شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 25 و 26 » نگرشی دیگر به قرآن
نگرشی دیگر به قرآن | عبدالحمید واسطی
143 بازدید

مرحوم علامه آیت الله حسینی طهرانی اعلی الله مقامه الشریف دو قضیه برایمان نقل می‌کنند‌: در جلسه‌ای که عده‌ای از علماء حاضر بودند، یکی از ایشان که میانه خوبی با عرفان و توحید حقه عرفاء نداشت، به بنده گفت‌: (شما می‌گویید: همه چیز از خداست، همه کارها کار خداست. آیا مثلا خارج شدن کودک در وقت تولد از رحم مادر، با آن همه خون و چرک و کثافات هم کار خداست؟! آنجا هم خداست؟!) در آن لحظه به ناگاه خداوند بر زبانم جاری نمود و گفتم‌: ( … والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا)

این نوشتار در جهت اثبات برتری آموزه­ های قرآنی و قرآن کریم و با استفاده از نحوه آموزشی پرسش، زمینه­چینی و پاسخ گرد آمده است و طی ۶ مرحله ۱- تعیین هدف: به جهت تغییر نگرش به قرآن نشان دادن ارزشمند بودن آن. ۲- نقطه شروع : به جهت توجه به حقیقت قرآن و اینکه خداوند بهترین برنامه­ریز و مدیر برای ما است . ۳- نقطه مرکزی: برای توجه به این مسئله که قرآن برای همه ابعاد و دوران­های زندگی انسان است و هیچ نقصی ندارد. ۴- برنامه حرکت: در این مرحله شروط استفاده از قرآن بویژه اهل بیت(ع) را یادآوری می­نماید. ۵- نقاط خطر و بحران­: جهت نشان دادن آفت­های مسیر ارتباط با قرآن. ۶-نقطه مقصد: نشان دادن آثار و برکات قرآن در زندگی اخروی و دنیوی. به این امر می­پردازد.

مقدمه

آنچه در این مجموعه مورد توجه بسیار می‌باشد، استفاده از روشی است که به تحقق هرچه بهتر و بیشتر کشف برتری آموزه‌های دینی و اسلامی بیانجامد؛ و آن عبارتست از: آموزش خلاق . شاخصه اصلی این نوع آموزش سهیم نمودن مخاطب در تبیین مطلب، از طریق مطرح نمودن سؤال و زمینه‌چینی برای تلاش شخصی در جهت کشف پاسخ می‌باشد. البته در این فرایند، اساتید و راهنمایان کارگاه نقشی اساسی برعهده دارند.

هر کارگاه نیز بر­اساس روند منطقی موجود در هر حرکت و فعالیت موفق، شامل مراحل شش‌گانه‌ای است که عبارتند از: تعیین هدف، نقطه شروع، نقطه مرکزی، برنامه حرکت، نقاط خطر و نقطه مقصد.

مرحله اوّل: تعیین هدف

عنوان بحث‌: قرآن، گنج پنهان

هدف بحث‌: تغییر نگرش نسبت به حقیقت قرآن

الف) طرح مسئله

… لحظات، سخت می‌گذرد. سکوتی سنگین بر جمعیت حکم‌فرماست. با چهره‌ای برافروخته و چشمانی غضبناک، قرآنی که در دست دارد را بر تریبون کوبیده، فریاد می‌زند:

تا این کتاب در میان مسلمانان است، راه نفوذ و استیلای ما بر آنان بسته خواهد بود… .

جملات گلادستون، نخست وزیر یهودى مسلک دستگاه استعمار انگلیس، در مجلس عوام طنین می‌افکند ….

او تنها بیگانه‌ای نیست که به ارزش و اهمیت قرآن پی برده است:

مونتگمری انگلیسی: قرآن وقتى تلاوت می‏شود گویى از قلب بیرون می‏آید و سپس به قلب نفوذ می‏کند.

نویسنده بلند آوازه روسیه، تولستوی: هر کسی بخواهد سادگی پیام الهی، بی‌پیرایگی اسلام، عظمت کلام و طراوت سخن را در‌یابد، قرآن بخواند.

دانشمند فرانسوی، سدیو: در قرآن که اوج زیبایى سخن‌هاست، چیزی از مقررات اجتماعی فروگذار نشده است.

محقق امریکایى، ویل دورانت: در قرآن، قانون واخلاق و بسیاری از اصول و مبانى یکسان آمده است. در قرآن اگر از دین صحبت می‏کند، از دنیا چشم نمی‏پوشد.

فیزیکدان شهیر قرن بیستم، آلبرت اینشتین: قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست. بلکه مجموعه‏ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت می‏کند. [۱]

دوستان نیز با قرآن سَر و سرّی دارند:

بنیان‌گزار عظیم الشأن انقلاب حضرت آیت الله العظمی حاج سید روح الله خمینی قدس سره، در نجف از ناحیه چشم دچار ناراحتی شده بودند. هنگامی که پزشک، ایشان را معاینه کرد، توصیه نمود که چند روزی قرآن نخوانده و استراحت نمایند. ایشان لبخند زدند و فرمودند: دکتر! من چشمم را برای خواندن قرآن می‌خواهم! چه فایده‌ای دارد اگر چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما کاری بکنید که من بتوانم قرآن بخوانم. [۲]

نظرتان چیست؟

آیا قرآنی که سخن از آن در میان است، همان قرآنیست که شما می‌شناسید؟

آیا این قرآن، همان قرآنیست که عده‌ای تنها بر سر سفره عقد، طاقچه خانه و یا مجلس ترحیم، جلدش را می‌بینند؟

به نظر شما حقیقت قرآن چیست؟

ب) پاسخ مسئله

اگر چهار جمله زیر را با هم جمع کنیم، چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟

فطرت بشر، خواهان کمال و تعالی است.

کمال یعنی خروج از محدودیت‌ها که عبارتند از: جهل و عجز و نیستی.

خروج از محدودیت یعنی اتصال به نامحدود و بی‌نهایت.

تنها موجود نامحدود و بی‌نهایت خداست.

در یک جمله می‌توان چنین نتیجه گرفت‌: هر بشری براساس فطرت خویش در پی خداست .

وجود مبارک امام جواد علیه السلام در توضیح آیه مبارکه لا تدرکه الابصار [۳] چنین می‌فرمایند:

قوه واهمه و ادراک قلبی، بسیار دقیق‌تر از بینایی ظاهری عمل می‌کند. به‌عنوان مثال تو می‌توانی با استفاده از وهم و خیال خود، مکان‌ها و شهرهایی را که تا‌کنون ندیده‌ای تصور کنی. با این همه اما، وهم تو و قوه ادراک درونی تو توانایی احاطه بر خداوند و شناخت او را ندارد، تا چه رسد به چشمان ضعیف و ناتوان تو.[۴]

خداوند در رتبه‌ایست که هیچ موجودی را قدرت احاطه بر او نیست. او نامحدود و هر آنچه جز او، محدود است. پر واضح است که موجود محدود – با حفظ محدودیت – توانایی شناخت موجود نامحدود را ندارد. حال چاره چیست؟ باید کاری کرد! باید از محدودیت رهایی یافت!

شهر خالیست ز عشاق، بُوَد کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟!

اتصال به نامحدود جز با رهایی از محدودیت‌ها ممکن نیست. اما چگونه؟ آیا ممکن است؟پاسخ آنست که: آری! می‌توان از هرگونه محدودیت و نقصی رهایی یافت و خود را به منبع هستی و وجود نامحدود خداوند رساند. اجمالا می‌توان گفت:

قرآن، دستورالعمل تضمینی خروج از محدودیت‌ها و اتصال به نامحدود است.

اگر در زندگی خود، دچار محدودیت بوده و با نامحدود­‌یم، وظیفه‌ای مهم بر دوشمان سنگینی می‌کند:

تغییر نگرش نسبت به حقیقت قرآن

سعی‌مان بر این است تا با طی مراحل بعد به نگرش مطلوب دست یابیم. اما از کجا باید شروع کرد؟

پاسخ این سؤال را در مرحله بعد بجویید!

مرحله دوم: نقطه شروع

عنوان بحث: نظر برتر‌، نظر خدا

هدف بحث: پیدایش زمینه لازم برای توجه به حقیقت قرآن

الف ) طرح مسئله

رادیو را روشن می ‌کنید و می‌شنوید که:

سلام! امروز به‌عنوان گزارش می‌خواهیم در مورد ملاک انتخاب و تصمیم‌گیری صحبت کنیم. به همین خاطر در خدمت چند نفر از هموطنانمان هستیم. خب، از نفر اول شروع می‌کنم. نظر شما در مورد ملاک انتخاب در زندگی چیه؟

پیرمرد بازنشسته: به نظر من تجربه خیلی مهمه. استفاده از نظر افراد باتجربه، درستی انتخاب رو تضمین می‌کنه.

گزارشگر: خیلی ممنون. و اما نفر بعد، شما بفرمایید تو زندگی بر چه اساسی تصمیم می‌گیرید؟

جوان دانشجو‌: با توجه به رشد علم و تکنولوژی و همین‌طور با در نظر گرفتن نتایج تحقیقات دانشمندان چه در عرصه علوم انسانی و چه در عرصه علوم پایه و فنی، به نظر من آگاهی از نظریات جدید و مترقی دنیای امروز، رمز موفقیت در زندگی‌هاست.

گزارشگر: متشکرم. شما بفرمایید!

خانم خانه‌دار: خواهش می‌کنم، به نظر بنده آدم باید خوب فکر کنه. اطرافیانش رو در نظر بگیره. سعی کنه چیزی از قلم نیفته. خدای ناکرده کسی رو نرنجونه … همین دیگه.

گزارشگر: بله و حالا نوبت شماست. شما بفرمایید در وقت انتخاب، چه چیزی براتون مهمه؟

مرد بازاری: به نظر من پول حرف اول رو می­زنه. نوع انتخاب ارتباط مستقیم با مقدار پول آدم داره.

گزارشگر: و شما ؟

نوجوان دبیرستانی: تو زندگی من، رفیق مهمه و بس. آدم باید بامرام باشه. البته مد هم خیلی مهمه. عشق و حال دیگه …

گزارشگر: از همگی متشکرم. شنوندگان عزیز! در اینجا از حضورتون خداحافظی می‌کنم. موفق باشید!

فرض کنید شما نیز در این گزارش حضور داشته و گزارشگر از شما نیز سؤال خود را می‌پرسید.

پاسخ شما چیست‌؟

به نظرتان در زندگی، ملاک و معیار انتخاب و تصمیم‌‌گیری چه باید باشد؟

چگونه می‌توان صحت هر انتخابی را تضمین نمود؟

بر چه اساسی باید زندگی کرد؟

ب) پاسخ مسئله

فرض کنید وسیله‌ای برقی مثل یخچال را خریداری کرده و به منزل آورده‌اید.

به صورت منطقی و عقلانی، برای راه‌اندازی وسیله و استفاده از آن، دو راه در پیش روست: تماس با نمایندگی کارخانه و عمل بر طبق مندرجات دفترچه راهنما. اگر هم شخصی در مورد علت انتخاب این دو راه – و نه راهی دیگر – سؤال کند پاسخ، مشخص است:

سازنده هر وسیله‌ای نسبت به آن وسیله آگاه‌تر از سایرین است. در نتیجه روش راه‌اندازی، کارآیی‌ها، امکانات‌، قابلیت ها، خطرات

و به‌طور کلی مجموعه آنچه به آن وسیله مربوط می‌شود را بهتر از هر کسی می‌داند.

عواقب اقدام خودسرانه، از بین رفتن ضمانت کارخانه در صورت تخلف و مباحثی از این دست نیز در ارتباط با فرض مذکور قابل پیگیری است.

غرض آنکه با کمی تأمل می‌توان دریافت: قضیه در مورد انسان و زندگی او نیز به همین منوال بوده و از این جهت کوچکترین تفاوتی میان انسان و سایر پدیده‌های پیچیده و ناشناخته نیست. یعنی برای فهم ویژگی‌ها، قابلیت‌ها‌، توانایی‌ها، کارایی‌ها، اهداف، موانع‌، بایدها و نبایدهای انسان و زندگی انسانی نیز بایستی به نمایندگان خالق متعال، یعنی انبیاء و اولیاء الهی و همچنین کتاب راهنمای او، یعنی وحی آسمانی مراجعه کرد‌. به تعبیر دیگر:

تنها چیزی که موفقیت انسان در مسیر زندگی را تضمین می کند، نظر خداست.

نظری که اولا از طریق فرستادگان آسمانی و ثانیا در قالب کتب آسمانی به بشریت عرضه شده است. فرستادگان و کتبی که مکمل یکدیگر بوده و تمسک به آن دو سعادت جاوید را نتیجه می‌دهد.

علاوه بر دلیل خالقیت خداوند متعال در اثبات برتری نظر او، علم و حکمت و لطف بی‌مانند او نیز دلایل دیگری بر این مطلب است. اگر علم در انحصار خداست و هر مصداقی از مصادیق علم، افاضه‌ای از افاضات ربانی است، اگر حکیم علی الاطلاق اوست و همچنین اگر لطف و محبت او نسبت به مخلوقات بی‌انتهاست، به کارگیری نظر غیر او و تکیه بر توصیه‌های صادر از جز او در مسیر زندگی، خطا و ظلمی فاحش است‌. همان‌گونه که در عالم تکوین‌، مرجع موجودات خداوند متعالست‌، در عالم تشریع و قانون‌گزاری نیز بایستی مرجع و منبع، او و نظرات او باشد.

تجربه، هر‌چه پرآزموده و مجرب باشد، باز محصول تشخیص ضعیف بشری و نتیجه استقرای ناقص اوست. علم‌، هر­چه پیشرفته و حیرت‌انگیز باشد‌، باز محدود به مادیات و دربرگیرنده بخش اندکی از حقایق هستی است‌. سایر منابع معرفتی و فکری در زندگی امروز اکثر انسان‌ها نیز وضعیتی چنین دارند‌. وضعیتی که هر انسان عاقلی را در تکیه برآنها، لااقل دچار تردید می‌کند‌.

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید :

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الآخِرَ .[۵]

همانا برای آنان که امیدشان خروج از محدودیت‌ها و درک نامحدود بودن است، نوع زندگی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ملاک‌، معیار و الگویی تمام عیار است‌.

ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنهُ فَانْتَهُوا .[۶]

تنها به اوامر و نظرات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عمل کرده و تنها از آن چه او نهی فرموده اجتناب کنید.

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز می‌فرمایند:

‏آن زمان که خداوند آسمان‌ها و زمین را آفرید، آنها را خطاب کرده، نبوت من و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را بر آنها عرض نمود و آنها نیز پذیرفتند. سپس مابقی خلق خود را آفرید. همانا خداوند امر دین و مسئله قانون‌گزاری برای زندگی انسان‌ها را به ما اهل بیت سپرده است. لذا سعادت در گرو تبعیت از ما و شقاوت نتیجه تخلف از امر ماست‌. ماییم که بایدها و نبایدهای زندگی را تعیین می‌کنیم‌.[۷]و[۸]

از قرآن سخن می‌گفتیم.

آنکه در پی شناخت قرآن است، اگر بداند که‌: نظر برتر، نظر خداست و قصد اعمال این دانسته در زندگی خود را داشته باشد، یقینا قرآن را بهترین وسیله برای نیل به این مقصود یافته و با تمسک بدان، خروج از محدودیت‌ها را تجربه خواهد کرد.

اما مگر قرآن چیست؟ حقیقت قرآن کدام است که رسیدن به خدا از مسیر آن امکان پذیر است؟

مرحله سوم: نقطه مرکزی

عنوان بحث: کلام خدا، برنامه زندگی

هدف بحث: دستیابی به روح قرآن

الف ) طرح مسئله

… بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود. او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است. پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ وحی است. آنچه او از خدا دریافت می‌کند، مضمون وحی است. پیامبر، مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند و به سبکی که خود به آن اشراف دارد و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل‌دادن به این متن ایفا می‌کند.

از دیدگاه سنتی، در وحی خطا راه ندارد. اما برخی مفسران فکر می‌کنند وحی در مسایل صرفاً دینی مانند صفات‌ خداوند، حیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذیر نیست. آنها می‌پذیرند که وحی می‌تواند در مسایلی که به این جهان و جامعه انسانی مربوط می‌شوند، اشتباه کند. این مفسران اغلب استدلال می‌کنند که این نوع خطاها در قرآن خدشه‌ای به نبوت پیامبر وارد نمی‌کند؛ چون پیامبر به سطح دانش مردم زمان خویش فرود آمده است و به زبان زمان خویش با آنها سخن گفته است. من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی‌کنم که پیامبر به زبان زمان خویش سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقتاً به آنچه می‌گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش مردم هم‌عصرش درباره زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است … . [۹]

این یکی از تحلیل هایی است که امروزه، توسط برخی از به اصطلاح روشنفکران، در ارتباط با ماهیت قرآن و وحی ارائه می‌شود.

شما چه می‌گویید؟

آیا این تحلیل را صحیح می‌دانید؟

به نظر شما قرآن چیست؟

ب ) پاسخ مسئله

در مرحله قبل به لزوم تبعیت از نظر خدا اشاره کرده و اجمالا قرآن را به‌عنوان کتابی آسمانی‌، بهترین وسیله برای خروج از محدودیت‌ها برشمردیم. در این مرحله اما سخن از ماهیت و حقیقت قرآن است. ماهیت و حقیقتی که تمسک به قرآن در زندگی را ضروری می‌سازد‌. همچنین در ضمن بیان مطلب، نگاهی نقادانه نیز به تحلیل ارائه شده در قسمت طرح مسئله خواهیم داشت. فارق از اشکالات عدیده عقلی و منطقی وارد بر تحلیل مذکور، از جهات مختلف نقلی و روایی نیز بر آن ایراد وارد است. آیات صریح قرآن را ببینید:

و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی علّمه شدید القوی .[۱۰]

پیامبر براساس میل خویش سخن نمی‌راند. همانا کلام او فقط و فقط وحی آسمانی است؛ آنچه خداوند قدیر بدو آموخته است‌.

و ما هو بقول شاعر قلیلا ما تؤمنون.[۱۱]

همانا قرآن سخنی شاعرانه و از سنخ شعر نیست و چه اندکند آنان که این حقیقت را باور دارند.

ولو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین.[۱۲]

اگر پیغمبر ما بخواهد کوچک‌ترین کلامی را به ما نسبت دهد حال آنکه از ما نیست، با دست قدرت خویش او را مهار کرده و رگ حیاتش را خواهیم برید.

در فرض ایمان به این آیات و توجه به مضمون آنها، دیگر نمی‌توان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به شاعر و تجلی قرآن را به یک فعل و انفعال الهام مانند و شعرگونه تشبیه کرد و یا قرآن را ساخته و پرداخته ذهن و ضمیر حضرت دانست. آری‌؛ قرآن کلام خدا و وحی الهی است.

گوش جان می‌سپاریم به سخن امیر المؤمنین علیه السلام:

از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد! در آینده، امت تو دچار آزمایش و فتنه خواهد شد. من از او پرسیدم: در آن صورت، عامل رهایی بخش و مایه نجات ایشان چیست؟ و جبرئیل فرمود: قرآن! همان کتابی که اخبار گذشتگان و احوال آیندگان و تکلیف کلیه امور و شئون شمارا در خود جای داده است.[۱۳]

آنچه انسان در هر زمانی، برای نیل به سعادت و کسب موفقیت بدان محتاجست، در قرآن تعبیه شده است:

و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین.[۱۴]

هر آنچه تصورش را بکنید یا نکنید در قرآن بدان پرداخته شده است.

امری از امور دنیوی و اخروی انسان‌ها در قرآن فروگذار نشده است؛ اگر‌چه استخراج و فهم آن خبرویت و اهلیت خاص خویش را می‌طلبد‌:

… هدًی للمتقین.[۱۵]

این قرآن هادی و راهنمای اهل تقواست.

و َمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ .[۱۶]

پشت پرده و بطن آیات قرآن را کسی جز خدا و عالمان حقیقی نمی‌دانند.

لایمسه الا المطهرون .[۱۷]

حقایق قرآن را مگر پاکان درک نخواهند کرد.

آن‌گونه نیست که قرآن ویژه عصری خاص و مردمانی خاص باشد. قرآن کتاب همه اعصار و امصار است:

و ما هو الا ذکر للعالمین.[۱۸]

همانا این قرآن تذکره‌ای برای جهانیان است.

و اوحی الی هذاالقرآن لانذرکم به و من بلغ.[۱۹]

بگو ای پیامبر: این قرآن بر من وحی شده است تا به واسطه آن شما و هر آن کسی که پیام من در آینده بدو رسد را بیم دهم‌.

امام صادق علیه السلام نیز در این باره می‌فرمایند:

همانا خداوند هدایت‌گری قرآن را برای زمانی و مردمی خاص قرار نداده است. بلکه قرآن در هر عصر و دوره‌ای دارای تازگی است.[۲۰]

قرآن معجزه آخرین رسول الهی است. معجزه‌ای که کمترین گردی از تحریف دامانش را نیالوده و روز به روز بر عظمت و عزتش افزوده می‌گردد:

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.[۲۱]

همانا ما خود قرآن را فرو فرستاده و خود نیز نگاهبان آنیم .

هر آنچه که تا به امروز به‌عنوان معجزات علمی، ادبی، عددی، صوتی و … از قرآن کشف و بیان شده است، قطره‌ای از دریای بیکران عجایب قرآنی است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه.[۲۲]

عجائب قرآن غیر قابل شمارش و غرائبش غیر قابل احاطه و درک است.

آری؛

قرآن، برنامه زندگی و نسخه شفابخش همه دردهاست.

خداوند خود در قرآن می‌فرماید :

إن هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا.[۲۳]

همانا این قرآن انسان‌ها را به مسیر استوار نیل و به زندگی مطلوب سوق داده و مؤمنین اهل عمل صالح را به پاداشی بزرگ نوید می‌دهد.

سخن را در این مرحله با کلامی از امیر المؤمنین علیه السلام به پایان می بریم:

بر شما باد تمسک به ذیل قرآن. قرآنی که دستاویزی مطمئن، نوری روشن‌گر و درمانی سودمند است … . آنکه براساس آن سخن گوید راستگو و آنکه بر طبق آن رفتار کند پیشرو و پیروزست .[۲۴]

اما راه تمسک به قرآن چیست؟ رمز استفاده از برکات قرآن کدامست؟

پاسخ را در مرحله بعد بیابید!

مرحله چهارم: برنامه حرکت

عنوان بحث: همراهی با قرآن ناطق

هدف بحث: دستیابی به برنامه حرکت برای استفاده از قرآن

الف ) طرح مسئله

آثار درد و بیماری در چهره نورانی پیامبر هویداست. دانه‌های عرق همچون شبنم بر گلبرگ گونه مبارکش غلتیده و از محاسن فرو می‌ریزند. دور تا دور بستر، اصحاب و یاران حضرت نشسته، غمی غریب را تجربه می‌کنند. سکوتی سنگین بر فضا حکم فرماست. به ناگاه صدای ملکوتی رسول مهربانی، همچون نسیمی دل‌انگیز، جان خسته حضار را نوازش می‌دهد‌:

آتونی بدوات و قرطاس اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا‌.

کاغذ و قلمی بیاورید تا برایتان مطلبی بنگارم که پس از آن هیچ گمراه نگردید.

برق شعف، فضای چشم خسته دلدادگان را پر کرده و نور امید در دل‌ها می‌دمد. … یعنی پیامبر چه می‌خواهد بنویسد‌؟ کدام امر مهم است که در این شرایط بحرانی نیازمند تذکر است؟ عجله کنید! امر رسول خدا را امتثال نمایید! بشتابید! وقت تنگ است! رسول خدا منتظرند …‌. اما ناگهان غرشی چون رعد، باغ آرزوی بشریت را خاکستر می‌کند:

ان النبی غلبه الوجع و عندکم کتاب الله، حسبنا کتاب الله . . . ان نبی الله لیهجر.

درد بر پیامبر غلبه کرده، معطل چه هستید؟ کتاب خدا نزد شماست! قرآن ما را بس است! برخیزید! هذیان می‌گوید!

خشمی آمیخته با حیرت، در وجود حضار شعله کشید. همهمه و جدال برپا شد. عده‌ای به مخالفت، عده‌ای به موافقت. در میان هیاهو، نغمه روح نواز نبوی بار دیگر طنین افکند، اما این بار با انبوهی از حزن و اندوه:

قوموا عنی، لا ینبغی عند نبی تنازع.[۲۵]

مرا تنها گذارید. بروید. جدال و همهمه نزد پیامبران روا نیست. بروید.

… و سال‌ها بعدها، آن ظالم بی‌ادب خود گفت:

پیامبر تصمیم داشت به هنگام بیماری‌اش، تصریح به نام او ( علی ابن ابیطالب ) کند، ولی من نگذاشتم.[۲۶]

به نظر شما قصد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه بود؟

آیا می‌تو‌ان گفت: قرآن ما را بس است. ؟

چه باید کرد؟ راه کدام است؟

ب ) پاسخ مسئله

این روزها زیاد می‌شنوید که فلان کشور به ظاهر اسلامی، فلان توافقنامه امنیتی، نظامی و یا اقتصادی مهم را با آمریکا و یا برخی از کشورهای اروپایی امضاء کرد. از سوی دیگر نیز می‌شنوید که در همان کشور، جمعیت میلیونی حفاظ و قاریان قرآن در حال رشد روزافزونند. آری! این روزها تناقض‌هایی از این دست فراوان است. به نظر شما این تناقض‌ها نتیجه و زاییده چیست؟ اشکال کار در کجاست؟ مگر قرآن کتاب خدا نیست؟ مگر تلاوت و حفظ قرآن امری مطلوب نیست؟ پس چرا نتیجه آن در این‌گونه موارد چنین است‌؟

مولای متقیان امیرالمؤمنین علیه السلام سخنی از سخنان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را چنین نقل می‌کنند:

از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: در آخر الزمان مردمی خواهند آمد که … نماز خواندنشان از شما بیشتر و قرائت قرآنشان از شما فزون‌تر است. اما ایمان و اعتقادشان سطحی، پوچ و بی‌محتواست. آنان چون تیری که از کمان می‌جهد‌، از دین خدا خارج می‌شوند. بکشیدشان … .[۲۷]

در حدیث دیگری وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

ربّ تالٍ القرآن و القرآن یلعنه.[۲۸]

چه بسیار قاریان قرآنی که قرآن آنها را لعن می‌کند.

و در جای دیگر می‌فرمایند:

اکثر منافقی امّتی قرّاؤها .[۲۹]

بیشتر منافقین امت من، قاری قرآن نیز هستند!

حال سؤال اساسی این است: سر مطلب چیست؟ پاسخ این سؤال را با استفاده از مثال خرید و راه اندازی یخچال توضیح می‌دهیم:

اگرچه کارخانه سازنده یخچالی که ما خریداری کرده‌ایم، برای راهنمایی خریداران و آشنایی ایشان با محصول خود، دفترچه‌ای را تحت عنوان دفترچه راهنما، همراه با کالا ارائه می‌کند‌، اما پر واضح است که محصولی همچون یخچال دارای پیچیدگی‌ها و جزئیاتیست که تبیین و توضیح همه آنها، آن هم به زبانی که برای همگان قابل فهم باشد غیرممکن است. مراحل ساخت یک یخچال، فناوری به کار رفته در تولید آن، قطعات و اجزاء تشکیل‌دهنده آن شامل: کوچکترین آی‌سی‌ها و ترانزیستورها تا بزرگترین قالب‌ها و آلیاژها، مدارات الکترونیکی موجود در آن، روند فعالیت و به کار افتادن آن، جزئیات فنی نصب آن، رفع نقص و عیب‌یابی آن و ده‌ها مورد دیگر‌، مواردی نیست که تفصیل آن، به نحو قابل استفاده برای همه، در دفترچه‌ای محدود ممکن باشد. به همین منظور کارخانه و سازنده مذکور، به کمک نمایندگی‌های مجاز خود و آنان نیز بر‌اساس کلیات و ضوابط مندرج در دفترچه راهنما، نسبت به راه‌اندازی یخچال خریداری‌شده توسط مشتری اقدام می‌نمایند. همچنین هر مشتری که خودسرانه و بدون مراجعه به نمایندگی‌های مجاز عملی انجام دهد، مسئولیت هرگونه عواقب احتمالی با خود اوست و می‌توان گفت: قطعا دچار مشکل خواهد شد.

با کمی دقت در مثال مذکور، پاسخ سؤال مطرح شده را می‌یابیم:

قرآن، کتابی است نیازمند تفسیر که مفسر آن نمایندگان و اولیاء الهی‌اند‌.

در اینجا آخرین وصیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله به امت خود، معنای بهتری می‌یابد‌:

إِنِّ یتَارِکٌ فِیکُمُ ا‌لثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَبَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَن ْیَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض‏.[۳۰]

همانا من دو شیء گرانبها در میان شما از خود به یادگار می‌نهم: قرآن و اهل بیتم. آگاه باشید که این دو، تا روز قیامت از یکدیگر جدا نخواهند شد.

علت همراهی و تلازم قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام چیزی نیست جز نیاز انسان‌ها در استفاده از قرآن به مفسرینی مطمئن که به نص فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و اله ( منقول در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت )، آن مفسرین ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین هستند. به اعتراف همه دانشمندان اهل سنت، آگاه‌ترین مردم به قرآن و معارف قرآنی و فعال‌ترین ایشان در زمینه نشر فرهنگ قرآن، وجود نازنین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است. به نقل ابن ابی الحدید معتزلی‌:

یکی از برنامه‌های امیرالمؤمنین علیه السلام آن بود که بعد از نماز صبح در مسجد می‌ماند و پس از طلوع خورشید‌، اقشار مختلف مردم گرد او جمع شده و او احکام دین و معارف قرآن را بدان‌ها تعلیم می‌فرمود.[۳۱]

چگونه می‌توان قرآن را جدا از علی علیه السلام خواست و خواند حال آنکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

علی‌ مع‌ القرآن‌ و القرآن‌ مع‌ علی‌ لن‌ یفترقا حتی ‌یردا علی‌ الحوض‌.[۳۲]

علی ملازم قرآن و قرآن ملازم علی است. این از یکدیگر جدا ناشدنی‌اند.

وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در توصیف خویش می‌فرماید:

هذا کتاب‌ الله‌ الصامت‌ و انا کتاب‌ الله‌ الناطق‌.[۳۳]

این قرآن کتاب خاموش خدا و من کتاب گویای اویم.

با چنین اوصافی طبیعی است که اگر فرد یا جامعه‌ای دست از دست حجت الهی و امام بر حق جدا کرده و با شعار حسبنا کتاب الله‌ ‌، راه خود در پیش گیرد‌، عاقبتی جز ضلالت و نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت‌. سازش با ستمگران‌، ظلم در حق مستضعفان، جفا به اسلام و احکام اسلامی، به فراموشی سپردن ارزش‌ها و فرهنگ ناب الهی، ترس و ذلت و زبونی، تکبر و شهوت‌پرستی، تنبلی و خمودگی و خلاصه دوری از حقیقت قرآن و راه نبردن به سر منزل مقصود‌، همه و همه نتیجه اکتفاء دروغین به ثقل اکبر و دوری از ثقل اصغر است‌. به تعبیر دیگر‌، سر استفاده از برکات قرآن و رمز خوشه‌چینی از خرمن بی‌انتهای معارف قرآنی‌، تبعیت و ملازمت با جانشینان بر حق نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله‌، یعنی امیرالمؤمنین و اولاد پاک او علیهم السلام است.

در انتها به نکته مهم دیگری نیز باید اشاره کرد و آن اینکه: اگر‌چه تبعیت از معصومین علیهم السلام شرط اساسی استفاده از قرآن است اما شروط دیگری نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد، از جمله:

انس همیشگی با قرآن، تلاوت دائم و هر روزه قرآن، تدبر و تأمل در معانی آیات قرآن، مطالعات عمیق تفسیری در حوزه مباحث قرآن، ادب و احترام نسبت به قرآن، عمل به دستورات قرآنی و به کارگیری قرآن، حفظ قرآن، تلاش برای نشر معارف قرآن و …[۳۴]

حال پس از شناسایی مسیر حرکت ، پرسشی که مطرح است آنست که: در این مسیر چه خطرهایی در کمین ماست؟

پاسخ را در مرحله بعد جستجو کنید!

مرحله پنجم: نقاط خطر و بحران

عنوان بحث: خطرها در مسیر

هدف بحث: تعیین و تشخیص موقعیت های خطرخیز و بحران­زا

الف ) طرح مسئله

مرحوم علامه آیت الله حسینی طهرانی اعلی الله مقامه الشریف دو قضیه برایمان نقل می‌کنند‌:

در جلسه‌ای که عده‌ای از علماء حاضر بودند، یکی از ایشان که میانه خوبی با عرفان و توحید حقه عرفاء نداشت، به بنده گفت‌: شما می‌گویید: همه چیز از خداست، همه کارها کار خداست. آیا مثلا خارج شدن کودک در وقت تولد از رحم مادر، با آن همه خون و چرک و کثافات هم کار خداست؟! آنجا هم خداست؟! در آن لحظه به ناگاه خداوند بر زبانم جاری نمود و گفتم‌: … والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا[۳۵] … .

به دیدن یکی از علماء رفته بودیم. در خلال صحبت‌ها، ایشان اشاره‌ای به قرآن سر طاقچه کرد و با حالتی افتخارآمیز گفت‌: الأن چندین ماه است که به علت مشاغل علمی فراوان و اشتغال به درس و بحث‌، فرصت قرائت قرآن را نیافته‌ام‌! [۳۶]

نظرتان در مورد این دو قضیه چیست‌؟

آیا رابطه افراد مذکور با قرآن رابطه‌ای صحیح و سالم است و یا رابطه‌ایست آفت‌زده‌؟

چه آفت‌هایی رابطه ما با قرآن را تهدید می‌کند‌؟

ب ) پاسخ مسئله

در هر کار و فعالیتی، موقعیت‌هایی وجود دارد که بی‌توجهی بدان‌ها موجب از بین رفتن تمامی زحمات و نتایح به دست آمده می‌شود: نقاط خطر و بحران. اهمیت دادن به موقعیت‌های مذکور، علی‌الخصوص در ارتباط با مواردی که نقش عمده‌ای را در سرنوشت انسان بر عهده دارند، یقینا شرط عقل است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در باب اهمیت قرآن و قاریان قرآن می‌فرمایند:

صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَحَ اصَلَحَتْ أُمَّتِی وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی الْأُمَرَاءُ وَ الْقُرَّاء.[۳۷]

صلاح و فساد امت من به صلاح و فساد دو گروه وابسته است: مسئولان و قاریان قرآن.

اگر قرآن سخن خدا و برنامه زندگی بوده و سعادت انسان جز در سایه قرآن و عمل به آموزه‌های قرآنی تأمین نخواهد شد، بنابراین عدم توجه به نقاط خطر مرتبط با آن، خسارات غیر قابل جبرانی به همراه خواهد داشت. در این مرحله، به برخی از آفات این وادی اشاره خواهیم کرد:

توجه صرف به خواندن قرآن و یا اموری همچون صوت و لحن و تجوید؛

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

در ارتباط با قرآن، تلاوت و خواندن اصل نیست. بلکه هدایت‌پذیری مهم است.[۳۸]

عدم تدبر در آیات قرآن؛

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند:

قرائت قرآنی که همراه با تدبر نباشد، هیچ سود و فایده‌ای ندارد.[۳۹]

قرائت قرآن به لحن اهل فسق و یا همراه با غنا و موسیقی؛

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند‌:

قرآن را به لحن عربی بخوانید. مبادا در خواندن قرآن از الحان اهل فسق و یا مسیحیان و یهودیان استفاده کنید! همانا پس از من مردمانی خواهند آمد که قرآن را با غنای محرم تلاوت می‌کنند ….[۴۰]

یادگیری قرآن برای امور دنیوی؛

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

هر آن کسی که قرآن را برای دنیا و کسب زینت‌های دنیایی بیاموزد، خداوند بهشت خود را بر او حرام کند.[۴۱]

کسب درآمد از راه قرآن؛

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

کسی که قرآن را به جهت کسب مال و درآمدزایی بخواند، روز قیامت با جمجمه‌ای بدون گوشت محشور خواهد شد.[۴۲]

تفسیر به رأی و تحمیل برداشت‌های شخصی بر قرآن‌؛

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند‌:

کسی که بدون تخصص و بر‌اساس نظرات بی‌پایه شخصی در مورد مباحث قرآنی اظهار‌نظر کند‌، در روز قیامت جایگاهی از آتش خواهد داشت‌.[۴۳]

متأسفانه در دوران معاصر، افرادی به اصطلاح متجدد و روشنفکر و یا گروه‌های منحرف از جهت عقیده، بدون داشتن صلاحیت علمی در امر تفسیر، برداشت‌های شخصی و بی‌ربط خود را به‌عنوان نظر قرآن ارائه می‌دهند. به نمونه‌های زیر توجه کنید‌:

در داستان یوسف‌، گرگ به معنای ضد انقلاب است که حضرت ‌یعقوب‌، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی آنها فرستاده است‌![۴۴]

کَالَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَـنُ مِنَ الْمَسِّ[۴۵]را تمثیل بیماری صَرْع و دیگر اختلال‌های روانی دانسته‌اند. چون عرب این‌گونه بیماری‌ها را اثر مسّ جنّ (دیوزدگی) می‌پنداشتند و در زبان فارسی هم این‌گونه بیمار را دیوانه (گرفتار دیو) می‌نامند. بعضی از مفسّران جدید گفته‌اند: شاید مسّ شیطان اشاره به میکربی باشد که در مراکز عصبی نفوذ مییابد و شاید نظر به همان منشأ وسوسه و انگیزنده اوهام و تمنّیات باشد.[۴۶]

آنچه در این میان مهم است، استفاده از منابع اصیل و رجوع به کتب مفسرین عالی مقام جهان تشیع است.[۴۷] امری که انسان را از خطر آفت مذکور در امان ‌دارد.

عدم انس با معارف قرآن، بیگانگی با آموزه‌های قرآنی و به فراموشی سپردن قرآن‌؛

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند :

آیا می‌دانید فقیه حقیقی کیست‌؟ کسی است که قرآن را به واسطه توجه به غیر آن مورد غفلت قرار ندهد‌.[۴۸]

قرائت روزی حداقل ۵۰ آیه‌، از اهم دستورات دینی و جزء سفارشات همیشگی اولیاء الهی و علماء ربانی است و چه زشت و ناپسند است که فردی در لباس دین‌، از قرائت قرآن – چه رسد به تعمق در معارف قرآنی – غافل بوده و به این غفلت فخر کند. در نتیجه چنین رویکرد نادرست و خطرناکی است که بسیاری از حقایق دینی‌، از جمله بحث توحید، لقاء الله، معاد و دیگر مسائل فلسفی و عرفانی، مورد تردید و بعضا انکار و عناد واقع شده و سال‌ها به حاشیه رانده می‌شود؛ آن هم از سوی افرادی که داعیه‌دار علم دین و معارف دینی‌اند. بشنوید:

منظور و مقصود از حوزه علمیّه، درس علمی و عملی قرآن کریم است. فهمیدن قرآن و عمل کردن به آنست.[۴۹]

از میان بردن قرآن، سوزاندن و غرق ساختن آن نیست. انگلیسی‌ها هم چنین کاری نکردند.

به عُزلت در آوردن به واسطه عدم تدریس و تدرّس و عدم تلاوت و عدم رجوع به تفسیر و عدم عمل به احکام آن است

و در این کار موفّق شدند و قرآن را از صحنه عمل برداشتند.[۵۰]

به آن امید که ارتباط ما با قرآن خالی از هر نوع نقص و آفتی باشد.

اما پس از شناسایی نقطه شروع، نقطه مرکزی، برنامه حرکت و خطرها، یک سؤال دیگر باقی است: نقطه مقصد و سرانجام طی این راه چیست؟

پاسخ این سؤال را در آخرین مرحله بیابید!

مرحله ششم: نقطه مقصد

عنوان بحث: زندگی جاوید

هدف بحث: بررسی کارکرد و اثر قرآن در زندگی

الف) طرح مسئله

شاید بتوان گفت تصور آنکه تو باشی و حتی یک انسان زنده روی زمین نباشد، غیر ممکن است. نه آنکه عقل دست و پای تخیلت را ببند؛ نه! بلکه وحشت و غربت بی‌انتهای ناشی از این تصور، مانع تو و خیال توست. فکرش را بکن! جای جای کره خاکی را می‌گردی، وجب به وجب همه‌ جا را می‌جویی‌، اما اثری از فرزند آدم نیست! خدایا! چه کنم؟ آخر این چه حالتیست؟ تنهایی مطلق و دیگر هیچ! نه یاری، نه مونسی، نه مادری، نه همسری، نه فرزندی، نه خویشاوندی، نه هم نوعی … هیچ، هیچ، هیچ. تو مانده‌ای و غربتی به وسعت زمین‌… .

اما ندای ملکوتی امام زین العابدین علیه السلام، از ورای زمان‌ها و مکان‌ها، به گوش می رسد که:

لَوْ مَاتَ مَنْ بَیْنَ ا‌لْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَش ْتُبَعْدَ أَنْ یَکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی‏.[۵۱]

اگر تمامی انسان‌ها مرده و سکوت هول‌انگیز مرگ بر زمین سایه افکند، از آنجایی که قرآن با من است، هیچ هول و هراس و واهمه‌ای نخواهم داشت.

از حافظ رحمه الله علیه نیز شنیده‌ای که:

حافظا ! در کنج فقر و خلوت شب‌های تار

تا بُوَد وردت دعا و درس قرآن غم مخور!

با توجه به این موارد، به نظر شما اثر قرآن در زندگی چیست؟

ورود حقیقی قرآن به دایره زندگی انسان، چه نتیجه‌ای به همراه دارد؟

اصلی‌ترین کارکرد قرآن کدامست‌؟

ب) پاسخ مسئله

از انس انسان‌ها با قرآن و عشق‌بازیشان با عروس وحی و همچنین تأثیر شگرف قرآن در زندگی‌ها و تحولات اساسی حاصل از استماع آیات الهی‌، قطعا داستان‌ها و قضایای فراوانی شنیده‌اید. داستان فضیل بن عیاض یکی از آنهاست. همان راهزن معروفی که شنیدن نامش، لرزه بر اندام رهگذران انداخته و آوازه جرم و جنایتش فراگیر بود؛ اما شنیدن ندای أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ[۵۲] تار و پود دلش را به باد داده، شعله بر قلبش افکند؛ به‌گونه‌ای که در زمره عابدان و عارفان عصر خویش درآمد. حال سؤال این است که: گنج نهفته در ارتباط با قرآن چیست؟ سر تأثیر کیمیاگونه قرآن در قلب‌ها، فکر‌ها و زندگی‌ها کدامست؟ در پاسخ باید گفت‌: قرآن، رمز حیات جاویدانست.

اولا، قرآن خود موجودیست زنده؛ زنده تا ابد:

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند‌:

همانا قرآن موجودیست زنده که هرگز نمی‌میرد. حیات قرآن مادامی که شب و روز و ماه و خورشید پا برجا باشند‌، در جریان است.[۵۳]

ثانیا، قرآن علاوه بر آنکه خود زنده است، به همراه و ملازم خود نیز حیات می‌بخشد:

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

فرزندم! مبادا از قرائت قرآن غافل شوی‌؛ چرا که قرآن مایه حیات قلب است.[۵۴]

ثالثا، ملازم با قرآن، نه تنها خود زنده می‌شود، بلکه حیات و برکت سایر موجودات نیز مرهون اوست:

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند :

گروهی از قاریان، مرهم قرآن را بر زخم جان خویش نهاده، شبانه روز با قرآن محشورند. در مسجد و میان بستر هماره با قرآنند. آری, به برکت وجود اینان، خداوند بلا را دور، دشمنان را مغلوب و باران را نازل می‌سازد. اما قسم به خدا که این گروه در میان قاریان، نایاب‌تر از کبریت احمرند.[۵۵]

در پرتو انوار قرآن، زندگی معنا یافته، برکات مادی و معنوی، هستی انسان را در بر می‌گیرد:

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

همانا ‌خانه‌ای که قرآن در آن قرائت می‌شود، محل حضور ملائکه بوده و شیاطین از آن دور می‌شوند. چنین خانه‌ای برای اهلش وسیع، خیر و برکتش فراوان و شر و بدیا‌ش اندکست.[۵۶]اگر در پی تجربه زندگی سعادتمندان، مرگ شهیدان، نجات قیامت، خنکای سایه­سار در ظل آفتاب حشر و راه‌‌‌یابی به مقصد در هیاهوی گمراهی هستید در محضر قرآن زانو زده، درس وحی بیاموزید. آری، قرآن سخن رحمان، پناه از شیطان و باعث سنگینی میزانست .[۵۷]

آری؛ قرآن یعنی دعوت خدا به زندگی. قرآن یعنی پیام پیامبر رحمت برای حیات؛

و ای مؤمنان! ای اهل باور! اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ.[۵۸]دعوت خدا و رسول خدا به حیات جاویدان را اجابت کنید!

 

پی نوشت ها:

[۱] به نقل از: مجله پرسمان، شماره ۳، آذر ۱۳۸۱ .

[۲]مجله حضور، شماره ۳، به نقل از: فاطمه طباطبایی.

[۳]سوره مبارکه انعام، آیه کریمه ۱۰۳

[۴]أَوْهَامُ الْقُلُوب ِأَدَقُّ مِنْ أَبْصَارِ الْعُیُونِ أَنْ تَقَدْ تُدْرِک بِوَهْمِ کَالسِّنْدَ وَالْهِنْدَ وَ الْبُلْدَانَ الَّتِی لَمْ تَدْخُلْهَا وَ لَمْ تُدْرِکْهَا بِبَصَرِکَ فَأَوْهَامُ الْقُلُوبِ لَا تُدْرِکُهُ فَکَیْفَ أَبْصَارُالْعُیُونِ. (بحارالانوار، ج۴، ص ۳۹)

[۵]سوره مبارکه احزاب، آیه کریمه ۲۱

[۶]سوره مبارکه حشر، آیه کریمه ۷

[۷]آنچه در این مقام نیاز به تذکر دارد آنست که: اگرچه به‌طور کلی و به نحو اجمال، به درستی و حقانیت کلام خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله علم داریم، اما در فضای کنونی و با توجه به شرایط موجود، تلاش برای اثبات برتری نظر دین در تمامی عرصه­ها وظیفه‌ایست قطعی و یقینی. وظیفه‌ای که انجام آن نیازمند شناخت و شناساندن هرچه بهتر و بیشتر دین خداست.

[۸]إِنَّ اللَّهَ لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض َدَعَاهُ نَّفَأَجَبْنَهُ فَعَرَضَ عَلَیْهِ نَّنُبُوَّتِی وَ وَلَایَهَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السّلام فَقَبِلَتَ اهُمَا ثُمَّ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ فَوَّضَ إِلَیْنَا أَمْرَ الدِّینِ فَالسَّعِیدُ مَنْ سَعِدَبِنَا وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ بِنَا نَحْنُ الْمُحِلُّونَ لِحَلَالِهِ وَ الْمُحَرِّمُونَ لِحَرَامِه. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۳)

[۹]از آخرین نظریات دکتر سروش، مطرح شده در گفت و گو با مجله ZemZem.

[۱۰]سوره مبارکه نجم، آیات ۳ الی ۵

[۱۱]سوره مبارکه حاقه، آیه کریمه ۴۱

[۱۲]سوره مبارکه حاقه، آیات ۴۴ الی ۴۶

[۱۳]سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ: أَتَانِی جَبْرَئِیلُ فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ! سَیَکُونُ فِی أُمَّتِ کَفِتْنَهٌ. قُلْتُ: فَمَاالْمَخْرَجُ مِنْهَا‌؟ فَقَالَ: کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ بَیَانُ مَا قَبْلَکُمْ مِنْ خَیْرٍ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَ‌کُمْ َ حُکْمُ مَا بَیْنَکُم‏. (بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۲۴)

[۱۴]سوره مبارکه انعام، آیه کریمه ۵۹

[۱۵]سوره مبارکه بقره، آیه کریمه ۲

[۱۶]سوره مبارکه آل عمران، آیه کریمه ۷

[۱۷]سوره مبارکه واقعه، آیه کریمه ۷۹

[۱۸]سوره مبارکه قلم، آیه کریمه ۵۲

[۱۹]سوره مبارکه انعام، آیه کریمه ۱۹

[۲۰]إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ و َتَعَالَى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِید. (بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۸۰)

[۲۱]سوره مبارکه حجر، آیه کریمه ۹

[۲۲]بحارالانوار، ج ۷۴ ، ص ۱۳۷

[۲۳]سوره مبارکه اسراء، آیه کریمه ۹

[۲۴]عَلَیْکُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ ا‌لْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفَاءُ النَّافِع… مَنْ قَالَ بِهِ صَدَقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَق‏. (بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۲۳)

[۲۵]صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۲

[۲۶]شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۳، ص ۹۷

[۲۷]سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ: یَخْرُجُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ… صَلَاتُهُمْأَ کْثَرُ مِنْ صَلَاتِکُمْ وَ قِرَاءَتُهُمُأَ کْثَرُ مِن ْقِرَاءَتِکُمْ لَا‌یُ جَاوِزُ إِیمَانُهُمْ تَرَاقِیَهُمْ أَوْ قَالَ حَنَاجِرَهُمْ یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِکَمَ ایَ مْرُ قُال سَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّهِ فَاقْتُلُوهُمْ…. (بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۳۴۰)

[۲۸]بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۸۴

[۲۹]بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۱۸۱

[۳۰]بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۳۳

[۳۱]کَان َعَلِیٌّ علیه السلام إِذَا صَلَّى الْفَجْرَ لَمْ یَزَلْ مُعَقِّباً إِلَى أَن ْتَطْلُعَ الشَّمْسُ فَإِذَا طَلَعَتْ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاکِینُ وَ غَیْرُهُمْ مِنَ النَّاسِ فَیُعَلِّمُهُمُ الْفِقْهَ وَ الْقُرْآن‏. (شرح‌ نهج البلاغه ابن‌ ابی‌ الحدید، ج‌ ۴، ص‌ ۱۰)

[۳۲]المستدرک‌ علی‌ الصحیحین‌، ج‌ ۳، ص۱۲

[۳۳]وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۲۰

[۳۴]مراجعه شود به میزان الحکمه، عنوان القرآن.

[۳۵]سوره مبارکه نحل، آیه کریمه ۷۸

[۳۶]خاطرات شفاهی علامه، به نقل از اطرافیان.

[۳۷]بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۳۴۰

[۳۸]لیس القرآن بالتلاوه … و لکن القرآن بالهدایه … . (کنزالعمال، حدیث ۲۴۶۲)

[۳۹]… أَلَا لَا خَیْرَ فِی قِرَاءَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّر …. (بحارالانوار، ج ۲ ، ص ۴۹)

[۴۰]اقْرَءُوا الْقُرْآنَ بِلُحُونِ الْعَرَب ِوَ أَصْوَاتِهِمْ وَ إِیَّاکُمْ وَ لُحُونَ أَهْلِ الْفِسْقِ وَ أَهْلِ الْکِتَابَ یْنِوَسَیَجِی‏ءُ قَوْمٌ مِنْ بَعْدِی یُرَجِّعُونَ بِالْقُرْآن ِتَرْجِیعَ الْغِنَا … . (بحارالانوار، ج ۸۹ ، ص ۱۹۰)

[۴۱]مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ لِلدُّنْیَا وَ زِیْنَتَهَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّه. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۰۲)

[۴۲]من قرأ القرآن یتأکّل به الناس جاء یوم القیامه و وجهه عظم لیس علیه لحم. (کنزالعمال، حدیث ۲۸۴۳)

[۴۳]من قال فی القرآن بغیر علم فلیتبوّأ مقعده من النار. (کنزالعمال، حدیث ۲۹۵۸)

[۴۴]بخشی از کتاب تفسیری گروهک تروریستی فرقان.

[۴۵]مضمون آیه کریمه ۲۷۵ از سوره مبارکه بقره

[۴۶]پرتوی از قرآن مرحوم طالقانی، ج ۲، ص ۲۵۴

[۴۷]کتبی همچون تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه، تفسیر تسنیم تألیف حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله و همچنین تفسیر نمونه تألیف حضرت آیت الله مکارم شیرازی.

[۴۸]ألَا أُخْبِرُ‌کُمْ بِالْفَقِیهِ حَقّا؟ … من … لَمْ یَتْرُکِ الْقُرْآنَ رَغْبَهً عَنْهُ إِلَى غَیْرِه‏ …‌. (بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۲۱۰)

[۴۹]نگرشی بر مقاله قبض و بسط تئوریک شریعت، تألیف مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه، ص ۱۲۰

[۵۰]همان، ص ۱۲۶

[۵۱]بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۷

[۵۲]سوره مبارکه حدید، آیه کریمه ۱۶

[۵۳]إِنَّ الْقُرْآنَ حَیٌّ لَمْ یَمُتْ وَ إِنَّهُ یَجْرِی کَمَا یَجْرِی اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ کَمَا یَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَر …. (بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۴۰۴)

[۵۴]یا بنی! لا تغفل عن قرائه القرآن فإنّ القرآن یحیی القلب. (کنزالعمال، حدیث ۴۰۳۲)

[۵۵]… رَجُل ٌقَرَأَ الْقُرْآن َوَ وَضَعَ دَوَاءَ الْقُرْآن ِعَلَى دَائِهِ وَ أَسْهَرَبِهِ لَیْلَهُ وَأَظْمَأَبِهِ نَهَارَهُ وَ أَقَامَ بِهِ فِی مَسَاجِدِ‌هِ وَ تَجَافَى‌بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِکَ یَدْفَعُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلَاءَ وَ بِأُولَئِکَ یُدِیلُ اللَّهُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِکَ یُنَزِّلُ اللَّهُ الْغَیْثَ مِنَ السَّمَاءِ فَوَاللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِی قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَر. (بحارالانوار، ج ۸۹ ، ص ۱۷۸)

[۵۶]إنّ البیت اذا قُرء فیه القرآن حضرته الملائکه و تنکّبته الشیاطین و اتّسع بأهله و کثر خیره و قلّ شرّه …. (جامع الاخبار و الآثار، ج ۱، ص ۳۲۰)

[۵۷]إِنْ أَرَدْتُمْ عَیْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاهَ یَوْمَ الْحَسْرَهِ وَ الظَّلَل َیَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى یَوْمَ الضَّلَالَهِ فَادْرُسُوا الْقُرْآن َفَإِنَّهُ کَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِی الْمِیزَان‏. (بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۱۹)

[۵۸]سوره مبارکه انفال، آیه کریمه ۲۴

پاسخ دهید: