شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 25 و 26 / صفحه اصلی / بخش آخر (سیره بزرگان) / علامه جوادی آملی » حلقه وصل
حلقه وصل | محمدحسین فروغی
863 بازدید

«مفاتیح الحیات»عنوان مجموعه ­ای است که حضرت استاد جوادی آملی بارها و بارها بر ضرورت تألیف آن توسط نویسندگان و بزرگان حوزه تأکید داشت. ضرورتی که برای بسیاری احساس نشد و به همین دلیل ایشان خود دست به کار شد و این تصمیم را عملی کرد. تصمیمی که در سال 1391 و در جریان بیست و پنجمین نمایشگاه تهران از آن رونمایی شد و ضرورت آن از روی میزان استقبال مخاطبین از این کتاب در اولین روز نمایشگاه به خوبی قابل احساس بود. حضرت آیت الله استادی یکی از سخنرانان این جلسه به تبیین و بررسی تلاش مستمر جریان حوزه و روحانیت در طول تاریخ برای پاسخگویی به مشکلات روز و نقش حضرت آیت الله جوادی در این میان پرداخت. متن کامل این سخنرانی تقدیم­ تان می­ شود.

کسانی که با تاریخ حوزه‌های علمیه آشنا هستند می­دانند که در طول این هزار و اندی سال که از زمان غیبت می­ گذرد همواره علمای ما به خصوص صاحبان فکر، بیان و قلم، همواره در این فکر بوده­اند که نیازها را برطرف کنند. نیازهایی که جامعه، حوزه‌ها و حتی خود علما با آنها مواجه بوده­اند. در همه دوره‌ها عموم مردم نیاز به کتاب­هایی داشته­اند که دربردارنده اصول، عقاید، اخلاق و احکام باشد تا به وسیله آن با معارف دین تا سطحی که هستند آشنا شوند و در تمام دوره‌ها عالمان دینی این نیاز را برطرف کرده ­اند. شما هیچ دوره‌ای پیدا نمی­کنید که مردم کتابی نیاز داشته باشند و برای آنها تولید نشده باشد. طلاب، دانشجویان و اساتید نیازمند کتاب­هایی بودند که همراه با توضیحاتی بیشتر متن­های درسی را آسان بکند و این نیاز با تألیف کتاب­های درسی مناسب، شرح­ها و حاشیه‌ها در همه دوره‌ها تأمین شده است. در بخش حدیث نیز همین­طور بوده است. وقتی نیاز به مجموعه حدیثی منظم احساس شد علما دست به جمع ­آوری زدند. مثلا شیخ صدوق کتاب توحید دارد که تمام روایات مربوط به توحید با مضامین بسیار بسیار بالا در این کتاب است که در طول هزار سال مورد استفاده قرار گرفته است. مجموعه­ ای که در حال حاضر و آینده نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر علمای ما نیاز به کتاب­های رجال داشتند برای اینکه ببینند سند حدیث صحیح است یا نیست معتبر است یا نیست، در رشته تفسیر کسانی که می­خواستند با آیات قرآن و مضامین آشنا بشوند، محققانی که به دنبال مصدر بودند، هر نیازی که منبری­ها داشتند هر نیازی که مردم داشتند هر نیازی که خانم­ ها به طور اختصاصی نسبت به احکام دارند همه تأمین شده است. در زمینه عقاید نیز مسئله به همین شکل بوده است. از زمان ائمه و بعد از آن، شبهات فراوانی القاء می­شده است. اگر می‌بینید شیخ صدوق یک کتاب عجیب هفتصد هشتصد صفحه به نام کمال الدین می­نویسد و در آن شبهاتی که درباره امام زمان مطرح می­شده است را می­آورد، وظیفه خود می­دانسته که اینها را مطرح کند. شیخ مفید و سید مرتضی، در مقابل برخی که  تندروی کرده و گاهی بدون رعایت ادب کتاب­هایی در رد شیعه نوشته بودند تماشاچی نبودند بلکه جواب ایشان را به وسیله کتاب­های گاه چند جلدی داده ­اند. شافیه سید مرتضی یا کتابهای کلامی دیگر در این دوره­ها نوشته شده است. مثال دیگر اینکه در زمان علامه مجلسی، ایشان احساس کرد الان یک دولتی با حمایت از مکتب تشیع سر کار است. بنابر این وظیفه دانست با حمایت از آن دولت به گسترش شیعه کمک کند. وقتی تشیع گسترش پیدا کرد و جمعیت شیعیان افزون شد، علامه احساس کرد چون مردم به تازگی شیعه شده­اند و اطلاعات چندانی ندارند لازم است در ابعاد مختلف آن­ها را مطلع کرد. ایشان کتاب­های فارسی در اخلاق و تاریخ و دعا و زیارت تألیف کرده و در اختیار مردم گذاشت. عین الحیاه، حق الیقین، تحفه الزائر و… نمونه­ هایی از آن است.

