شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 27 و 28 / صفحه اصلی / بخش سوم » تفسیر تنزیلی در گفت وگو با عبدالکریم بهجت پور

این مصاحبه ضمن برشمردن سبک‌های تفسیری به توضیح سبک تفسیر تنزلی (چه تنزیلی ترتیبی و چه تنزیلی موضوعی) می‌پردازد و آن را تفسیری با توجه به ترتیب نزول آیات برای پیامبر (ص) معرفی می‌نماید. سپس به جهت ضرورت این نوع تفسیر اشاره کرده و این نوع سبک را تنهاترین سبک به کار رفته در سیره پیامبر(ص) برای تفسیر می‌دانند. در پایان نیز ویژگی‌های این سبک تفسیری و نحوه عکس‌العمل جامعه به این نوع سبک را بیان می‌نماید.

رهنامه پژوهش: چه سبک‌های تفسیری داریم و در این میان تفسیر تنزیلی چه تعریفی دارد؟

استاد: سبک تفسیری اصولا به معنای شکلی است که مفسر به پژوهش و مطالعه خود در هنگام بررسی آیات قرآن می‌دهد.

ما یک روش داریم که عبارت است از اینکه از چه منبع یا منابعی در تفسیر استفاده می‌کنید و یک سبک داریم که یعنی آیاتی را که مورد مطالعه است چگونه قالب‌ریزی می‌کنید؟

مثلا گاهی کسی به ترتیب مصحف یعنی همین‌گونه که آیات و سور چیده شده از سوره حمد شروع می‌کند و تا سوره ناس ختم می‌کند، گاهی کسی می‌آید تک‌سوره‌ای عمل می‌کند مثل تفسیر سوره لقمان و گاهی کسی تفسیر موضوعی انجام می‌دهد یعنی آیات را در باب آن موضوع خاص مثل عقلانیت، هشت، دوزخ یا مسایل اجتماعی جمع می‌کند و تفسیر می‌کند.

تفسیر به ترتیب نزول به این معناست که به همان ترتیبی که سوره‌ای بر پیغمبر اکرم نازل می‌شد و با توجه به اینکه گاهی آیات استثنا می‌شد مطالعه، بررسی و اظهار‌نظر کنید. این در سبک تنزیلی ترتیبی است سوره علق اول آمده و شما از علق شروع می‌کنید سپس ‌سوره‌های قلم، مزمل، مدثر، حمد، مسد و …

مطالعاتی که یک نگاه سیستمی دارد می‌تواند ما را در راستای نظام‌سازی‌ها و مهندسی‌ها مثل مهندسی فرهنگی و در راستای تعریف برخی از چالش‌ها با برنامه‌های تحول و خیلی از این امور یاری کند.

یک سبک دیگری هم وجود دارد که سبک تنزیلی است اما موضوعی، یعنی سبک تنزیلی موضوعی، به این معنا که مثلا مسئله امر به معروف در سیر نزول چگونه مطرح شده است. از کجا شروع شده و به کجا ختم شده است، همین‌طور در مسئله توحید.

کار مفسر در اینجا که به ترتیب نزول است می‌شود سبک تنزیلی موضوعی، پس یک سبک تنزیلی ترتیبی داریم و یک سبک تنزیلی موضوعی.

رهنامه پژوهش: تفسیر تنزیلی چه ضرورتی دارد؟

استاد: در قرون اخیر معاصرین نیم نگاهی به سمت نظام‌سازی داشته‌اند یعنی تلاش بر این است که مجموعه‌ای از اجزا را در کنا‌ر هم بچنینند و با هم و به مثابه یک سیستم ببینند. مثلا یک وقت می‌گوییم ربوبیت و معاد و نبوت و رسالت و قرآن و دستور به اقامه نماز، دستور به زکات و دستور به عفت‌ورزی و پوشش به‌عنوان مفاهیم دینی خیلی مهم است .

یک وقت می‌خواهیم بینییم که اینها با همدیگر چه ارتباط و نقشی دارند؟ در ایجاد تغییر و تحول یا در اهداف دین و‌‌قتی اینها با هم دیده می‌شوند، تقدم و تاخرهایشان و اولویت‌ها و سهم هر یک در تحقق آن اهداف لحاظ می‌شود باید سیستمی و نظام‌مند مطالعه کنید.

بر این اساس از بررسی آیه شروع می‌کنیم سپس کل آیه را می‌بینیم سپس این آیه را در سیاق می‌بینیم و یک مجموعه از چند آیات که این آیه هم در آن است بررسی می‌کنیم سپس این آیه را در سوره می‌بینیم.

سپس این سوره را در ارتباط با سوره‌هایی که قبل از آن نازل شده است لحاظ می‌کنیم که خدا به چه دلیل سوره را اینجا قرار داده است؟

سپس این سوره را در کل نظام قران می‌بینیم. مطالعاتی که یک نگاه سیستمی دارد می‌تواند ما را در راستای نظام‌سازی‌ها و مهندسی‌ها مثل مهندسی فرهنگی و در راستای تعریف برخی از چالش‌ها با برنامه‌های تحول و خیلی از این امور یاری کند، مثلا شما به‌عنوان یک مبلغ بین مردم دین را تبلیغ می‌کنید، این برای شما سوال است که من باید از کجا شروع کنم؟ اولویت اول و دوم و سوم و… چه باشد؟ این را از کجا باید استخراج کنیم؟ ما به‌عنوان یک مبلغ یا مصلح یا رهبر در هر یک از مراحل تحول مردم چه گامی باید برداریم و در این گام ها احتمالا با چه مشکلات و چالش‌هایی مواجه می‌شویم؟. این سوالات در چهارچوب تفسیر تنزیلی پاسخ پیدا می‌کند، چون نزول قران نزول تدریجی بود‌ه و از سوره علق مسیر حرکت و تبلیغ اجتماعی گام به گام طی شد و به پیامبر(ص) قدم به قدم گفته می‌شد چه برخوردی کنند و از چالش‌هایی که دشمنان ایجاد می‌کند چگونه عبور بکنند. اگر بخواهیم این نگاه سیستمی را داشته باشیم و این نگاه سیستمی را بر اساس رهنمود‌های قرآن پیگیر شویم به دلیل اینکه نزول قرآن، نزول حکیمانه است و این نزول حکیمانه، مدیریت شده است- مدیریتی بر اساس فطرت و ظرفیت‌های خلقتی انسان و خدای متعال قرانی را نازل کرده است که پاسخگوی نیازهای فطرتی ماست- حتما در فطرت ما این ترتیب و این حرکت قدم به قدم قابل توضیح و توجیه است بنابراین تفسیر تنزیلی این گام‌ها و نظام‌وارگی را برای ما توجیه می‌کند.

در تفسیر تنزیلی سعی می‌کنیم مهندسی دین را از بررسی سیر جامعه‌ای لجوج و عنود تا گروهی که توانستند پایه یکی از استوار‌ترین و بزرگترین تمدن‌های بشری را بگذارند استخراج و استنباط کنیم.

ما بعد از اینکه مهندسی قرآن را استخراج کردیم و سعی کردیم عناصر اصلی‌اش را از عناصر منطقه‌‌ای و به اصطلاح با ویژگی‌‌های عربی و… جدا کنیم کار دوم را باید انجام بدهیم.

گام دوم اینست که روایات را به تبع این مهندسی سازمان بدهیم. مثلا چطور الان وسایل‌‌الشیعه به تبع یک موضوعاتی روایاتی را سازمان داده است؟ باید به تبع مهندسی قران، روایات را سازمان بدهیم.

شاید اگر سیره پیغمبر (ص) دلیل مشروعیت و حجیت یک سبک باشد تنهاترین سبکی که مشرعیت قطعی از طرف پیامبر دارد سبک تفسیر قرآن به ترتیب نزول است.

در گام سوم براساس قاعده جری و تطبیق (که از افتخارات فرهنگ شیعی است که_ ان القران یجری کما تجری الشمس و القمر و کما تجری اللیل و النهار _قران جریان دارد مثل جریان ماه وخورشید و مثل شب و روز ) این مهندسی استخراج‌شده را مثلا در ایران تطبیق بدهیم و متناسب با طبقات مختلف اجتماعی، آیات را برای تربیت مردم و تحول مردم به کار ببریم.

رهنامه پژوهش: چرا ائمه خودشان این نوع قران یا تفسیر را جمع‌آوری نکردند و یا سفارشی نکرده‌اند؟

استاد: ببینید شاید اگر سیره پیغمبر (ص) دلیل مشروعیت و حجیت یک سبک باشد تنهاترین سبکی که مشرعیت قطعی از طرف پیامبر دارد سبک تفسیر قرآن به ترتیب نزول است.

چون پیامبر(ص) هر آیه‌ای بر او نازل می‌شده بر مردم می‌خواندند و اینها را دعوت به عمل و تعلیم می‌دادند و بعد از تلاوت تعلیم می‌دادند و حکمت‌هایش را بیان می‌کردند.

پیغمبر(ص) که در مکه سوره بقره را که مدنی است به مردم نگفته بود. پیغمبر به همان نحو که آیات و سوره‌ها نازل می‌شد اینها را بر مردم می‌خواندند، «و الذی بعث فی الامیین رسولا یتلو علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»، و پس از تعلیم، حکمت‌هایش را برای آنها توضیح می‌دادند، «و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین»، مگر در ۲۳ سال رسالت پیامبر(ص) جز براساس ترتیب نزول مطالب تعلیم مردم شده است؟. چیزی که در آن تردید نداریم این است که حتما به ترتیب نزول بوده است. این پایه بزرگ مشروعیت است .

نکته دیگر: پیغمبر(ص) به حضرت علی علیه‌السلام قرآن را تدریس کرده‌اند و حضرت علی(ع) بر همین اساس یک صحیفه جمع کردند که مصحف حضرت علی­(ع) شد.

مصحف حضرت علی علیه­اسلام در منابع اسلامی و تاریخ و منابع روایی آمده است. مثلا در اصول کافی در باب اختلاف حدیث حضرت می‌فرماید: من هر روز دو دیدار با پیامبر(ص) داشتم یکی صبح و یکی شب. ایشان در این دیدارها آیات را بر من می‌خواندند و نکته‌های علمی و عملی و تاویل و تنزیل آیات و اینکه برای چه کسی و در چه موضوعی نازل شده است و… را بر من می‌خواندند و من هم می‌نوشتم.

حتی در تفسیر البرهان هست که یکی از معاندین گفت که زمانی که شما نبودید آیاتی نازل می‌شد، می‌فرمودند: وقتی برمی‌گشتم، خدمت پیامبر(ص) می‌رسیدم و این دیدار صورت می‌گرفت. سوال من اینجاست که این تفسیر روز‌نگار است یعنی هر روز هرچه نازل شده است گفته‌اند پس حضرت علی علیه‌السلام هم قاعدتا به همان ترتیب نزول، معارف را می‌نگاشته‌اند، پس باز از نظر دلیل حجیت و مشروعیت سبک تفسیرنگاری‌، ترتیب نزول توصیه شده است.

جالب‌تر این است که در نقل البرهان حضرت می‌گوید که پیغمبر دست به سینه من گذاشت و من به حفظ خواندم و من به خاطر حفظ قصد کردم که دیگر ننویسم پیامبر(ص) فرمودند نه، بنویس. گفتم یا رسول‌الله من اینها را فراموش نمی‌کنم، فرمودند: مگر برای تو هست؟ فرمودند: این برای اوصیا تو هم هست. یعنی این مصحف به ترتیب نزولی سهم ائمه اطهار بعد هم هست. روایت داریم حضرت حجت(عج) که ظهور می‌کنند تعلیم قرآن که می‌دهند (تعلیم غیر از قرائت قران است) بر این چینشی که الان قرآن است، نیست. امام باقر علیه‌السلام: در روایتی که صحیح است می‌فرماید که امام(عج) در پشت کوفه چادر می‌زنند و مردم را قران تعلیم می‌دهند و سخت است در آن روز بر کسانی که امروز قران در حفظ دارند، سخت است لانه یخالف تالیفه، با این چینش متفاوت است.

طبق روایت امام صادق (ع): پیغمبراکرم وقتی فوت شدند به علی علیه السلام فرمودند که یا علی این نوشته‌های بالای بستر من را ببر و قرآن را در اختیار مردم بگذار. حضرت در این سه روز این مصحف را جمع کردند. این مصحف، نوشته‌های نزد پیامبر است و حضرت آورد و مردم نپذیرفتند.

همه آنها که گفته‌اند و یا گزارش داده‌اند گفته‌اند این مصحف به ترتیب نزول بوده است. ائمه اطهار گاهی آرزو می‌کردند: لو قری القران کما انزل ما اختلف فیه اثنان: اگر قران همان‌گونه که نازل شده خوانده می‌شد دو نفر هم در آن اختلاف نمی‌کردند. چون خود سیر نزول چند معنا دارد و چند معنا می‌توان برداشت کرد ولی تعبیر لو قری القرآن یعنی خوانده می‌شد یعنی خود چینش و خوانش قرآن وقتی به ترتیب نزول می‌شود خیلی ازحقایق را روشن می‌کند و اختلافات را کنار می‌زند.

چون پیامبر(ص) هر آیه‌ای بر او نازل می‌شده بر مردم می‌خواندند و اینها را دعوت به عمل و تعلیم می‌دادند و بعد از تلاوت تعلیم می‌دادند و حکمت‌هایش را بیان می‌کردند.

بنابراین تصورم این است که ائمه اطهار برای ما می‌پسندیدند که حداقل قرائت و حداقل تفسیر از قرآن به ترتیب نزول باشد.

بله، اهل‌بیت تغییر چینش موجود را اجازه ندادند. وقتی در دوران عثمان این کتاب قران تنظیم شد همه اهل‌بیت سفارش همین کتاب را داشتند.

ببینید در قران غلط‌های رسم الخطی هست ولی ائمه فرمودند حتی به غلط‌های رسم الخطی دست نزنید تا باب اختلاف بین مسلمین از آنچه که هست بیشتر نشود و مثلا شیعه بگوید که من قرآن دارم و مصحف مسلمانان دو مصحف بشود.

هیچ کدام از ما اجازه نداریم که قرانی را در برابر مصحف رسمی بسازیم. این هیچ ربطی به قرائت ترتیب نزول ندارد. البته امام می‌فرماید شما قران را به ترتیب نزول بخوانید و تفسیر به ترتیب نزول باشد، تعلیم و تربیت به ترتیب نزول باشد و این دو چیز است. اهلبیت به ما اجازه نداده‌اند و حکیمانه اجازه نداده‌اند که ما دست به قران بزنیم و حتی غلط‌های املایی را هم که قائل هستیم نباید دست بزنیم چون شما یک تغییر می‌دهید و فردا یکی دیگر به دلیل دیگر می‌گوید من می‌خواهم مصحف را تغییر بدهم.

مثلا شما الان چرا اجازه نداده‌اید حتی نام سوره‌ها را عوض کنند سوره‌ای به زیبایی سوره بقره را چرا گاو ماده نامگذاری کنیم؟ چرا نگوییم سوره المتقین ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین.

امت اسلامی بنایش بر این است که باب اختلاف در قران باز نشود. این حکمت و این مصلحت است. حضرت حجت(عج) که ظهور کنند ممکن است چینش را عوض کنند. چون بعد از او می‌دانیم دولت دولت عدل است. بنابراین مسئله تفسیر در بیانات اهلبیت آمده است مثلا در همین تفسیر تنزیلی چند مورد را آورده‌ام.

از امام سوال می‌کنند که عفو در سوره بقره چه معناست؟ می‌فرمایند: در سوره مجادله آیه ۲ آنجا گفته‌اند عفو به چه معناست، براساس نزل هذا قبل هذا.

یا مثلا می‌فرمایند: سبیل در سوره نساء (او یجعل الله سبیل) [آیه ۱۵] در سوره نور توضیح داده شده است. چرا در سوره نور توضیح داده شده است؟ چون نور بعد از سوره نسا نازل شده است و بعد می‌فرمایند چون این بعد از اون است. وقتی می‌گویند که سوره نسا که مسئله ازدواج موقت را مطرح کرده است ـ فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه ـ .  به سوره احقاف یا سوره مومنون نسخ شده است. ما می‌گوییم که این دو سوره مکی هستند و مگر می‌شود که سوره‌های مکی، آیه‌های مدنی راکه سوره نسا باشد را نسخ کند؟ کی گفته است فمن ابتغی وراء ذلک یعنی برای ازدواج دائم فاولئک هم العادون. وقتی در سوره نسا می‌گویند ازدواج اعم از دائم و متعه است، این چون بعد از آن نازل شده است نشان می‌دهد که در سوره مثلا مومنون هم وقتی آیه آمده است که (و الذین هم لفروجهم حافظون الاعلی ازواجهم) ازواج، شامل ازواج دائم و موقت می‌شود و آیه سوره نسا را نمی‌تواند نسخ کند زیرا قبل از سوره نساء نازل شده است. ائمه اتفاقا به مسئله ترتیب نزول هم اسناد کرده‌اند و در حل برخی از مسائل به سیر نزول برای حل مسئله توجه داده‌اند.

رهنامه پژوهش: سبک تنزیلی چه تمایزاتی یا ویژگی و یا چه آثاری دارد؟

پیشنهادم این است اگر کسی می‌خواهد دقیقا این مطلب را تعقیب کند یک مطالعه تطبیقی بین المیزان (که از افتخارات دنیای تشیع است) یا التحیر و التنویر که نوشته ابن‌عاشور و از تفاسیر پر افتخار اهل‌سنت هست و کتاب همگام با وحی بنده که پنج جلد تفسیر به ترتیب نزول است یک مقایسه کند. (به‌طورکلی)

در آنجا ملاحظه خواهید کرد در سیر نزول کسی که نگاهش سیر نزولی باشد در غرض سوره و در محتوا یعنی تشریح محتوای سوره و در بیان ارتباط سوره و فهم مراد‌ها‌ی آیات دستاوردهایی خواهد داشت که هنگامی که شما به این سبک توجه نمی‌کنید از دست خواهید داد و این کار علم بیشتری به مراد‌های خداوند متعال به شما می‌دهد مثلا: چرا گاهی از واژه‌های مترادف در جایی استفاده شده است بدون اینکه بشود در آن آیه کلمه ترادف را جایگزین کرد؟ مثلا فلاح و فوز که ظاهرا به یک معناست اما در فلاح عمدتا جنبه نجات‌یافتگی و رهایی است و در فوز جنبه رسیدن است. چرا در آیه (قد افلح من تزکی) نمی‌فرماید: قد فاز من تزکی‌؟ در سیر نزول این مطلب رو‌شن است چون تا اینجا که سوره هشتم در سیر نزول است دائم ترسانده است و هی می‌گوید خطر خطر که آینده کذا است وقتی شما را می‌گویند که خطر است و نگران باشید (کل نفس بما کسبت رهینه) و امثالهم. حالا باید چکار بکند؟ حالا باید راه نجات را بگویند یا راه وصول را؟ قاعدتا باید راه نجات را بگویند لذا می‌گوید: قد افلح و نمی‌گوید: قد فاز، چون فضا فضای ترس و هشدار است. در سیر نزول این را تعقیب کنید.

شما مثلا در سوره علق می‌بینید پیغمبر(ص) مامور می‌شود ربوبیت خدا را به مردم بگوید و دلایل ربوبیت را بگوید. چرا؟ اگر کار دست دانشمندان علم بود می‌گفتند اصل وجود خدا را بگویید و بعد توحید ذات را بگوید و بعد توحید صفات و افعال را بگویید.

اگر سیر نزول قرآن را خوب در‌بیاورید و خوب تحلیل کنید توانا می‌شوید که جامعه را مهندسی کنید یعنی بدانید هر حرفی را کی بزنید و با چه مقدماتی بزنید، از کجا شروع و به کجا ختم کنید.

چرا خداوند از ربوبیت به‌عنوان یک صفت فعل شروع کرده است؟ چون این ربوبیت پایه عبودیت است و این کتاب آمده است تا مردم مطیع پروردگار شوند لذا به جای اینکه از شناخت خدا شروع کند از ربوبیت شروع می‌کند و اولین سوره‌های شناخت خدا در سوره‌های ۲۲ و ۲۳ یعنی اخلاص و نجم است.

اگر سیر نزول قرآن را خوب در‌بیاورید و خوب تحلیل کنید توانا می‌شوید که جامعه را مهندسی کنید یعنی بدانید هر حرفی را کی بزنید و با چه مقدماتی بزنید، از کجا شروع و به کجا ختم کنید. من حدود ۱۲۰ اصل را به نظرم می‌رسد، ۱۲۰ گام تحول وجو‌د دارد، اگر گام‌‌ها را خوب بدانیم آن وقت خواهید دانست که مثلا یک طلبه را چگونه رشد بدهید یا یک دبیرستانی یا دانشگاهی را یا متدینین را یا نسل‌های جدید را چگونه تربیت کنید. از کجا شروع و به کجا ختم کنید و این از نتایج عملی است و مهندسی فرهنگ حساب دارد. قرآن می‌داند مفاهیم را چطور بچیند تا آن تحول رقم بخورد.

رهنامه پژوهش: در جامعه علمی چه عکس‌العملی نسبت به این طرح و ایده وجود دارد؟

استاد: بحمدالله جامعه به‌تدریج متقاعد می‌شوند. من دو سه کتاب در حوزه مباحث نظری نوشتم. حصول تحول فرهنگی با الهام از نزول تدریجی قران که دفتر تبلیغات چاپ کرد. تفسیر تنزیلی که پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه چاپ کرد و سال ۹۳ مورد توجه کتاب سال حوزه شد. تفسیر را نوشتم که تا الان پنج جلد چاپ شده است و ۵۴ سوره است.

هرچه جلوتر رفتیم نشست‌های زیادی برگزار شد، انتقادهای زیادی بود. کرسی­ های نظریه­ پردازی گذاشته شده است و مصاحبه‌های زیادی شده است و به‌تدریج مراکز معتبر و مهم این را تلقی به قبول کردند. آیاتی مثل سیر تحدی در قرآن با توجه به روش تفسیر تنزیلی و سیر بیان آیات الاحکام در قران است که اینها به‌تدریج شروع شده است یعنی تولیدات موضوعی و مهندسی و شناخت‌نامه ۱۱۴ سوره را نوشته‌ام. این تولیدات به‌تدریج در اختیار جامعه علمی قرار گرفته است و در سطح قابل قبولی در کشور و حداقل در ۱۵ استان یک سری جلساتی برگزار شده است که خیلی مورد توجه قرار گرفته است. اکنون هم پایان‌نامه‌های خوبی در این زمینه نوشته می‌شود و پژوهشگاه دفتر تبلیغات یک ویژه‌نامه اختصاص و چاپ کرده است.

پاسخ دهید: