقت‌ ها به انسان «توهم علم» دست می ‌دهد و گمان می‌ کند كه در بحث و يا دانشي،‌ عالم و متبحر شده است.

در روان شناسی گاهی خودمان شروع به خواندن می‌کنیم. روان شناسی یک علمی است که رویکردها و مکاتب مختلف دارد. حرف­ های مختلف و بسیار پیچیده دارد. با مطالعه چند تا كتاب و مقاله یک «خود روان شناس ­پنداری» به ما دست می‌دهد. حرف من اینست که طلبه براي كسب دانش و عميق شدن در آن علم باید استاد ببیند؛ یعنی با صرف خواندن چند تا کتاب اين عمق  حاصل نمی شود. من نمی خواهم بگویم که انسان هميشه باید از اول تا آخر تلمذ بکند جلوی استاد. نه، حرفم اینست که انسان بعد از مدتي كلاس رفتن و استاد ديدن باید در ارتباط تنگاتنگ علمي با استاد از او بهره ببرد. علم اخلاق به عنوان یک علم حرف برای گفتن دارد. یعنی من فکر نمی کنم کمتر کسی بتواند خودش خود به خود تمام این شاخه های مختلف علم اخلاق را با مطالعه و تحقيق كسب كند و نیاز به استاد دارد. حداقل اين كه زمان زیادی می خواهد که معمولاً از حوصله ما خارج است.

رهنامه: آخرین سؤال اين كه با توجه به همه این مباحث آیا می توانید کتب خاصی را به صورت موردی نام ببرید که با این رویکرد منتشر شده باشند.

استاد: یک سری کتاب ­ها در علم اخلاق است كه به صورت آموزشي نوشته شده است؛ یکی کتاب اخلاق اسلامی، مبانی و مفاهیم که برای دانشگاه نوشته شده است و زیرنظر حجت الاسلام و المسلمين آقای دکتر علیزاده است که خود ایشان جریان ساز در بحث اخلاق هستند. کتاب شناخت اخلاق اسلامي را هم ایشان به همراهي حجت الاسلام و المسلمين احمدپور و حجت الاسلام و المسلمين عالم ­زاده نوري و حجت الاسلام و المسلمين دكتر محمد تقي اسلامي نوشتند و الان ایشان یکی از کسانی است که در شاخه های مختلف اخلاق حرف برای گفتن دارد.

كتاب آيین زندگي (اخلاق كاربردی) نوشته احمد حسين شريفي هم آموزشي است و كتاب خوبي است.

اين مسأله كه خيلي سريع به يك نوع خودبسندگي علمي می ‌رسیم يك آسيب بزرگ است. در جايي ديدم نام اين مسأله را «خود بوعلی پنداری» گذاشته بودند. نوعي توهم علمي به انسان دست می‌ دهد. در فضاي دانش اخلاق هم همين مسأله است. همين الان برخي خود را صاحب نظر می ‌دانند در حالي كه تفاوت اخلاق و عرفان را نمی‌ دانند. اين هم نوعي «خود ابن مسكويه پنداري» و «خود ملا­مهدي نراقي پنداري» است.

کتاب درس نامه اخلاق اسلامی آقای نصیری، کتاب فلسفه اخلاق با رویکرد تربیتی نوشته آقاي دكتر احمدپور و آقاي دكتر دبيري، این کتاب ها به صورت آموزشی نگاشته شده اند. این ها کتاب های جديد براي آشنايي با فضاي علم اخلاق و حیطه های آن است. اگر ما بخواهيم گام اساسي در ارائه علم اخلاق كنيم بايد کتاب های قديمي را به صورت درس نامه در بياوريم. احياء علوم الدين غزالي،‌ جامع السعادات،‌ چهل حديث امام خميني،‌ رساله سير و سلوك بحرالعلوم و … . اين کتاب ها محتوي و مغز دارد و بايد فرآوري شده و به خورد جامعه علمي داده شود.

رهنامه: این ها در حیطه خودشان جامع هستند؟

استاد: نه. هر کدام یک حیطه ای دارند؛ مثلاً کتاب اول اخلاق اسلامی، مبانی و مفاهیم یک سری از مفاهیم کلی را اول بیان می‌کند و بعد سراغ این حوزه های ارتباطی انسان می­ آید. اخلاق فردی، اجتماعی، بندگی و زیست محیطی. چون کتاب آموزشی است و یک بخشی از اخلاق را مورد بررسی قرار بدهد نمی تواند جامع باشد. جامعیت با کتاب آموزشی سازگاری ندارد. ما باید ببینیم این کتاب آموزشی برای کیست و مخاطب ما کیست و متناسب با آن كتاب آموزشي را تأليف كنيم. مخصوصاً در مباحث اخلاق، مخاطب باید آن را بگیرد و در زندگیش به کار ببندد و یا حداقل دانش ­اش اضافه بشود. وقتی مخاطب ما دانشجوی کم حوصله امروزی است همین هم برایش زیاد است؛ یعنی در کتاب­ های آموزشی نباید دنبال جامعیت باشیم.

پاسخ دهید: