شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 29 و 30 » اخلاق در روایات شیعه در مصاحبه با کاظم دلیری

در این مصاحبه استاد گرامی در ابتدا جایگاه اخلاق در روایات و کتب حدیثی را تبیین نموده و اخلاق با رویکرد دینی و وحیانی را دچار غربت و کم‌توجهی می ­داند و دلیل آن را نوع نگاه به علم اخلاق، سلطه علوم دیگر در فضای علمی حوزه‌ها می­ داند. پس از این مقدمه در ضمن شرح نظام اخلاقی در احادیث شیعه به بیان الگوی اخلاقی ارائه‌ شده در کتاب شریف کافی می ­پردازد و برای طرح فضایل و رذایل در این کتاب مزایایی برمی‌شمارد مثل سبک بدیع، تقدم زمانی، محتوای کامل‌تر و غنی بودن کتاب نسبت به کتاب­ های مشابه اهل سنت در آن دوره. در ادامه به منابع اخلاق روایی و دوره­ های تاریخی آن اشاره می‌کند و در پایان ویژگی­ ها و ظرفیت‌های دست‌یافتنی اخلاق دینی را برمی‌شمارد.

رهنامه: مصاحبه امروز ما درباره اخلاق در روایات و جایگاه آن در احادیث شیعه است. با این سؤال آغاز می‌کنیم که اصولاً اخلاق در روایات ما چه جایگاهی دارد؛ هم از حیث تعداد احادیث اخلاقی و بیشتر اینکه این احادیث در چه موضوعاتی هستند و چه مقدار به آن‌ها توجه شده است؟

استاد: درباره جایگاه اخلاق در روایات ابتدا مقدمه­ای عرض کنم. حدیث معروفی که پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «بُعِثْتُ لِأتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق»[i]، مفهومش این است که اخلاق در سیره نبوی و با بعثت پیغمبر به مرحله تمام و کمال خود رسیده است. یعنی پیش از آن نقص‌هایی داشته و با بعثت پیامبر خاتم برطرف شده است. هرچند اخلاق در همه ادیان آسمانی مثل یهودیت و مسیحیت جایگاه والایی دارد، ولی تمامیت اخلاق در دین اسلام محقق شده است. البته برخی در سند و یا اعتبار این حدیث خدشه می‌کنند، ولی این نبوی شریف مؤیَّد به این آیه کریمه است که می‌فرماید: «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلوا عَلَيهِم آياتِهِ وَ يُزَكّيهِم وَ يُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَ الحِكمَةَ»[ii]. در این آیه هدف از بعثت را تزکیه می‌داند و آن را بر تعلیم کتاب و حکمت مقدم می‌کند. از جهت واقع خارجی نیز آن ظرافت‌ها و کمالات اخلاقی به شکل تمام و کمالش تنها در اسلام آمده است. در مقایسه آیات اخلاقی قرآن با آیات کتاب مقدس و یا مقایسه روایات اخلاقی خودمان با متون دینی آن‌ها مثل تلمود، تفاوت آشکاری میانشان احساس می‌کنیم؛‌ همچنان که در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَق ِّمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَ مُهَيْمِنًا عَلَيْهِ»[iii]؛ یعنی قرآن در ضمن تصدیق تورات و انجیل، مهیمن بر آنهاست. اخلاق اسلامی در عین اینکه فضایل اخلاقی همه ادیان را تصدیق می‌کند، مهیمن بر آنها نیز هست. از سوی دیگر اخلاق نبوی و اخلاق ائمه اطهار علیهم السلام نیز در مقایسه با اخلاق انبیای گذشته تفاوت چشمگیری دارد چرا که تجلی عینی اخلاق قرآنی است.

در مورد جایگاه علم اخلاق در احادیث، اگر به کتاب شریف کافی نظری بیندازیم، این کتاب روایی از سه بخش اعتقادی، اخلاقی و فقهی تشکیل شده است. موضوع کتاب التوحید و کتاب الحجة، اعتقادات است و توحید و نبوت و امامت را پوشش می‌دهد و در جلد اول کافی آمده است. موضوع کتاب ایمان و کفر و چند کتاب بعد آن، یعنی کتاب العِشره، کتاب الدعاء و کتاب فضل القرآن، که در جلد دوم اصول کافی قرار گرفته‌اند اخلاقی است. بعد از آن فروع فقهی قرار دارد که در فروع کافی جمع شده است و شامل جلد سوم تا هفتم اصول است. بنابراین شیخ کلینی به ‌عنوان بزرگ‌ترین محدث شیعه، اخلاق را در میان اعتقادات و فقه نهاده و این دو بحث را در بخش اصول کافی آورده و روایات فقهی را کلاً در فروع آورده است. این ساختار و پیوند زدن اخلاق به ایمان و کفر که اصل و اساس دینداری است و قرار دادن آن در کنار اصول دین مثل توحید و نبوت و امامت به ‌تنهایی نشانگر اهمیت و جایگاه والای اخلاق در اندیشه شیعی و برتری و تقدم آن بر علم فقه است. ولی در واقع تاریخی علم اخلاق در میان ما بسیار غریب و مهجور افتاده و به آن بسیار کم‌توجهی و کم‌لطفی شده است. متأسفانه اخلاق به حوزه درس و بحث و تحقیق علمی کشیده نشده و کارهای عمیق روی آن انجام نشده است. کارهایی که شده معمولاً حرکت‌های فردی است نه جمعی و سازمانی و با فاصله‌های تاریخی فراوان صورت گرفته است یعنی معمولاًدر هر سده‌ای بیش از یکی دو کتاب مهم اخلاقی نداریم که برخی از آنها انسجام علمی لازم را ندارد و با استانداردهای علمی تألیف نشده است.

رهنامه: یعنی اینطور نیست که کتاب‌ها مبنای مشخصی داشته باشند؟

استاد: معمولاً به اخلاق به عنوان یک علم نگاه نشده است. در تاریخ علم اخلاق دو رویکرد کلی داریم؛ نخست اخلاق عقل­گرا یا اخلاق فلسفی که مبتنی بر روش تعقل و تفلسف است و گزاره‌های اخلاقی را صرفاً با استناد به عقل به دست می­آورد. ریشه این جریان بیشتر به اخلاق یونانی و آثار ارسطو، افلاطون، سقراط و جالینوس برمی‌گردد و البته پس از ورود به عالم اسلام دستخوش رشد و تحولاتی شده است. طب روحانی زکریای رازی، تهذیب الاخلاق مسکویه رازی، فصول منتزعه فارابی و اخلاق ناصری خواجه نصیر الدین آثاری هستند که با رویکرد فلسفی محض نگاشته شده‌اند. رویکرد نیز اخلاق ناصری خواجه نصیر الدین طوسی نقطه اوج اخلاق فلسفی است و پس از آن شاهد تألیف چشمگیری در اخلاق فلسفی نیستیم. آثار شاخص این رویکرد در مجموع انگشت‌شمار است ولی در هرحال آنچه به عنوان علم اخلاق مطرح شده و تا حدودی حالت آکادمیک پیدا کرده و در مراکز علمی به عنوان متن درسی شناخته شده، آثار همین رویکرد است.

علم اخلاق در میان ما بسیار غریب و مهجور افتاده و به آن بسیار کم‌توجهی و کم‌لطفی شده است. متأسفانه اخلاق به حوزه درس و بحث و تحقیق علمی کشیده نشده و کارهای عمیق روی آن انجام نشده است. کارهایی که شده معمولاً حرکت‌های فردی است نه جمعی و سازمانی و با فاصله‌های تاریخی فراوان صورت گرفته است یعنی معمولاً در هر سده‌ای بیش از یکی دو کتاب مهم اخلاقی نداریم که برخی از آنها انسجام علمی لازم را ندارد.

رویکرد دوم در اخلاق، اخلاق دینی و وحیانی است که متکی به دین است. در این رویکرد گزاره‌های اخلاقی با استناد به وحی به دست می‌آید و منبع آن کتاب و سنت و سخن و سیره معصومان است. از نظر تاریخی متأسفانه به اخلاق دینی به‌عنوان یک علم، کمتر نگاه شده است.

رهنامه: استاد علت این بی ­توجهی‌ها چه بوده است؟ و چرا اخلاق دینی حتی در عداد اخلاق فلسفی و عرفان قرار نگرفته است؟

استاد: این پدیده معلول عواملی است که نوع نگاه اندیشمندان مسلمان به اخلاق از جمله آن‌هاست؛ زیرا بسیاری از آنان اخلاق را محدود به فضایل و رذائل و مستحبات و مکروهاتی می‌دانسته‌اند که تلبس به آن‌ها و انجام‌دادن آن‌ها بهتر است و ترک آن‌ها نیز ضربه‌ای به دینداری فرد نمی‌زند. علت دیگر بی­توجهی به اخلاق هم این بوده که فضای غالب و رایج در حوزه‌های علوم دینی، چه شیعه و چه اهل سنت، معمولاً رشته‌های دیگر علوم اسلامی مثل فقه و اصول، حدیث و تفسیر و کلام بوده است. مثلاً وقتی کلام حتی به عنوان یک علم متولد شد بسیار به آن توجه شد و در برخی دوره‌ها بسیار متحول شد. همچنین تا حدودی حدیث و در بعضی دوره‌ها فلسفه، در بعضی از حوزه‌های ما و حوزه‌های اهل سنت رونق می‌یابد، ولی متأسفانه اخلاق تا به امروز وارد دروس رسمی و جدی حوزه نشده است و اعتبار علمی و وجاهت اجتماعی و حمایت‌های حوزوی برای فقه و اصول است. لازمه­اش این امر آن است که عده‌ای از بزرگان وارد این فضا بشوند و کرسی درس و تدریس راه بیندازند و به تحقیق و پژوهش در این عرصه بپردازند و با پرورش عالمان اخلاق این علم را بسط دهند که متأسفانه این کار کمتر رخ داده است.

رهنامه: و اخلاق در حاشیه فقه قرار گرفته است.

استاد: بله، می‌شود گفت در حاشیه کل علوم اسلامی.

رهنامه: استاد شما تقریباً جایگاه اخلاق در روایات را به‌طور خاص در کتاب اصول کافی گفتید که شیخ کلینی، روایات اخلاقی را در بخش اصول بیان کرده که نشان‌دهنده اهمیت اخلاق است، علاوه بر رابطه اخلاق با ایمان که به اهمیتش می‌افزاید؛ اما اشاره نکردید که چه مقدار از احادیث شیعه درباره اخلاق است و اصولاً اینکه این روایات درباره چه موضوعاتی هستند؟

استاد: درباره تعداد احادیث اخلاقی آمار دقیقی در دست نیست، چون احادیث اخلاقی در همه کتب روایی به صورت پراکنده موجود است برای مثال هم در ضمنِ روایات فقهی و هم در ضمن روایات اعتقادی روایات اخلاقی فراوان داریم. حتی در کتب تاریخ، تفسیر و رجال نیز، اخبار و روایات اخلاقی داریم. جلد دوم کافی حدود 2000 حدیث اخلاقی دارد که باز در ابواب دیگرِ کافی نیز روایات اخلاقی فراوان است. یعنی اگر کل روایات اخلاقی کافی استخراج شود، بیش از3500 تا4000  هزار روایت را می‌توانیم به­عنوان روایات اخلاقی بشناسیم. در کتابی مثل جهاد­النفس وسائل حدود ۱۸۰۰ حدیث به­عنوان حدیث اخلاقی آمده است و در کتاب‌های مفصل­تر مثل ابواب جهاد­النفس و احکام­العشره جامع احادیث الشیعه باز این آمار بیشتر است و در هر حال این دو کتاب با نگاه فقهی نوشته شده است نه با نگاه اخلاقی. لازمه رسیدن به آمار واقعی روایات اخلاقی این است که کل میراث روایی شیعه و سنّی را یک بار بازخوانی کنیم و همه روایات اخلاقی را استخراج کنیم؛ آن موقع آمار نسبتا دقیق به دست می­آید و شاید هشت هزار تا ده هزار روایت باشد.

رهنامه: موضوع ­بندی چطور؟ با توجه به اینکه پراکنده هستند، موضوع­ بندی نشده‌اند که بدانیم احادیث اخلاقی ما در چه موضوعاتی هست؟

استاد: روایات در کتاب­هایی مثل اصول­کافی یا در جهاد­النفس و احکام­العشره وسائل موضوع‌بندی شده‌اند، ولی موضوعات اخلاقی اختصاص به اینها ندارد و بسیار گسترده‌تر از این است. برای مثال اگر بخواهیم روایات اخلاق حکمرانی یا اخلاق سیاست را استخراج کنیم، نهج‌البلاغه یکی از منابع مهم این موضوع است و در جاهای دیگر هم به صورت پراکنده آمده است. اینها نیاز به زحمت و ممارست و تلاش‌های فراوان دارد.

رهنامه: پس پراکندگی دارند وبه صورت مشخص موضوع­ بندی دقیق نشده‌اند که بگوییم تقسیم­بندی مشخصی دارند.

استاد: بله، البته در دوران معاصر کارهایی انجام شده، ولی فنی نیست.

رهنامه: می‌توانید در این زمینه به عنوان نمونه به کتابی اشاره کنید؟

استاد: کارهای متفرقه متعدد انجام شده است مثلاً «میزان الحکمه» آقای ری‌شهری ابواب اخلاقی فراوانی دارد، ولی به صورت فنی و تخصصی نوشته نشده است؛ حالت موسوعه دارد و مجموعه‌ای از روایات صحیح و سقیم شیعه و اهل سنت به صورت ذوقی دسته‌بندی شده است. جناب آقای رضا مختاری نیز کاری را با عنوان «الأخلاق» در سه جلد انجام داده‌اند، ولی باز چون نگاه‌های تخصصی به علم اخلاق کمتر بوده است، نتوانسته به عنوان علم اخلاق در حوزه جایگاه چندانی پیدا کند.

رهنامه: پس هنوز جای کار دارد.

استاد: جای کار فراوان دارد بلکه هنوز اوایل راه هستیم.

رهنامه: با توجه به اینکه یک تصویرکلی از جایگاه اخلاق در احادیث ارائه دادید، سراغ سؤال دوم برویم که تقریباً سؤال محوری این مصاحبه است؛ اگر بخواهیم نظام اخلاق را در احادیث شیعه بازخوانی و از حیث محتوایی تشریح کنیم، چه الگویی را باید دنبال کنیم؟

استاد: در مورد نظام اخلاقی، الگوهای متعددی می‌توان فرض کرد که نمونه‌ای از آن‌ها الگوی کتاب کافی است. در کتاب ایمان و کفر کافی، نظام اخلاقی براساس ایمان و کفر تنظیم شده است. با دقت در کتاب ایمان و کفر کافی روشن می‌شود شیخ کلینی روایات این کتاب را در هفت دسته کلی مرتب کرده است.

در دسته اول ابواب مرتبط به طینت و خلقت، مؤمن و کافر را آورده که شامل هشت باب ابتدایی کتاب است و به گونه‌ای به مبانی علم اخلاق یعنی به مبانی انسان‌شناختی اخلاق مرتبط است.

دسته دوم، ابواب مرتبط به تفسیر ایمان و اسلام است؛ حقیقت ایمان و اسلام، نسبت آنها، نسبت یقین و ایمان، پایه‌های ایمان و درجات ایمان. چون ایشان می‌خواهد فضائل و رذائل اخلاقی را بر پایه ایمان و کفر بریزد، باید اول ایمان و اسلام را تعریف کند. این هم از باب الاخلاص تا باب حقیقة الإیمان و الیقین شامل ۱۷ باب است.

علت دیگر بی­ توجهی به اخلاق هم این بوده که فضای غالب و رایج در حوزه‌های علوم دینی، چه شیعه و چه اهل سنت، معمولاً رشته‌های دیگر علوم اسلامی مثل فقه و اصول، حدیث و تفسیر و کلام بوده است.

دسته سوم از روایات، ابواب مرتبط به شاخه‌های ایمان است که خودش بر سه قسم است و دسته­بندی نسبتاً منظمی دارد. ابتدا فضایل و رفتارهای عام اخلاق بندگی قرار دارد که در رابطه بنده مؤمن با پروردگار مطرح می‌شود و از باب التفکر تا باب الشکر، ۲۱ باب است. دوم، فضایل و رفتارهای خاص اخلاق بندگی مثل دعا و قرائت قرآن، نماز، روزه، حج، عمره و زیارت نیز در جلد دوم و بین کتب فقهی مثل صلاة و صوم و حج آمده است. قسم دوم، فضایل اخلاق فردی است که رابطه مؤمن با خودش است و همینطور فضایل عام اخلاق اجتماعی که رابطه او با عموم مردم است. این هم حدود ۲۳ باب، از حسن الخلق تا باب اجلال الکبیر است. (البته ایشان علاوه بر این در خصوص اخلاق اجتماعی کتابی به نام کتاب العشره نیز دارد که بسیاری از اخلاق و آداب معاشرت را دارد.) یک سری فضایل خاص اجتماعی نیز داریم که در دایره اخوت ایمانی یعنی رابطه مؤمنان با یکدیگر مطرح می‌شود که قسم سوم است و شامل ۲۴ باب، از أخوّة المؤمنین بعضهم لبعض تا باب فی ترک دعاء الناس است.

دسته چهارم از روایات کتاب ایمان و کفر، ابواب مرتبط با جایگاه مؤمن و شدت ابتلای اوست که این ابواب را نیز براساس ایمان و کفر پی می‌ریزد. این ابواب درباره مؤمن، منزلت مؤمن در نزد خداست و ابتلائاتی که برایش پیش می­آید. این دسته، دوازده باب است در کافی، از باب سلامة الدین تا باب فضل فقراء المسلمین است.

دسته پنجم ابواب مرتبط با شناخت منشأ گناهان و پیامدهای آن‌ها و شناخت کبائر و ریشه‌های کفر است. این هم شامل هفت باب است؛ از باب الذنوب تا باب فی اصول الکفر را شامل می‌شود.

دسته ششم ابواب رذایل است. اول کفر و گناه را به عنوان منشأ گناهان معرفی می‌کند سپس تک‌تک رذایل را به عنوان شاخه کفر و گناه معرفی می‌کند. این بخش شامل ۴۵ باب است که ازباب الریاء شروع می­شود.

دسته آخر و هفتم نیز ابواب کلی است در باب شناخت معاصی و کفر و شرک و شک و ضلال و استضعاف و احوال قلب و گناهان. این هم حدود پنجاه باب آخر کتاب می‌شود و تلفیقی از مباحث اخلاقی و اعتقادی به عنوان زیربناهای مباحث اخلاقی است.

با دقت در ساختار کتاب کافی روشن می‌شود که ایشان به تناسب زمان خودش بسیار زحمت کشیده و ساختار منسجمی از اخلاق ارائه داده است. اولاً اخلاق را براساس ایمان و کفر تفسیر کرده و حتی مبانی اخلاق را نیز بر محور ایمان و کفر تعریف کرده و فضایل و رذایل را به شکل منظم و به عنوان شاخه‌های ایمان و کفر شناسانده است. این خود یک نظام اخلاقی است گرچه مؤلف درباره آن توضیحی نداده است چون به ندرت شیخ کلینی در خلال روایات نکته‌ای را بیان می‌کند. نحوه گزینش و تبویب و ساختار کتاب کافی کلی و جزئی دارد، ولو اسم نبرده و عناوین فرعی و اصلی ندارد و ابواب را پشت سر هم آورده است، ولی بین­شان نظم است و دسته­بندی‌اش دقیق است و روایات نیز مرتب است. فیض کاشانی در کتاب الوافی در دسته‌بندی روایات از همین الگو پیروی می‌کند، ولی برای آن‌ها عناوین اصلی و فرعی قرار می‌دهد. این یک نظام علمی قابل دفاع است. اگر کسی دقت کند ممکن است باز نظام‌های اخلاقی کامل‌تر و دقیق‌تری بر اساس دیگری استخراج کند.

با دقت در ساختار کتاب کافی روشن می‌شود که ایشان به تناسب زمان خودش بسیار زحمت کشیده و ساختار منسجمی از اخلاق ارائه داده است. اولاً اخلاق را براساس ایمان و کفر تفسیر کرده و حتی مبانی اخلاق را نیز بر محور ایمان و کفر تعریف کرده و فضایل و رذایل را به شکل منظم و به عنوان شاخه‌های ایمان و کفر شناسانده است.

این شیوه طرح فضائل و رذائل در قالب ایمان و کفر از ابداعات کلینی در قرن چهارم است. این سبک علمی در اخلاق با فاصله زمانی کمتر از یک قرن و همینطور بیشتر از یک قرن توسط دو تن از بزرگان اهل سنت هم پیاده شده است. یکی حسین بن حسن حلیمی است در کتاب المنهاج في شعب الإیمان که ۷۷ شعبه برای ایمان برشمرده است و بعد از کلینی است. بعد از آن احمد بن حسین بیهقی از محدثان بزرگ اهل سنت است و در کتاب شعب الإیمان با استناد به حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) که ایمان را متشکل از هفتاد و چند یا شصت و چند شعبه می‌داند، فضایل ایمان را مطرح کرده و خودش می‌گوید پیرو حلیمی است. مزیت کتاب کافی، اولاً این است که متقدم است، یعنی این محدث شیعی بدون داشتن الگوی قبلی با فطانت خودش به این نتیجه می‌رسد که فضائل و رذائل اخلاقی را در قالب ایمان و کفر ارائه بکند. این خودش یک ابداع و نوآوری بسیار ارزشمند است. با اینکه حلیمی و بیهقی بعد از شیخ کلینی بوده‌اند، باز شیخ کلینی اضافه بر آن، این مزیت را دارد که آنها فقط فروع ایمان را برشمرده‌اند و شیخ کلینی فروع کفر را هم برشمرده است. رذایل را به عنوان فروع کفر و فضایل را به عنوان فروع ایمان بیان کرده است. مباحث زیربنایی ایمان و کفر را هم با تفصیل بیشتری مطرح کرده است. پس ما در این زمینه چندین گام از اهل سنت جلوتر هستیم ولی متأسفانه کمتر روی آن کار شده است. باید استعدادهایمان را به کار بگیریم و همه رشته‌های علوم اسلامی در حوزه رایج باشد و بی‌توجهی‌ای که درباره اخلاق هست کنار گذاشته شود؛ یعنی به عنوان یک علم و یک رشته رسمی وارد حوزه بشود تا کار بشود و در آینده شاهد شکوفایی اخلاق اسلامی و تدوین متون غنی و قوی علمی در این حوزه باشیم.

رهنامه: الگوی اولی که معرفی کردید، بر مبنای ایمان و کفر بود و بر کتاب کافی تطبیق کردید. در سایر کتب چطور؟

استاد: همچنانکه عرض کردم فیض هم در الوافی از همین الگو تبعیت می‌کند اما در جوامع روایی دیگر مثل وسائل و جامع الأحادیث از این الگو پیروی نشده است. در اخلاق نقلی خیلی در بند این نبوده‌اند که نظام و ساختار منسجمی ارائه کنند.

رهنامه: اصول کافی بر مبنای ایمان و کفر یک نظام اخلاقی را پیاده کرد. اگر خود احادیث رانگاه کنیم، سوای کتاب­هایی که در این زمینه کار شده است، آیا در خود روایات مرتبط به اخلاق نیز چنین نظامی وجود دارد؟ یعنی اگر مجزای از کتبِ نوشته‌شده به خود احادیث نگاه کنیم، آیا در خود احادیث این چنین نظامی هست؟ و آیا می‌توانیم بگوییم نظامی که شیخ کلینی در کافی پیاده کرده، برگرفته از خود روایات است؟

استاد: اخلاق اسلامی در میان منظومه‌ای از معارف دینی قرار دارد. مثلاً مبانی انسان‌شناختی اخلاق اسلامی متخذ از خود دین است. بسیاری از روایات که جنبه اخلاقی دارد، در این منظومه مطرح می‌شود. حال بگذریم که روایات ضعیف نیز در این عرصه وجود دارد، ولی با صرف نظر از آن اخلاق دینی اخلاقی همسو و هماهنگ است، یعنی مثلاً اهدافی که اسلام به دنبالش است، مثل سعادت و کمال انسان، در آن مسیر است. ما فقط باید بکوشیم اینها را بشناسیم و بشناسانیم و بگوییم این نظامی که اسلام از انسان و سعادتش شناخته است، این مسیر اخلاق و تربیت است. به عنوان نمونه عارفان مسلمان بسیار کوشیده‌اند تا در عرفان عملی فضایل و رذایلی را که در حوزه رابطه انسان با خدا مطرح می‌شود، در قالب یک نظام سلوکی و پلکانی ارائه کنند. می‌گویند انسان که می‌خواهد به خدا برسد نیاز به برنامه سلوکی دارد که چگونه شروع می‌شود؛ چگونه ادامه می‌یابد و چگونه پایان می‌یابد. این خود نمونه‌ای از تلاش در راستای نظام‌سازی اخلاق و تربیت دینی است که کتاب‌هایی مثل کتاب اللُّمَعُ فی التصوف سرّاج طوسی و قوت القلوبِ ابوطالب مکی تحقق یافته است و بخشی از این میراث‌ها معمولاً به بیان مقامات و منازل سلوک اختصاص دارد.

نخستین مرحله، دوره تدوین مصادر اولیه است. مثل رسالة الزهد و رسالة المؤمن حسین بن سعید که معاصر سه امام بوده است؛ امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع). مصادر اولیه دست‌کم آن منابع خام اخلاق اسلامی را در اختیار ما قرار می‌دهند.

این‌ها مدعی هستند که ما با تأمل در آیات و روایات، یک برنامه سلوکی درآورده‌ایم که منازل و مقامات شبه ترتیب مشخص می‌شود. خواجه عبدالله انصاری در کتاب منازل السائرین بسیار تلاش می‌کند تا کل مراحل سلوک را صد مرحله کند و ادعایش هم این است که اینها به ترتیب است. بعد در هر منزلی باز مرتبه بیان می‌کند. مرتبه‌هایی برای سالکان عادی، سالکان متوسط و سالکان مرحله بالاتر. در این قسمت تلاش‌هایی شده و نظام‌هایی استخراج شده است. در بخش عرفان شیعی کتابی مثل رساله سیر و سلوک منسوب به سید بحرالعلوم را داریم که با استناد به یک حدیث: «کسی که چهل روز خودش را برای خدا خالص کند، خدا چشمه‌های حکمت را به دلش باز می‌کند» یک برنامه سلوکی ارائه می‌دهد. در قسمت عرفانی و اخلاق بندگی، یعنی فضایلی که به رابطه انسان با خدا برمی‌گردد، تلاش‌های فراوانی شده است، ولی در قسمت‌های دیگر مثل اخلاق اجتماعی و اخلاق اقتصادی و سیاسی برای نظام‌مند­سازی اخلاق کمتر تلاش شده است.

رهنامه: ابواب اخلاقی کتاب کافی منحصر به مجلد دوم کافی است یا بیش از آن است؟

استاد: مباحث اخلاقی کافی منحصر به جلد دوم نیست و بسیاری از مباحث اخلاقی در خلال مجلدات دیگر کافی آمده است. من چند نمونه را عرض می‌کنم تا روشن شود این کتاب چقدر از این جهت غنی است. ابتدای کتاب الاصول من الکافی با چه موضوعی شروع می‌شود؟ با کتاب عقل و جهل که مباحث آن نوعی انسان­شناسی و از مباحث زیربنایی اخلاق است. بعد کتاب فضل العلم است که در آن بسیاری از اخلاق و آداب تعلیم و تعلم آمده است. اخلاق سوگواری یکی دیگر از موضوعات اخلاقی کافی است که در ضمن جلد سوم کتاب کافی، در ابتدا و انتهای کتاب آمده است. اخلاق بندگی نیز در ضمن کتاب الصلاة و الصوم و الحج آمده است. ایشان در جلد دوم کافی چندان متعرض اخلاق و آداب اقتصادی نشده و روایات کمی در این زمینه آورده است ولی در ابتدای کتاب الزکاة(جلد چهارم کافی) بسیاری از این مباحث را آورده است. علاوه بر این، بحث‌های مربوط به فضیلت کار، تلاش، کسب درآمد، و تأمین نفقه عیال را در جلد پنجم، در بحث کتاب المعیشه آورده است. مباحث اخلاق جنسی و ازدواج و اخلاق خانواده را نیز در اوایل کتاب النکاح و الطلاق آورده است. بسیاری از آداب اسلامی را در کتاب الاطعمة و الاشربه و آداب خوردن و آشامیدن را آورده است. بحث‌های آداب فردی مثل آداب پوشش، آرایش، نظافت، بهداشت و مسکن را در کتاب مستقلی تحت عنوان کتاب الزیّ و التجمل و المُروءة آورده است.

رهنامه: اینها مصادیقی از آن بخشی است که گفتید نمی‌توانیم بگوییم به طور مشخص چه تعداد حدیث داریم؛ چون مختلف و پراکنده هستند؟

استاد: بله. باز در خلال روایات فقهی، یعنی روایاتی که در صدد بیان فروع فقهی و احکام واجب و حرام و احکام خمسه است، بحث­های اخلاقی نیز وجود دارد. برای مثال دو سه روایت است که کیفیت نماز شب پیغمبر اکرم (ص) را توصیف می‌کند. یک روایت از حلبی است که می‌گوید: ظرف آب را کنار سر پیغمبر می‌گذاشته‌اند و این ظرف سرپوشیده بوده است. سرپوشیده بودن ظرف آب نکته بهداشتی و نظافت فردی دارد. بعد می‌گوید مسواکش را کنار بستر می‌گذاشت. بنابراین انسان همیشه باید به نظافت دهان و دندان توجه داشته باشد و مسواک همیشه کنارش باشد. «ثُمَّ یَنامُ ماشاءالله». می‌گوید حضرت مقداری می‌خوابید که خدا می‌خواست. نمی‌گوید که زیاد می‌خوابید. آن مقداری می‌خوابید که خدا می‌خواهد.

رهنامه: اراده می‌کند.

استاد: این برگشتش به بحث توکل و تفویض است. یعنی پیغمبر به مقامی رسیده بود که مقدار خوابش را نیز به خدا سپرده بود و این که خداوند هر وقت خودش بخواهد او را بیدار کند.

یک بحث، ویژگی‌های زبانی و بیانی اخلاق روایی است؛ اعم از آیات قرآن و روایات. چون هر دو یک منبع دارند و هر دو از علم لایزال الهی سرچشمه گرفته‌اند و ظرفیت‌های معنایی عجیب و غریبی در آیات و روایات، و از جمله در روایات اخلاقی نهفته است.

رهنامه: این نمونه عملی است.

استاد: اگر می‌خواهیم در بحث توکل و تفویض کار کنیم باید در کل کتب روایی گشتی بزنیم و امثال این روایات را استخراج بکنیم و آن‌ها را تحلیل و بررسی علمی کنیم.

رهنامه: شاید اهمیت اینها کمتر از آن نباشد.

استاد: بله. چون بحث سیره است، خیلی هم جذاب است. راوی می‌گوید: امیرالمؤمنین وقتی می‌نشست، دیدگانش را در آسمان می‌گرداند و بعد آیات سوره آل عمران را می‌خواند:«إِنَّ في خَلقِ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَاختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الأَلبابِ». می‌گوید حضرت بحث تفکر را مطرح می‌کند. از این استنباط می‌کنیم که تفکر در دل شب و بعد از نیمه‌شب موضوعیت دارد. یکی از فرصت‌های مناسب برای تفکر همان وقت است، که زمان بسیار معنوی است و آرامشی بر زمین حاکم است و انسان تمرکز و فرصت تفکر و عبادت دارد. همینطور روایت پیش می‌رود در حد پنج شش خط است. هر تکه از روایت را دقت کنیم می‌بینیم می‌شود در یک جا از آن استفاده کرد. اگر در اخلاق کارکنیم، می‌توانیم در همه کتب روایی گشتی بزنیم و جاهایی را که مظان مطالب علمی است استخراج کنیم و به نتایج جدید و جالب توجه برسیم.