نویسنده کتاب هزار سال نثر پارسی اعتراف کرده به اینکه نثر علامه مجلسی در آن دوران بهترین نثر بوده است. یعنی ایشان اسلوب نثر را هم در این تألیفات رعایت کرده­اند. بنابر این در طول این هزار سال و با صرف نظر از دوران حاضر، نیازها به خوبی مورد توجه قرار گرفته و رو به پیشرفت بوده است. اما دیدگاهی وجود دارد که امروزه حوزه‌ها آنچه را که مورد نیاز مردم است انجام نمی­دهند و به دنبال کارهای دیگری هستند در حالی که علمای ما علاوه بر اینکه کتاب می­نوشتند موظف بودند شفاها مطالب را به نسل بعد حوزوی تحویل بدهند. الان فلسفه ما، عرفان ما، تا حدی فقه ما، اگر دارای حلقات مفقود بود امروز به دست ما نمی­رسید. فلسفه ما اگر امروز ما در اختیار آیت الله جوادی دامت برکاته است به خاطر این است که متصل به حلقه قبلی است. این حلقات ادامه داشته، روز به روز پیش رفته و فقه ،فلسفه و… را رو به جلو برده است.

مطلب دیگری که لازم است در اینجا مطرح شود این است که علمای ما در زمینه تأمین این نیازها به دو، سه یا چهار گروه تقسیم می­شده ­اند. گروهی سراغ تفسیر می­رفتند نیاز تفسیری مردم را پاسخگو بودند یک گروه اگر دنبال کلام و فلسفه و عرفان می­رفتند فقط در همان بُعد جوابگو بوده ­اند. در طول تاریخ، افرادی که بتوانند در همه ابعاد دخا­لت کرده و در همه آنها ابعاد مهارت داشته باشند انگشت­ شمار هستند. وقتی به کتاب­های شرح­حال مراجعه می­کنیم عالمی را به­عنوان محدث معرفی می­کنند و از او توقع بیشتری نیست و اگر گاهی در مباحث­اش سستی­ هایی دیده می­شود می­گویند محدث است بیش از این نباید از او توقع داشت. یا اگر کسی به عنوان فقیه مطرح می­شود از او در زمینه ­های دیگر توقع نیست. مثلا میرزای قمی، از حیث فقه و فقاهت در درجه عالی عالی قرار دارد و از ایشان کسی توقع ندارد راجع به مسائل فلسفی و عرفانی ورود پیدا کند. اگر هم گاهی اظهارنظر کرده ­اند مورد توجه قرار نگرفته است. کسی از صاحب جواهر، توقع عرفان نداشته توقع فلسفه نداشته و حتی توقع کارهای حدیثی محض نداشته است. فقیه است و کار خودش را انجام داده و خیلی خوب انجام داده و یک اثر ماندگار تولید کرده است. ولی افرادی که بتوانند یا می­توانستند در همه حوزه‌ها دخالت بکنند و کسی به ایشان ایراد نگیرد که چرا دخالت کردی، انگشت­شمار بودند. مثلا شیخ طوسی، ایشان مهندس است، چه کتابی حدیثی بهتر از تهذیب و استبصار وجود دارد؟ همین آقا متکلم است کتاب­های کلامی متعدد دارد. همین عزیز، فقیه است کتاب­های فقهی گوناگون دارد. 52 اثر از ایشان به جا مانده و چاپ شده که اعم از پاسخ به شبهات، رجال، حدیث و تفسیر می­ باشد که بسیار متنوع است. ایشان در هر بعدی هم وارد شده است اثر ماندگاری را خق کرده است. علامه حلی، سید مرتضی نیز دو نمونه دیگر از این افراد هستند. این­ها افرادی هستند که در همه حوزه‌ها دخالت کرده و هیچ کسی هم به ایشان ایراد نگرفته. چرا که مهارتشان در همه‌ حوزه‌ها برای همه ثابت شده است.

یکی از کسانی که در دوران ما به معنای واقعی کلمه جامع است حضرت آیت الله جوادی آملی است. ایشان در ابعاد مختلف سال­هاست که قلم می­زند و تدریس می­کند. مرجع تقلیدی که از یک سو هر کسی با بحث تفسیر سر و کار دارد از کتاب ایشان خود را بی­نیاز نمی­داند. از سوی دیگر سال­هاست در قم فقه تدریس می­کند و تقریرات ایشان در فقه منتشر شده است. سال­هاست که  فلسفه تدریس می­کنند. بدون تعارف مدتی که درس فلسفه ایشان از رادیو پخش می­شد کسانی که خودشان را اهل فن می­دانستند می­نشستند و گوش می­دادند حتی از بزرگان دانشگاهی شنیدم که ما درس ایشان نرفتیم اما از درس­های ایشان استفاده کردیم. در عرفان مجلداتی از ایشان چاپ شده است. آنقدر با احادیث مأنوس است که گاهی تصور می­شود شب قبل این روایات را مرور کرده است. فقط می­شود ایشان را با این جمله توصیف کرد که جعل الله مبارک. امروز ایشان یکی از کسانی که به خوبی می­تواند شبهات اساتید حوزه و دانشگاه را حل کند. اگر کسی در حدیث مشکل دارد، می­رود پیش محدث، در قرآن مشکلی دارد می­رود پیش مفسر. ولی کسی داشته باشیم که بتواند هر مشکلی در موضوعات دینی را حل کند کم است.

البته هیچ کس تا تلاش و کوشش نباشد به اینجا نمی­رسد و از این مطلب نه بنده، نه طلاب و نه دانشجویان عزیز نباید به سادگی عبور کنیم. ایشان ابتدایی که به قم مشرف شده بودند مقارن با سال­های اول تحصیل ما بود. یکی از دوستان ما از روی  ارادتی که به ایشان داشت از ایشان درخواست کرده بود، در مدرسه حجیته شرح لمعه تدریس کنند و بنده و یکی از دوستان هم همراه آن دوست دیگرمان بعد از نماز صبح برای درس شرح لمعه خدمتشان می­رفتیم. یک چند روزی که تدریس کردند یک قدری با حیا گفتند: واقعاً تمام وقتم گرفته است. یعنی یک اهل علم که صبح تا شام درس میگوید درس میخواند و درس باید بنویسد و بعد به فکر تفسیر باشد به فکر درس علامه طباطبایی باشد به فکر درس آیت الله العظمی بروجردی باشد به فکر درس آیت الله العظمی داماد باشد تلاش و کوشش شبانه روزی واقعاً نمی­رسد. بنده در آغازی که طلبه شدم منزل ما در تهران بود و در مدرسه مروی رفت و آمد داشتم.آن زمان کتاب صمدیه می­خواندم و ناظر بودم ایشان و شخص دیگری که به رحمت خدا رفتند دو نفری پیش یکی از بزرگان مکاسب می­خواندند، ولی در همان موقع ایشان درس مطول داشتند، یعنی مکاسب می­خواندند و مطول می­گفتند. قم آمدند در حجره این جریان ادامه داشت. منزل رفتند شرایط عوض شد با این حال به طور کامل شبانه روز مشغول بودند. اگر کسی بخواهد به جایی برسد همین­طور است. من فکر می­کنم کوشش و تلاش ایشان، استعداد ایشان، ادب ایشان و عنایات خدای متعال باعث شد که این بزرگوار واقعاً یک عالم مبارک از هر جهت باشد. کسانی هستند که در ابعاد دیگر مشغول بودند اما در انقلاب نقشی نداشتند نه اینکه مخالف باشند بلکه کاری نداشتند. ولی خیلی انسان تعجب می­کند کسی با همه آن اشتغالات و علاقه‌ها بتواند مثل انقلابی­ترین انقلابی­ها از روز اول در صحنه باشد و حتی در یک فرصتی به نظام کمک کند. ایشان چند سالی در شورای عالی قضایی بودند و در همان فرصت چه خدماتی از ایشان و بعضی دوستان ایشان، مثل َآیت الله بهشتی (ره) برای تنظیم قواعد انجام شد. یکی از وظایف حوزویان انتقال علوم به نسل بعد است. آیت الله جوادی شصت سال است که مشغول تدریس است. اما نه تدریسی که بناست یک صفحه بخوانیم رد بشویم. چون ذهن، ذهنی است که با تحقیق انس گرفته است، استاد با استاد فرق دارد. استادی هست که انسش با سطح کتاب است و تمام تلاش او این است که همین را آماده بکند و تحویل بدهد. هم خودش و هم شاگردانش راضی هستند. ولی کسی که از اول با علامه طباطبایی و علامه شعرانی ارتباط داشته، سطحش را پیش بزرگانی که از مراجع تقلید بودند خوانده و ذهن­اش با تحقیق انس گرفته نمی­تواند سرسری بگوید. در راستای همان نیازها که در ابتدای کلام عرض کردم در همه دوران­ها، علمای ما پاسخگوی نیازها بودند ولی صد سال است که نیازها یک قدری بیشتر شده است و پاسخگویی بیشتر می­خواهد و بعضی­ها گله می­کنند که در این دوره‌ها انجام نشده است. یکی از نیازها این بود که ایشان تشخیص دادند که ما یک بندگی داریم و یک زندگی. بندگی خدا، ارتباط انسان با خدا، اعم از  قرآن و دعا یک بخش از رابطه است. ولی زندگی انسان هم باید در ردیف بندگی­اش باشد. اگر ما مسلمان هستیم، زندگی ما باید زیر سایه بندگی باشد. ایشان تشخیص دادند مثل اینکه بسیاری از افرادی که در فکر بندگی هستند به فکر زندگی صحیح نیستند. یعنی متوجه است که باید دعا بخواند ولی توجه ندارد با همسایه چطوری رفتار بکند، ولی توجه ندارد با خویشاوندانش، استاد، شاگرد و کارفرمایش چطور برخورد کند. اگر زندگی بناست در سایه بندگی باشد همان دینی که بندگی را مطرح کرده است به بهترین وجه زندگی سالم را هم مطرح کرده است. ایشان سال­های سال بود که مطرح می­کردند خوب است در کنار مفاتیح الجنان، جلد دومی داشته باشیم که راه و رسم زندگی را به مردم نشان بدهد که بحمدالله به این پیشنهاد جامه عمل پوشیده شد. بیش از دو هزار روایت، بیش از دویست آیه، در یک کتاب هفتصد صفحه‌ای در پنج بخش، ارتباط انسان با انسان، ارتباط انسان با خودش، ارتباط انسان با حیوان، ارتباط انسان با نظام اسلامی، ارتباط انسان با محیط زیست جمع­آوری شد. کمتر خانه‌ای است که برود انسان نماز بخواند و بگوید مفاتیح می­خواهم، بگویند نداریم. ما امید داریم که این کتاب هم به تدریج اطلاع­رسانی و ترویج شود تا جای خود را در خانه­ها باز کند که حتما هم این­گونه خواهد شد.

پاسخ دهید: