1590 بازدید در این مصاحبه استاد گرامی ابتدا تفاوت مفهوم فضایل آیات با خواص و آثار آن را توضیح داده و در ضمن آن به بیان روایات و سخنان بزرگان در مورد فضایل و خواص سوره حمد میپردازند. در ادامه نکات و سیری را برای بررسی روایات فضایل و خواص سور بر میشمرند (به ترتیب منبعشناسی، سندشناسی، مشمول قاعده تسامح در ادله سنن و متن و محتواشناسی و … ) و به صورت مختصر هریک را توضیح میدهند و در پایان این بحث را از موضوعاتی دانستهاند که کتاب مستقلی درباره آن چاپ نشده و نیاز به کار و تأمل دارد.
****
در تفاسیر شیعه به مناسبت تفسیر هر سوره اولین گامی که برمیداشتند نقل روایت فضیلت آن سوره را بیان میکردند مانند مجمعالبیان و تفسیر بیان و تفاسیر بعدی که نوشته شده این روایات را ذکر میکنند. منتهی در گذشته دیگر این روایات را تحلیل نمیکردند ولی اکنون بزرگان ما این روایات را تحلیل میکنند. حضرت آیت الله مکارم در تفسیر نمونه و آیتالله جوادی در تسنیم تحت عنوان اشارات و نتایج، روایتی ذکر میکنند و متعرض میشوند. علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار در مناسبتهایی که یک روایتی را در این خصوص میآورد بیاناتی دارند و اشکالاتی به مسئله میکنند.
رهنامه: دو محور در گفتگو مدنظر هست. اولی پیرامون روایات فضیلت سورهها و دیگری هم بحث خواص سور و آیات است که در مسائل مادی و معنوی روایاتی داریم که آیات یا سورهها خواصی دارند. لطفا نظرتان را در اینباره بیان کنید؟.
استاد: جسته و گریخته این مسائل در گذشته بوده و عالمان بزرگی در این عرصه ورود پیدا کرده و آثاری به یادگار گذاشتهاند. همانطور که استحضار دارید کتاب و سنت در طول هم قرار گرفتهاند و یک رابطه متقابلی دارند و در حدیث ثقلین رسول گرامی اسلام، تمسک به دو عامل است که میتواند راه نجات جوامع اسلامی و شیعی باشد. در حوزه قرآن مباحث مختلف و گوناگونی مطرح است. یک بخش مربوط به روایات میشود، چون در حقیقت مفسران قرآن، پیامبر و اهل بیت هستند و بر اساس صریح قرآن« انا انزلنا الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم » تفسیر آیات الهی اولا برعهده پیامبر هست و بعد هم در اختیار ائمه معصومین(ع) قرار داده شده است و امروزه ما با مجموعهای از کلمات نورانی پیامبر و اهل بیت (ع) روبرو هستیم که بخشی از آن مربوط به خود آیات شریفه قرآن میشود و یک بخشی از روایات تفسیری ارتباط به همین دو موضوع پیدا میکند که یکی مربوط به فضایل میشود و دیگری به خواص آیات و معمولاً مفسرانی که به تفسیر قرآن پرداختهاند وارد هر سورهای که میشدند بحث فضیلت را مطرح میکردند. مباحث مختلفی در خود این حوزه مطرح است. در ارتباط با روایات و فضایل سور باید ببینیم معنی فضیلت چیست و فرق آن با خواص چیست، چه کتابهایی در این خصوص نوشته شده، روایاتی که نقل شده است از نظر اعتبار در چه جایگاهی هستند، از نظر منبعشناسی در چه منابعی نقل شده است، از نظر سند آیا دارای سند هستند یا نیستند و اگر هستند این اسناد با توجه به معیارهای درایی که داریم معتبر هستند یا نیستند. راویانی که حدیث را نقل کردهاند در چه جایگاهی قرار گرفتهاند و مهمتر از همه توجه به محتوای این روایات است که یک نوع ارتباط با محتوای خود آیه و سوره پیدا میکند.
روایتی درباره بحث قرائت قرآن در مورد قاریان داریم که میگوید قاریان سه دسته هستند: یکی آنان که قرائت قرآن را سرمایه معیشت اتخاذ نمودند و به واسطه آن از ملوک، حقوق و شهریه میگیرند. دیگر آنان که حفظ صورت قرآن کنند و تضییع حدود آن نمایند. طایفه دیگر آنان هستند که قرآن را قرائت کنند و با دوای قرآن دردهای قلب خود را علاج میکنند.
اجازه بدهید بحث را از فضائل السور شروع کنم. اولین بحث در بحث مفهومشناسی این است که فضیلت با آثار چه تفاوتی دارد. فضایل جمع فضیلت به معنای زیادی و برتری است و منظور این است که کسی که این سوره یا آیات را بخواند خداوند چه مقام و فضیلت و ثواب و پاداشی را برای او در نظر میگیرد. پس بنابراین روایات فضایل سور اشاره به اجر و پاداش و فضیلت کسی دارد که تمامی آن سوره یا آیه را تلاوت و قرائت کرده است. مقصود از خواص به معنای آثار و منافعی است که خواندن این سوره یا آیه میتواند به دنبال خودش داشته باشد. حالا این آثار ممکن است گاهی فردی باشد گاهی اجتماعی باشد، گاهی ممکن است دنیوی یا اخروی باشد، گاهی مادی یا معنوی باشد. پس کسی که سوره حمد را میخواند تلاوتش و قرائتش براساس روایاتی که رسیده است از دو بعد قابل توجه است یک: اینکه کسی که این حمد را بخواند چه ثواب و پاداشی خداوند برای او در نظر میگیرد. دوم اینکه چه خاصیتی این خواندن میتواند برای شخص داشته باشد. اجازه بدهید در اینجا بحث بزرگان در مورد سوره حمد را بیاورم، از جمله در تفسیر سوره حمد امام (ره) که آنجا میفرماید یکی از وصایای رسول اکرم (ص) وصیت به تلاوت قرآن است فضل تلاوت، حفظ، حمل و تمسک و تعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معانی و اسرار آن بیش از آن است که به فهم قاصر درست آید. میبینید یک روایت چقدر میتواند شاخههای مختلفی داشته باشد که امام(ره) بیان میکند. مأخذ از خود روایت است که گاهی تعبیر به روایت و گاهی تعبیر به حفظ و گاهی تعبیر به تمسک و گاهی به تعلم و آموزش امر داده است. همچنین در مورد مداومت و استمرار بخشیدن، آثار و فضیلتی هست. ممکن است کسی هر روز سوره حمد و کسی ماهی یک بار بخواند و همه اینها فضیلت و آثاری که دارد متفاوت است. تدبر در سوره حمد خودش فضیلت و آثار دیگری دارد و آنچه که از اهل بیت(ع) در خصوص آن وارد شده، در این مختصر نگنجد و ما به بعضی از آن قناعت میکنیم. روایتی درباره بحث قرائت قرآن در مورد قاریان داریم که میگوید قاریان سه دسته هستند: یکی آنان که قرائت قرآن را سرمایه معیشت اتخاذ نمودند و به واسطه آن از ملوک، حقوق و شهریه میگیرند. دیگر آنان که حفظ صورت قرآن کنند و تضییع حدود آن نمایند. طایفه دیگر آنان هستند که قرآن را قرائت کنند و با دوای قرآن دردهای قلب خود را علاج میکنند. پس قرآن یک دارو است و البته دارو یک خاصیت دارد این دارو چه بیماریای را درمان میکند. پس به واسطه آن شب را بیدار و عبادت بگذرانند و روز را روزه بگیرند و در تشنگی گذرانند، خداوند عزیز جبار به واسطه آنها باران از آسمان فرو فرستد و به خدا قسم که این گروه از قاریان از کبریت احمر کمیابتر است. مطالب زیاد است امام در آداب الصلاه آورده است و همینطور آیتالله خوئی(ره) در مقدمه البیان؛ آیتالله جوادی در مقدمه تسنیم؛ آیتالله مکارم در کتاب تفسیر نمونه به مناسبتهای مختلف این بحث را متعرض شدهاند که اگر بخواهیم ورود پیدا کنیم چندین جلسه طول میکشد.
رهنامه: آن فضایل و خواص را از سوره حمد، بگویید؟
استاد: در ارتباط با سوره حمد نگاه کنید ما روایاتی داریم که اگر کسی این سوره حمد را قرائت کند چه ثوابی خداوند برای او در نظر میگیرد. مثلا کسی بعضی سور را بخواند خداوند ثواب یک حج را به او میدهد. یا ثواب مجاهدین فی سبیل الله را میدهد. این فضیلت سوره، مربوط به اجر و پاسخ اخروی که خداوند برای او در نظر گرفته است میباشد. اما خاصیتش چیست؟ خاصیتش این است که در خصوص سوره حمد داریم که اگر کسی سوره حمد را بخواند و مرده زنده شود تعجب نکند. لذا برای شفای بیماران تأکید فراوانی شده که از سوره حمد استفاده کنید. عرض کنم امام (ره) وقتی ثواب تلاوت سوره حمد و قرائت آن را میگوید یک روایت از امام صادق(ع) نقل میکند که کسی را که الحمد شفا ندهد چیز دیگری شفا نمیدهد. در روایات دیگر است که اگر به مردهای هفتاد مرتبه حمد بخوانند و روح او برگردد امر عجیبی نیست. یا در همین رابطه آیتالله جوادی در تسنیم فرموده گرچه سوره حمد شفابخش بیماریهای تن نیز هست و در این امر مجرب هیچ تردیدی نیست اما مهم بیماریهای جان است که قرآن کریم درمان میکند و سوره حمد چون عصاره قرآن است عصاره درمانهای قرآنی نیز خواهد بود. پس فضیلت، یعنی پاداش و ثواب کسی که مداومت به قرآن داشته باشد و… مثلا فلان سوره را بخواند در شب اول قبر نوری میشود که او استفاده میکند. یا خداوند حوری در بهشت یا فرض کنید یک باغی برای او مقرر میکند. اما خواص مربوط به این است که یک نتیجه و منفعتی را به دنبال خودش دارد که آن اثر و منفعت ممکن است مادی یا معنوی یا دنیوی یا اخروی باشد و به همین جهت بعضیها بین فضیلت و خواص هم یک تفاوتی قائل شدهاند و بعضیها گفتهاند تفاوت ندارد و بعضیها گفتهاند چیزهایی که مربوط به دنیا باشد ما از آن تعبیر به خواص میکنیم و آنچه که مربوط به آخرت باشد تبدیل به فضیلت میشود. اینها تفاوتهای مختلفی در ارتباط با مفهومشناسی فضیلت و خواص هست که نیاز به این دارد که در این بخش کار شود. شما دنبال این بودید که روایات فضیلت و خواص را بررسی کنید، بحث این است که ما محتوای روایات را باید در نظر بگیریم. عرضه و جایگاه این روایات باید بررسی شود. یکی از چیزهایی که انگیزه برای جعل حدیث شده است در بحث فضایل سور است. انگیزه در جعل حدیث مهم است، وضع حدیث از موضوعات مهمی است که در حوزه سنت نبوی در حقیقت رخ داده است. احادیث ناب و احادیث مربوط به شیعه را که میگوییم کمتر است چون این احادیث کار شده است. در میان اهل سنت بیشتر این قضیه رواج دارد. یک بخشی از جعل در حوزه فضیلت سور است، به فردی گفتند در فضایل سور چرا حدیث جعل میکنید؟ مگر نشنیدید که پیامبر(ص) گفتهاند هر کس به دروغ از من حدیث نقل کند جایگاهش جهنم است. گفت علیه پیامبر(ص) حدیث جعل نمیکنم به نفع پیامبر(ص) حدیث جعل میکنم. چرا؟ برای اینکه با این جعل حدیث، مردم رغبت پیدا میکنند و قرآن میخوانند. من برای اینکه انگیزه ایجاد کنم و مردم به سمت قرآن بیایند اینها را جعل کردهام و لذا یکی از دغدغههای جدی مفسران این بود که روی این خواص و فضایل سور از نظر اعتبار و اینکه در کدام منبع نقل شده است و راوی کیست توجه میکردند. وقتی ما روایات فضایل و روایات خواص که نقل شده است را از نظر منابع که بررسی میکنیم میبینیم مرحوم کلینی(ره) در کتاب کافی جلد اول کتاب فضل القرآن و جلد دو کتاب الایمان و الکفر یک سری روایات را آورده که بخشی از آن مربوط به همین فضیلت و خواص سوره میباشد. از جمله منابع دیگر در کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق راوایاتی در این باره به صورت مختلفی آورده است. کتابی به نام جامع الاخبار است که هفت هشت تا مولف برایش ذکر کردهاند و در آنجا بخشی از روایات آمده است و همچنین در تفاسیر شیعه به مناسبت تفسیر هر سوره اولین گامی که برمیداشتند نقل روایت فضیلت آن سوره را بیان میکردند مانند مجمع البیان و تفسیر بیان و تفاسیر بعدی که نوشته شده این روایات را ذکر میکنند. منتهی در گذشته این روایات را تحلیل نمیکردند ولی اکنون بزرگان ما این روایات را تحلیل میکنند. حضرت آیتالله مکارم در تفسیر نمونه و آیتالله جوادی در تسنیم تحت عنوان اشارات و نتایج، روایتی ذکر میکنند و متعرض میشوند.
در تفاسیر شیعه به مناسبت تفسیر هر سوره اولین گامی که برمیداشتند نقل روایت فضیلت آن سوره را بیان میکردند، منتهی در گذشته این روایات را تحلیل نمیکردند ولی اکنون بزرگان ما این روایات را تحلیل میکنند.
علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار در مناسبتهایی که یک روایتی را در این خصوص میآورد بیاناتی دارند و اشکالاتی به مسئله میکنند. بنابراین نسبت به روایات فضایل و خواص در دو بخش مهم کار انجام میدهیم، یکی منبعشناسی است، که چه منابعی این روایت را نقل کردهاند؟ این منابع جزء منابع دسته اول یا دوم است و مولف شناختهشدهای دارد یا ندارد؟. آیا در کتاب اربعه ما آمده است یا در کتابهای حدیثی بعدی نقل شده است یا نه، در کتابهای حدیثی بعدی متفاوت است، یک وقت میبینید تفسیر منسوب به امام عسکری(ع) یا تفسیر علی ابن ابراهیم، تفسیر فرات یا کتاب جامع الاخبار که در شخص مولف جای بحث و ابهام است این روایات را نقل کرده است. در تفسیر منسوب به امام عسکری(ع) بحثهای متفاوتی بین محققان و پژوهشگران است؛ اعتبار و عدم اعتبار، یک بخشش به مولف برمیگردد. گاهی شاید اثر را با نویسنده میسنجیم، مثلا ممکن است به محض اینکه کتابی از علامه طباطبایی یا شهید مطهری باشد کتاب قابل اعتماد و مهمی برایمان تلقی شود. مثلا اینکه در کافی نقل شده است خیلی مهم است. نمیگوییم بهطور کلی همه روایاتش معتبر است ولی یک اعتبار نسبی در حد اعلی برای ما ایجاد میکند. بنابراین در ارتباط با روایات فضایل از نظر اعتبار منبعشناسی و طبقهبندی میکنیم که هر کدام از اینها در چه جایگاهی قرار دارند و مولفشان کیست و مولف داریم یا نداریم و اگر مولف داریم شناختهشده هست یا نیست. دوم: آیا سند دارد؟ در ارزیابی حدیث بحث سندی و دلالی داریم. حدیث مسند است یا مرسل نقل شده است. حدیثی که مسند باشد ما را به زمان پیغمبر(ص) و ائمه (ع) میرساند؛ و حدیثی که مرسل نقل شود جزء احادیث ضعیف به شمار میآید و سند ندارد. آنجایی که مسند است باید روایاتش بررسی شود. یک حدیثی سند دارد و سند به صورت کامل آمده است، ولی آیا این راویان شناخته شده هستند؟. امروزه با کمک رجال میتوانیم اینها را بررسی کنیم. وقتی که بررسی کردیم نوبت به این میرسد که نوع سند را مشخص کنیم حدیث صحیح است، حسن است و موثق است، معتبر است. اول باید منبعشناسی کنیم. دوم: دستهبندی کنیم که چه روایاتی مسند نقل شده و چه روایاتی مرسل نقل شده است. آنهایی که مسند نقل شده یک بررسی رجالی باید در مورد آن صورت بگیرد. تا در نتیجه ببینیم معتبر هستند یا نیستند. نکته سوم: یک بحث مهم اصولی بحث حدیث من بلغ و قاعده تسامح و تساهل در ادله سنن است؛ دقتهای لازمی که در روایات فقهی محرمات و واجب و اینها به کار میبرند، براساس حدیث اخبار من بلغ اینجا به کار نمیبرند، در مورد روایاتی که مربوط به آداب و سنن است دیدگاهها متفاوت است مبناها در اینجا باید روشن باشد. میبینیم بعضی از بزرگان با استفاده از همین قاعده تسامح در ادله سنن میگفتند در ارتباط با فضایل سور یا خواص نیازی به بررسی سند نداریم و براساس حدیث و منبعی که پیامبر فرموده اگر حدیثی از ما به کسی برسد که فلان کار را انجام بدهد و چنین ثوابی دارد و این آقا به این روایت عمل کند ولو در واقع حدیث از پیامبر(ص) نرسیده باشد خداوند ثواب را به او میدهد. اینجا باید روشن شود که قاعده تسامح در ادله سنن در ارتباط با فضایل سور جاری میشود یا جاری نمیشود؟. پس بنابراین یکی منبعشناسی شد و دیگری سندشناسی شد و دیگری اینکه آیا روایات فضایل و خواص سور مشمول قاعده تسامح بر ادله سنن میشود یا نمیشود؟. مسئله بعدی بحث متنشناسی و محتوا است. ثوابهایی که برای خواندن آیه و سوره در روایت آمده و ذکر شده باید تحلیل شود. آیا ارتباطی با مضمون و محتوای خود سوره دارد یا ندارد. مثلا بعضی از مفسران روایاتی گفتهاند کسی که سوره نور را بخواند مثلاً خودش و خانوادهاش از عمل زشت زنا دور میشوند، خب این چه ارتباطی با این سوره دارد. ممکن است خیلی این سوره را بخوانند و متاسفانه مرتکب عمل زنا شوند. اینجا یک مفسر تحلیل میکند و میگوید یکی از موضوعات بسیار مهمی که در سوره نور آمده است بحث حجاب و عفت و پاکی و پوشش زبانی و رفتاری و گفتاری و…. هست. کسی که مرتکب آن عمل میشود یک زمینههای فردی دارد وقتی روایت میگوید کسی که سوره نور را بخواند مرتکب این عمل نمیشود معنایش این است که با تدبر و تعمق در آیه آن زمینهها پیدا میشود و چشمش را کنترل میکند وقتی چشمش را کنترل کند طبیعی است که به آنجاها کشیده نمیشود. مهمترین بحث نسبت به روایات فضایل سور بررسی مضمون و محتوای این روایات با آیات است برای اینکه یکی از معیارهای پذیرش، عرضه بر قرآن است. یکی از کارهای جدی این است که احادیث را خصوصاً احادیثی که مربوط به قرآن است را تقسیمبندی، مطالعه و عرضه بر قرآن کنید.؛ اول واقعا سخت است ولی رفتهرفته این توانمندی در شما ایجاد میشود و هم در مضمون آیات تسلط پیدا میکنید و هم بر مضمون روایات و وقتی مضمون این روایت که گفته سوره حمد را بر مرده بخواند و زنده شود، تعجب نمیکنید چه ارتباطی با سوره حمد دارد و این سوره حمد چیست که مثلا این خواص برای او در نظر گرفته شده است. چهارم: متنشناسی کنیم، محتوای این روایت را در واقع در نظر بگیریم. پنجم: عرضه بر قرآن کنیم. ششم: احادیث جعلی را در این خصوص شناسایی کنیم. چون گفتم یکی از جاهایی که انگیزه برای جعل حدیث بوده است روی فضایل السور و خواص سور بوده است و امروزه خیلی جعلیات رواج دادهاند به خصوص در بحث خواص سور، فضای فرهنگی ما آلوده است یعنی کتابها بدون بررسی دقیق در تیراژ بسیار بالایی چاپ میشود. به خصوص که مشکلات مردم خیلی زیاد شده و مردم در یک جامعه دینی انتظارات دینی دارند؛ میخواهند از طریق تمسک و ارتباط با خدا و امور معنوی مشکلاتشان را حل کنند و یک سری کتابهایی در این خصوص نوشته میشود و فضاسازی میشود و آسیب بزرگی بر ما وارد میشود. یکی دو بحث دیگر هم باید بررسی شود. یکی سورههایی که در ایام خاص به ترتیب خاص باید خوانده شود، یا خواندن یک سری سورههایی در نمازهایی آمده است که ممکن است تناسب با آن ایام یا شرایط و زمان و شرایط خاص داشته باشد. مسئله دیگری که به نظر میرسد اینکه ما عمدتاً بحث قرائت و فضیلت قرائت و آثار قرائت را بررسی میکنیم آیا در لایههای بعدی انس و ارتباط با قرآن مثلا تتبع، تفسیر یا درجههای دیگری از فهم آیات قرآن، بحث فضیلت یا آثار در روایات مطرح است یا نیست ….
آیتالله جوادی در تسنیم فرموده گرچه سوره حمد شفابخش بیماریهای تن نیز هست و در این امر مجرب هیچ تردیدی نیست اما مهم بیماریهای جان است که قرآن کریم درمان میکند و سوره حمد چون عصاره قرآن است عصاره درمانهای قرآنی نیز خواهد بود.
در ارتباط با روایات باید به شأن و تاریخ صدور حدیث توجه کنیم. در مورد آیات ما شأن نزول داریم که این شأن نزول برای تفسیر موثر است گرچه گفتهاند شأن نزول مخصص نمیشود ولی مفسر را کمک میکند تا در آن فضا قرار گیرد. مثلا در آیه «ان جائکم فاسق بنبأٍ فتبینوا»؛ شأن نزول این آیه چه بوده. بخشی از روایات ما تحت عنوان اسباب نزول است و مجموعههایی که نوشته شده است این به خاطر این است که در فهم ما قطعا کمک میکند. روایت است کسی فلان سوره را بخواند حتما حج نصیبش میشود. یا مثلاً برای ازدواج فرزندان. قطعا یکی از امور مهمی که در ادعیه و در ارتباط با خواندن سورهها تاکید شده و گفتهاند مستحب است، این است که شب جمعه این سورهها خوانده شود. یا مثلا شبهای قدر چه سورههایی بخوانیم. میخواهد آثار و برکاتی را که دارد شما به دست بیاورید و باید به آن توجه کنید. در مورد دعا هم اینطور است. حضرت آیت الله حسنزاده رمضانی میفرماید که این عدد که در دعا آمده است مثل دندههای کلید در است هر قفلی یک کلید دارد و بازش میکند. شما این دنده را یکی کم کن هر کار کنی باز نمیکند. یکی اضافه کن باز نمیکند. خب مفتاح است، کلید است، وقتی در باز نشود شما داخل آن اتاق نمیشوید و لذا آن رحمت مخصوصی که دارد را نمیتوانید بهرهمند شوید. نتیجه دارد ولی آن نتیجه مطلوب را ندارد. لذا باید تاریخ صدور این حدیث در ارتباط با فضلیت خواندن یک سوره یا یک آیه دقیقاً معین و مشخص شود تا ببینیم طرف چه مشکلی داشت که پیامبر این دستور را به او داده است. باید به تناسب اینها به اندازه فهم و درک خودمان به دست بیاوریم. شیخ بهایی در مفتاح الفلاح 24 ساعت را مشخص کرده است که در این 24 ساعت مومن چه کاری باید انجام بدهد. پس اینها باید دقیقاً مشخص شود و معین شود و زمان و مکان و تاثیراتی که روی زمان و مکان میتواند داشته باشد باید بررسی شود.
رهنامه: آیا ما کتابی داریم که این سیری را که شما گفتید طی کرده باشد و به نتیجه رسیده باشد. یا نه فقط همان فضایل و خواص را پراکنده بیان کردهاند؟
استاد: تا جایی که من دنبال میکردم. حقیقت امر این بوده که کتاب مستقل در این خصوص با این نگاه نوشته نشده است و متاسفانه این مسئله فضایش خالی است و فقط جسته و گریخته مفسران در تفسیر متعرض شدهاند و بعد هم به نقل روایت بسنده کردهاند و وارد بحثهای تأویلی نشدهاند. در تفاسیر جدید مثل تفاسیر حضرات آیات علامه طباطبایی و جوادی و مکارم آن هم نه به صورت کامل، جسته و گریخته بعضی از روایات اشاره شده است.
رهنامه: صرف جمعآوری چطور؟
استاد: فکر کنم خواص سور را در دفتر تبلیغات دیدم که کتابها در حد سطحی نوشته شدهاند یا مثلا پایگاه انهار مطالبی ذکر کرده است.
یک بحث هم این است که توجیه بشود در این روایت، با صرف خواندن این سورهها، آن فضیلت و خواص حاصل میشود یا اینکه نه و در کنارش شما باید عمل بکنید؟