رهنامه: تاکنون بیشتر درباره اخلاق روایی در کافی صحبت کردیم اگر ممکن است کمی درباره منابع اصلی اخلاق روایی نیز توضیح بدهید؟

استاد: منابع و اخلاق روایی در شیعه چند دوره دارد: نخستین مرحله، دوره تدوین مصادر اولیه است. مثل رسالة الزهد و رسالة المؤمن حسین بن سعید که معاصر سه امام بوده است؛ امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع). مصادر اولیه دست‌کم آن منابع خام اخلاق اسلامی را در اختیار ما قرار می‌دهند. جامع روایی محاسن برقی را داریم که یازده کتابش به ما رسیده و بخش اعظم آن در موضوع اخلاق و آداب اسلامی است. بعد از آن به جلد دوم اصول کافی می‌رسیم که در عهد غیبت صغرا نوشته شده است. بعد کتب شیخ صدوق است که دو طبقه بعد از کلینی است. کتاب مصادقة الاخوان ایشان در موضوع اخلاقِ دوستی است. و موضوع روایات کتاب خصال و ثواب الاعمال و عقاب الأعمال نیز بیشتر اخلاقی است گرچه مثلاً در خصال روایات اعتقادی و علمی و طبی نیز هست. خصوصیت این کتاب­ها، بجز یکی دو مورد مثل رسالة المؤمنحسین بن سعید و مُصادَقَةُ الإخوان شیخ صدوق این است که اسناد روایات را هم به صورت کامل آورده است و این ویژگی دست ما را برای بررسی جهات تاریخی و اعتباری روایت باز می‌کند. بجز محاسن برقی که خدشه‌هایی در نسخ آن شده است، در بقیه کتاب­ها اطمینان داریم که این بزرگان سند را دقیق و کامل به شکلی که از مشایخ خودشان احادیث را گرفته‌اند، برای ما نقل کرده‌اند و این کتب به طریق صحیح به ما رسیده است. این دوره اول اخلاق روایی است. دوره دوم، دوره نگارش حکمت‌نامه‌های عملی است که مثل تحف العقول ابن شعبه حرّانی یا نهج‌البلاغه، غرر الحکم آمدی، تنبیه الخواطر ابن ابی فراس، ارشاد القلوب دیلمی، همگی حالت حکمت­نامه­ای دارند.

رهنامه: حکمت‌نامه به چه معناست؟

استاد: کتاب‌های فوق یک‌سری حکمت‌های عملی ارائه می‌دهند که در مقام عمل به کار می‌آید و جنبه ارشاد و وعظ و تنبیه مخاطب را دارد. معادل فارسی حکمت‌نامه، اندرزنامه است. اینها دنبال اعطای ساختار علمی به اخلاق نبوده‌اند بلکه در­صدد بیدار ساختن مخاطب از خواب غفلت بوده‌اند.

رهنامه: بنابراین در این دوره بحث توسعه و پیشرفت علم اخلاق مطرح نیست؟

استاد: آری، ولی خود این مجموعه نیز بسیار ارزشمند است، یعنی بسیاری از مواد خام اخلاق را در اختیار ما می‌گذارند که اگر بخواهیم در اخلاق دینی و اسلامی کارکنیم، می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم؛ چرا که مثلاً بعضی از این کتاب­ها روایاتی دارد که جاهای دیگر ممکن است پیدا نکنیم؛ متن‌های زیبا مثل تحف العقول و بعضی از متن‌های نهج‌البلاغه. مطمئنیم اینها از مصادری که دستشان بوده است روایات را آورده‌اند. در وثاقت اینها هیچ شکی نداریم و از بزرگان ما هستند و از یک طرف هم متون برگزیده این روایات کم‌وبیش متون متقن و محکم است.

در اخلاق دینی و آیات و روایات، مثلاً گاهی صد گزاره جزئی را که روانشناس یا عالم تربیتی با زحمت و تجربه فراوان به آن‌ها رسیده است، با یک جمله بیان می‌شود و یک سری بطون معنایی هست که در ‌آیات و روایات دیده می‌شود. کشف این بطون نیاز به تخصص و کار کارشناسی دارد.

دوره سوم، دوره تدوین جوامع روایی متوسط در اخلاق و آداب است؛ در این دوره دو کتاب مکارم الأخلاق و مشکاة الأنوار تألیف شده که یکی نوشته حسن بن فضل طبرسی است و دیگری نوشته فرزندش علی بن حسن بن فضل طبرسی. البته گردآوری روایات مشکاة الأنوار نیز با خود حسن بن فضل بوده و چون مهلت تدوین آن‌ها را نیافته فرزندش علی به تدوین آن‌ها همت گماشته است. یکی از ویژگی‌هایی این دو کتاب آن است که بسیاری از روایاتی که به دست ما نرسیده و به مرور زمان مفقود شده در آن‌ها آمده است. بسیاری از روایات کتاب محاسن برقی که در محاسن موجود نیست و مفقود شده، در کتاب مکارم الأخلاق و مشکاة الأنوار هست همچنین روایاتی از برخی کتاب­های مفقوده دیگر مثل برخی کتب شیخ صدوق یا روایات عیاشی در این کتاب هست. دو کتاب فوق معمولاً مصدر روایت را ذکر می‌کنند و سند آن را می‌اندازند. ولی در هر حال این دو کتاب نیز گنجینه‌های ارزشمندی هستند که سعی کرده‌اند قالب و ساختار علمی به اخلاق بدهند. مکارم الأخلاق در موضوع آداب است و مشکاة در موضوع علم اخلاق است. بعد ازآن در دوران متأخر یک مرحله دیگری داریم که تدوین جوامع و موسوعه‌های روایی است و از اواخر قرن دهم با تدوین کتاب ایمان و کفر الموسوعة الوافی آغاز می‌شود. بخشی از الوافی، کتاب ایمان و کفر است. این به تنهایی یک موسوعه اخلاقی نیز هست. کتاب ایمان و کفر از کتاب وافی، یا ابواب جهاد النفس و یا ابواب احکام معاشرت در ضمن وسائل الشیعه آمده است، ولی خودش حالت موسوعه روایی اخلاقی هم دارد.

رهنامه: حتی خود کتاب آداب معاشرت که شیخ حرّ می‌نویسد؟

استاد: آن آداب معاشرت بخشی از وسائل است که از آن جدا کرده‌اند و مستقل چاپ کرده‌اند.

مجلدات اخلاقی بحارالانوار نیز حدود ۱۳ جلد است؛ از جلد ۶۷ تا ۷۹. این هم یک موسوعه اخلاقی است. رویکرد دیگری هم در اخلاق نقلی یا روایی داریم که رویکرد دعا و زیارت و توسل است و همزان با اصول و جوامع اولیه روایات وجود داشته و به موازات آن‌ها پیش آمده است؛ مثل صحیفه سجادیه امام زین العابدین (ع)، مصباح المتهجد شیخ طوسی و کتب سید بن طاووس. از این منابع نیز می‌توانیم در تحقیقات اخلاق اسلامی استفاده کنیم. اگر نگوییم فراتر از مواد خام و گزاره‌های پخته اخلاقی، دست‌کم مواد خامی که بتوانیم درباره آنها کار کنیم و در تدوین اخلاق از آن استفاده کنیم،‌ در این منابع به وفور یافت می‌شود.

رهنامه: منابع را به خوبی بیان کردید. نکته­ای که خوب است مقداری توضیح داده شود، روند استخراج است؛ آیا روند خاصی داشته‌اند که ما امروز بتوانیم از آن برای استخراج احادیث و علم اخلاق الگوبرداری کنیم؟

استاد: روند استخراج در این کتب یکنواخت نیست وتا حدودی زیادی ذوقی و سلیقه‌ای بوده است. در مثل حکمت­نامه‌ها که دنبال ساختار علمی نبوده‌اند همچنان که سیدِ رضی در مقدمه نهج البلاغه تصریح می‌کند که از این کتاب توقع دسته­بندی نداشته باشید؛ من دنبال کلمات زیبا و اندرزهای زیبای امیرالمؤمنین علیه السلام بوده‌ام. بیشتر دنبال استفاده‌های عملی بوده‌اند تا استفاده‌های علمی. در کافی الگویی هست که ایشان بر اساس آن ایمان و کفر را تعریف می‌کند. در کتابی مثل مکارم الاخلاق، در دسته‌بندی آداب شخصی، آداب نظافت و آداب مربوط به آرایش یا آداب سفر هم جدا شده است. نظام موضوعی خودش نظام قابل قبولی است، هرچند اشکالاتی هم دارد. در مشکاةالأنوار باز تلاش کرده است که انسجامی بدهد؛ هرچند باز اشکالاتی دارد. در این موسوعه‌ها هم چندان دنبال نظام و ساختار منسجم نبوده‌اند. لذا یکی از کارهای ما در آن نگاه آرمانی به اخلاق اسلامی، همین است که بتوانیم نظام‌ها را هم از روایات استخراج کنیم.

یکی دیگر از ویژگی‌های اخلاق دینی، وسعت دامنه عناوین و موضوعات اخلاقی است. یعنی بحث فضایل و رذایل در اخلاق دینی آنچنان توسعه می‌یابد که همه رفتارهای خرد و کلان انسان را پوشش می‌دهد. بحث تتمیم مکارم که هدف از بعثت انبیا بوده است، تحقق عملی‌اش را در اخلاق دینی می‌بینیم تا ریزترین رفتارها، از آداب و اخلاق در روایات ما مورد توجه قرار گرفته است.

رهنامه: که به عنوان الگو بتوانیم ارائه بدهیم؟

استاد: بله، در دوران معاصر کتب متعددی در موضوع اخلاق دینی یا وحیانی نوشته شده است مثلاً کتاب اخلاق الهی حاج آقا مجتبی تهرانی که دو نفر از شاگردان ایشان (آقایان جباران و شریف­زاده) روی آن کار کرده‌اند. کتاب خوبی است و خیلی زحمت کشیده‌اند و سعی کرده‌اند هم در قسمت مبانی اخلاق و هم در مسائل اخلاقی و شناخت فضایل و رذایل بحث‌های منسجمی ارائه کنند. در هر فضیلت و رذیله اخلاقی مقیدند حدود هفت هشت محور را بررسی کنند؛ مثل بحث مفهوم­شناسی و رابطه مفهومی و راهکارهای ایجاد آن فضیلت و خیلی بحث‌های دیگر را.

رهنامه: برداشت بنده از سخنان شما این است که همانطور که در جواب سؤال اول هم گفتید، توجه آنچنانی به موضوع اخلاق دینی خصوصاً اخلاق در بُعد روایت و احادیث ما نشده است. وضعیت موجود مشخص است، اما وضعیت مطلوب روشن نیست که چگونه باید از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب برسیم. اولاً وضعیت مطلوب از نظر شما چیست و ثانیاً برای مخاطبان ما که طلاب هستند چه باید بکنیم؟

استاد: اخلاق دینی یک‌سری ویژگی‌هایی دارد؛ یک ویژگی‌اش بحث اسنادش است که قابل بررسی است. اعتبارسنجی، حجم عظیمی از اخلاق دینی وابسته به اعتبار سند و مصدر است. البته در روایات اخلاقی، برای قبول روایت دست ما بازتر از روایات فقهی است؛ زیرا بسیاری از اوقات با جمع شواهد و قرائن روایی و تاریخی می‌توانیم به نتایج مشخصی برسیم به‌ویژه با توجه به اینکه روایات اخلاقی بخش عظیمی از معارف دینی را تشکیل می‌دهد. یک بحث، ویژگی‌های زبانی و بیانی اخلاق روایی است؛ اعم از آیات قرآن و روایات. چون هر دو یک منبع دارند و هر دو از علم لایزال الهی سرچشمه گرفته‌اند و ظرفیت‌های معنایی عجیب و غریبی در آیات و روایات، و از جمله در روایات اخلاقی نهفته است. اینکه پیغمبر اکرم (ص) فرمود:«اوتیتُ جوامع‌ الکَلِم»، این جوامع الکلم یعنی کلمات جامع. کلماتی که ظرفیت گسترده‌ای دارد و می‌توان فرع‌های فراوانی از آنها استخراج کرد. مثلاً علوم امروزی را که نگاه می‌کنیم، در روانشناسی بحث‌های تربیتی و اخلاقی نیز هست. خیلی وقت­ها در جزئیات خرد می‌شوند در حالی‌که هنوز به کلیات و قواعد آن جزئیات نرسیده‌اند. در اخلاق دینی و آیات و روایات، مثلاً گاهی صد گزاره جزئی را که روانشناس یا عالم تربیتی با زحمت و تجربه فراوان به آن‌ها رسیده است، با یک جمله بیان می‌شود و یک سری بطون معنایی هست که در ‌آیات و روایات دیده می‌شود. کشف این بطون نیاز به تخصص و کار کارشناسی دارد و در کنار آن نیاز به صفا و نورانیت دل دارد تا آن نور کلام معصوم بر آن دل بتابد و برای او کشف و منعکس کند. این ویژگی با این جامعیت و با این شمول، از اختصاصات وحی است و در کلمات بشری نیست. نه اینکه اصل آن نیست، بله در کلمات بشری امکانش هست، ولی به این گستردگی اختصاص به وحی دارد. این سبب جذابیت کلام و توسعه دامنه مخاطبان آن می‌شود. اخلاق فلسفی همیشه یک عده مخاطب خاص داشته و هرگز به میان عموم مردم راه نیافته است. یکی از دوستان طلبه می‌گفت: من تهذیب الاخلاق مسکویه رازی را به عنوان متن درسی در دانشگاه تدریس می‌کردم، هر­چه پیش می‌رفتم، احساس می‌کردم برایشان ملال‌آورتر می‌شود. ولی برعکسْ متونی که از آیات و روایات بودند، جذابیت‌شان چنان است که انسان را به وَجد می­آورد. این حکمت­هایی آسمانی، ملال را از انسان می‌زداید و جذابیت ویژه‌ای دارد و به شکلی است که می‌توانیم ظرفیت‌های بیانی آن را در عموم مردم به شکلی مطرح کنیم و همان‌ها را با شرح‌ها و توضیحات و ارائه قالب علمی برای خواص و فرهیختگان نیز مطرح کنیم.

در سیره نبوی و کلمات پیغمبر، نکات ریز و درشت فراوانی از فضایل هست که در اخلاق فلسفی نیست. در اخلاق فلسفی حتی از غیبت یا نفاق اثری نمی‌بینیم با اینکه اهمیت فراوان دارد.

یکی دیگر از ویژگی‌های اخلاق دینی، وسعت دامنه عناوین و موضوعات اخلاقی است. یعنی بحث فضایل و رذایل در اخلاق دینی آنچنان توسعه می‌یابد که همه رفتارهای خرد و کلان انسان را پوشش می‌دهد. بحث تتمیم مکارم که هدف از بعثت انبیا بوده است، تحقق عملی‌اش را در اخلاق دینی می‌بینیم تا ریزترین رفتارها، از آداب و اخلاق در روایات ما مورد توجه قرار گرفته است. سیره معصومین منبعی است برای استنباط گزاره‌های اخلاقی. در سیره نبوی و کلمات پیغمبر، نکات ریز و درشت فراوانی از فضایل هست که در اخلاق فلسفی نیست. در اخلاق فلسفی حتی از غیبت یا نفاق اثری نمی‌بینیم با اینکه اهمیت فراوان دارد. در بحث موانع رشد اخلاقی، اسمی از غیبت نیامده است، ولی در اخلاق اسلامی فقط یک کتاب حرف در مورد غیبت داریم.

یک‌سری ویژگی‌های مبنایی اخلاق اسلامی نیز هست که نشان می‌دهد فضایل و رذایل بر محور ایمان به خدا و تقوا بنا شده است که محکم­ترین و استوارترین تکیه‌گاه بشر است. اخلاق اسلامی در همان مسیر فقه اسلامی قرار دارد. اسلام می‌گوید هدف اخلاق خدا و توحید است. بگذریم از گزاره‌های ضعیفی که از جهت اعتبار قابل خدشه است، ولی گزاره‌های قطعی مستند به دین انسان را در همین مسیر قرار می‌دهد. همچنان که فقه، انسان را به سمت توحید و قرب خدا می‌برد، اخلاق نیز چنین است. قوانین اسلام با فطرت و طبیعت انسان هماهنگ است. خود وحی بما هو وحی از خطا و لغزش به دور است. تبدل رأی در آن نیست. انسان را به بهترین و نزدیک‌ترین و پایدارترین راه‌ها هدایت می‌کند و خیلی ویژگی‌های متعدد دیگری که در این اخلاق است، ضرورت توجه به آن را بیشتر می‌کند. در نگاه آرمانی به این موضوع و نقطه مطلوب اخلاق دینی، باید بگوییم نقطه‌ای که امروز در آن قرار داریم، اوایل کار است. گرچه میراثی در حوزه اخلاق دینی و عرفانی مثل محجة البیضا و جامع السعادات داریم اما هنوز خیلی جای کاربسیار است و اگر ما کار نکنیم، این علوم غربی روز، همین روانشناسی و علوم تربیتی می­آید و جای اخلاق اسلامی را می‌گیرد. یعنی اگر ما کار نکردیم و گزاره‌های اخلاقی مستند دین را ارائه ندادیم، مردم برای دریافت پاسخ سؤالات اخلاقی‌شان به سراغ روانشناسان غربی خواهند رفت و پاسخ را از آنان خواهند گرفت نه از عالمان دینی؛ همچنان که امروزه تا حدود زیادی چنین شده است و مردم به این سو رفته‌اند. یعنی اگر ما در مشاوره دادن به مردم، در مثل اختلافات زناشویی، در موضوع تربیت فرزند، درباره آموزش و پرورش، مطالب علمی و معقول و منطقی و مستند از دین ارائه بدهیم، جای خودش را باز می‌کند. آن چیزی که علم باشد و ساختار خوب و منطقی و متین داشته باشد، جایش را باز می‌کند و­گرنه از زمانه عقب خواهیم بود. شبیه آن مطلبی است که مرحوم نراقی در جامع السعادات نقل می‌کند که ذهن یک ظرف خالی است که باید همیشه پر بشود، اگر با نور و حکمت پر نکردید با کلمات باطل پر می‌شود. دنیای امروز با دنیای گذشته بسیار متفاوت است و روزبه‌روز در حال تغییر است. نیازهای علمی و عملی خیلی بیشتر می‌شود و ما در صورتی می‌توانیم پاسخگوی نیازهای بشر باشیم که در علم اخلاق کارکنیم.

رهنامه: استاد خیلی ممنون و متشکر از اینکه وقت‌تان را اختصاص دادید.

استاد: بنده هم از شما متشکرم و امیدواریم با عنایت الهی و گرایش و اقبال علما و فضلای حوزه علمیه به حوزه اخلاق اسلامی شاهد رشد و شکوفایی روزافزون این شاخه دانشی باشیم.

 

پانوشت ها:

[i]. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص8؛ نهج الفصاحه، ص345.

[ii]. جمعه: 2.

[iii]. مائده: 48.

پاسخ دهید: