976 بازدید
آیتالله خامنهای:
ـ … هر طلبهاى براى آینده زندگى علمى و فكرى خودش برنامهریزى كند؛ بىهدف در حوزه نماند. مدتى تحصیلات هست؛ دارد كفایه مىخواند، مىخواهد درس خارج برود، درس خارج مىرود، مىخواهد مجتهد بشود، خیلى خوب، بعد براى آینده باید برنامهریزى كند. هركسى ذوقى دارد، هركسى توانى دارد، هركسى ممكن است موقعیت خاصّى در اختیارش قرار بگیرد؛ اینها را از پیش برنامهریزى كند و خودش را آماده نماید. اینچنین نباشد كه ده سال، پانزده سال، بیست سال بگذرد و همینطور بىهدف در حوزه باشند و پاى این درس و آن درس بنشینند و فسیل بشوند؛ نه فایده اى براى مردم، و نه فایدهاى براى خودشان داشته باشند.[1]
ـ …كسى مثل مرحوم علّامه طباطبایى رضواناللهتعالىعلیه در حوزه علمیه قم پیدا شد؛ ایشان هم فقیه بود و هم اصولى؛ هم مىتوانست درس خارج فقه مفصّلى بدهد؛ هم مىتوانست درس خارج اصول مفصّلى ترتیب دهد و فضلا را جمع كند؛ اما او به كارى پرداخت كه آن روز آن را لازم مىدانست. بعد هم حوادث و وقایع شهادت داد بر اینکه اینها لازم است…[2]
– … شما آقایان! چرا پایاننامه نمىنویسید؟… الآن اگر همین آقایان طلّاب ما بعد از آنكه پنج سال، شش سال، ده سال درس خارج رفتند، یك استاد راهنما بگیرند و یك موضوع فقهى به آنها بدهند و بگویند كار كنید، ببینید از همین طریق چقدر موضوع حلّ خواهد شد…[3]
«اینطور نباشد که یک طلبه ده سال، پانزده سال، بیست سال در حوزه بیهدف پای این درس و آن درس بگردد و فسیل بشود و آخر هم نه فایدهای برای مردم و نه فایدهای برای خود داشته باشد.»
«تحقیق گروهی مطمئنتر از تحقیق فردی است. در آن، اختلاف کمتر و پیشرفتها بیشتر میشود. این روشها را باید در حوزه به کار بگیریم؛ روش تحقیقِ فردی، ما همیشه در حوزه داشتهایم و هنوز هم به نظر من روشهای تحقیق، فردی است؛ همین جلسه درس که شما ملاحظه میکنید، یک کار فردی است؛ درست است که صد نفر، هزار نفر پای درس نشستهاند، اما هر یک از آنها جداگانه با استاد روبهرو و مخاطب است، بعد از جلسه هم میرود مشغول مطالعه خودش میشود.»
آیت الله محمّد مهدی آصفی:
… این شیوه درس گفتن، عملاً فرقی با درس گفتن سطح ندارد، مگر آنکه استاد در درس خارج تحقیقات بیشتری را بر شاگردان خود ارائه می دارد. وگرنه جمعیت انبوه درسهای خارج، فرصتی برای تبادل نظر میان استاد و شاگرد نمی دهد و درنتیجه در درس خارج، یک همکاری مشترک میان استاد و شاگرد نیست که استاد بر آن نظارت داشته باشد، بلکه یک نحو إلقای یک طرفی است که نقش زیادی در تحریک فکر شاگرد ندارد…[4]
آیتالله سیدرضا بهاءالدینی:
«از خصوصیات امام خمینی (ره) این بود که با شاگردان جلسه میگرفت و مسئله شاگرد و استاد در برنامه امام (ره) منها بود [مطرح نبود]. گاهی ریاست جلسه با یکی از شاگردان خودش بود. میخواهم بگویم بزرگی روح امام (ره) تا این حد بود.»
حضرت آیتالله معرفت:
«یک دوره خارج فقه خواندن، بیش از صد سال وقت میبرد، آن هم با این شیوههای مرسوم درس خارج؛ لذا بنده معتقدم شیوه تدریس خارج باید تغییر کند؛ این که یک فقیه عالیقدر و عالی رتبه، تک تک مسائل را خودش بررسی میکند، بعد به طلبه گزارش میدهد، تدریس نیست؛ به عقیده من، درس خارج باید تعلیم چگونگی استنباط باشد و بعد چند فرع هم به عنوان نمونه آورده شود. روش مطلوب، سبکی است که در دانشگاههای بزرگ دنیا جریان دارد؛ یک استاد، چند دانشجوی معدود را در اختیار میگیرد، طرح میدهد؛ راهنمایی میکند؛ منابع را ارائه میدهد و محصل تحقیق میکند و نتیجه تحقیق را به استاد ارائه میدهد.»
آیتالله توسلی:
«[امام خمینی] به شاگردان مجال میداد، تا نظر خود را بیان کنند. اگر روزی در سر درس کسی اشکال نمیکرد، ایشان با حالت اعتراض میفرمود: «مگر اینجا مجلس ختم است که ساکت نشستهاید»؛ درس ایشان به راستی مجتهدپرور بود و طوری بود که بعضی میگفتند: انسان ناخودآگاه در درس ایشان احساس میکند اهل نظر شده است.»
آیتالله محمدتقی جعفری:
«از جمله خصوصیات خوبی که در شیوه تدریس مرحوم شیخ محمدکاظم شیرازی دیده میشد، این بود که به طلبه میدان میدادند تا بحث کند. دامنه بحث را باز گذاشته بود و اجازه نقد و انتقاد و اشکال را میداد. هیچگاه کسی را نمیکوبید. فراموش نمیکنم روزی در درسِ ایشان، یکی از طلاب که تازه آمده بود، اشکال کرد و اشکال وارد نبود، خوب طلبه تازه واردی بود. یکی از طلاب با سابقه گفت: آقا، بیربط صحبت نکن! آقا شیخ کاظم (ره) ناراحت شد و گفت: آقا مگر شما از وقتی که شروع به صحبت و اشکال کردید، همه باربط بود؟! صبر کن این طلبه هم تدریجاً به با ربطش میرسد.»
پی نوشت ها:
[1]. بیانات در آغاز درس خارج 31/6/1370 ه. ش
[2]. بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان 15/4/1383 ه. ش
[3]. بیانات در جمع علما، مدرّسان، و فضلای حوزه علمیه قم ،30/11/1370 ه. ش
[4]. نظام آموزش حوزه از نگاه عالمان، نشر دانش حوزه، ص 42
