شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » ش 35 و 36 / صفحه اصلی / بخش اول » حجت الاسلام محمد حاج ابوالقاسم | ضرورت فقه معاصر

بحث فقه معاصر از بحث‌­های مورد نیاز حوزه است و به نظر من از اصلی‌­ترین نیاز‌­های حوزه امروز به شمار می‌­رود. ما اگر به مسئله فقه به عنوان یک روش برای استنباط احکام شرعی و تکالیف نگاه کنیم، با عنایت به شرایط مختلف زندگی و تحولاتی که در زندگی فردی و اجتماعی بشر رخ داده، پی می‌­بریم که مسئله فقه در دوره معاصر از ضرورت بسیار بالایی برخوردار است چرا که فقه بیان‌­کننده احکام و دستوراتی است که خدای متعال از مکلفین می‌­خواهد و ما یا باید بگوییم که در دوره مدرن، خدای متعال هیچ تکلیفی متفاوت با تکالیف دوره‌­های سنتی از ما نمی‌­خواهد و این معنایش این است که خدای متعال، دوره مدرن و دوره زندگی امروز بشر را به خودش واگذار کرده و ده ها و صدها و هزاران مسئله که در سعادت و شقاوت انسان به مراتب مهم‌­تر از برخی از مسائل مطرح شده در صدر اسلام است را بی‌­پاسخ گذاشته و یا پاسخ اینها را به عقل بشری واگذار کرده که این خلاف ضرورت فقهی و خلاف ضرورت کلامی و خلاف ضرورت اعتقادی ما است. خدایی که گاهی برای مسائل جزیی مانند دفعات غَسل برای تطهیر بول و یا مثلاً فرض بفرمایید میزان گام‌­ها برای تطهیر کف پا، روایات متعددی را بیان کرده چطور می‌­تواند در مورد مسائل کلان امروز مثل مسائل اقتصادی و مسائل سیاسی هیچ اظهار نظری نکرده باشد و بشریت را به حال خودش رها کرده باشد و اگر بگوییم نه، در این حوزه‌­ها ورود دارد و حتما در این حوزه‌­ها، اسلام عزیز راهکارهایی دارد، طبیعتاً پیدا کردن این راهکار‌­ها را باید به عهده علمی به نام علم فقه بگذاریم و الا این توقع که علم دیگری بخواهد راهکارهای بندگی را در دوره مدرن، در همه ساحت‌­های فردی و اجتماعی تشخیص بدهد و تبیین بکند توقع نابجایی است. نه تنها توقع نابجایی است، بلکه خوف انحراف و دور شدن از مقاصد شریعت و مطلوب شارع هم وجود دارد و لذا ما حتما باید در دوره کنونی که زندگی بشر پیشرفت کرده و ساختار‌­ها متفاوت شده و مصالح و مفاسد در شکل‌­های کلان رخ نموده، به روش فقهی برای پیدا کردن خط مشی زندگی امروز بشر و باید‌­ها و نباید‌­های حاکم بر زندگی بشر بپردازیم و لذا می‌­توان گفت که اهمیت فقه معاصر به اهمیت بندگی خدا در دوره معاصر بر می‌­گردد. اگر ما معتقدیم در دوره معاصر یعنی در دوره پسا‌­مدرن یا پست‌­مدرن، دیگر بندگی خدا مصداقی ندارد و یا بندگی خدا صرفا در مسائل و موضوعات جزیی و فروعات هزار و چهارصد سال قبل مصداق پیدا می‌­کند، دیگر نیازی به فقه معاصر نداریم اما اگر معتقدیم که بندگی خداوند متعال در تمام عرصه‌­های کلان اجتماعی امروز هم می‌­تواند مصداق پیدا بکند، آن وقت لازم می‌­شود که ما برای تبیین این چگونگی، حتما به فقه متناسب با نیازهای امروز بشر بپردازیم.

ما حتما باید در دوره کنونی که زندگی بشر پیشرفت کرده و ساختار‌­ها متفاوت شده و مصالح و مفاسد در شکل‌­های کلان رخ نموده، به روش فقهی برای پیدا کردن خط مشی زندگی امروز بشر و باید‌­ها و نباید‌­های حاکم بر زندگی بشر بپردازیم و لذا می‌­توان گفت که اهمیت فقه معاصر به اهمیت بندگی خدا در دوره معاصر بر می‌­گردد.

ارزیابی وضعیت موجود و ترسیم وضعیت مطلوب فقه:

من تصور می‌­کنم که وضعیت مطلوب فقه، وضعیتی است که ما در آن وضعیت به تمامی سوالات مطروحه در حوزه‌­های فردی و اجتماعی زندگی بشر، پاسخ‌­های قانع‌­کننده‌­ای مبتنی بر تعالیم وحیانی ارائه بکند. این مطلب البته متوقف بر آن است که اقدامات فراوانی انجام بشود اما این نکته را باید عرض بکنم که وضعیت مطلوب ما متوقف است بر اینکه حجم پرداختن ما به مسائل، متناسب با حجم اهمیت مسائل باشد یعنی علاوه بر اصل پرداختن به مسائل امروزی زندگی بشر، ظرفیت مصروف‌­شده در فقه برای مسائل امروز بشر هم متناسب با اهمیت حوزه‌­های مبتلابه زندگی بشر باشد. ما گاهی می‌­بینیم در وضعیت موجود، به برخی از مسائل فقهی پیش پا افتاده فردی آن‌­چنان اهتمام ورزیده می‌­شود که یک دهم و یک صدم این اهتمام، نسبت به مسائل فقهی کلان-که گاهی هزاران برابر آن مسائل فقهی خرد در سعادت و شقاوت انسان‌­ها موثر است- اهتمامی داده نمی‌­شود. بنابراین وضعیت مطلوب فقه این است که اولا: به همه نیازهای امروز بشر در حوزه‌­های مختلف پاسخ داده بشود و ثانیا: حجم ظرفیت مصروف‌­شده در حوزه‌­های فقهی متناسب با حجم اهمیت مسائل مبتلابه امروز بشر باشد.

 

وضعیت مطلوب فقه این است که اولا: به همه نیازهای امروز بشر در حوزه‌­های مختلف پاسخ داده بشود و ثانیا: حجم ظرفیت مصروف‌­شده در حوزه‌­های فقهی متناسب با حجم اهمیت مسائل مبتلابه امروز بشر باشد.

 

با این عنایت و با توجه به این دو نکته اگر وضعیت موجود را بررسی بکنیم، باید با کمال تاسف بگوییم که خیلی فاصله داریم با آنچه که باید باشیم. اولاً: بسیاری از مسائلی که امروز نیاز جامعه هست، به آن پرداخته نمی‌­شود، در حوزه‌­های تعلیم و تربیت، فرهنگ، رسانه و ارتباطات، در حوزه سیاست داخلی و خارجی، مسائل کلانی است که مورد نیاز ما است؛ اما در حوزه‌­های فقهی و درکرسی‌­های نظریه‌­پردازی موجود حوزه‌­های علمیه، به این مسائل اصلا توجهی نمی‌­شود و اگر هم توجه می‌­شود حجم توجه اصلا متناسب با توقع و انتظاری که شکل گرفته نیست.

جمله‌­ای را از حضرت آیت الله سیستانی نقل می‌­کنند که اگر هم این جمله از ایشان نباشد ولی به نظر من جمله بسیار دقیقی است، سوال کردند از برخی از فضلایی که به زیارتشان رفته بودند که درس‌­هایی که در حوزه های قم مطرح است چه درس‌­هایی است؟ فهرستی از درس‌­هایی که موجود هست را خدماتشان گفته بودند و ایشان با کمال تعجب فرموده بودند ما تصور می‌­کردیم حوزه علمیه قم مسائل خودش را از وزارت‌­خانه‌­ها می‌­گیرد و درس‌­های خارج برای حل مسائل وزارت‌­خانه‌­های مستقر در نظام اسلامی تلاش می‌­کند. این نشان می‌­دهد که هم مسائلی که به آنها می‌­پردازیم و هم حجم پرداختن ما به این مسائل، با وضعیت مطلوب فاصله بسیاری دارد و البته اگر تلاشی اتفاق بیفتد از طرف مدیران حوزه، من فکر می‌­کنم با توجه به ظرفیت بسیار بالایی که در بدنه حوزه در این مسئله است، علاقه‌­مندی که در بدنه طلاب برای این مسئله هست و ظرفیت فراوانی که پشت درهای حوزه مترصد هستند که ببینند حوزه‌­ها به چه سمتی حرکت می‌­کنند و اگر ببینند حوزه‌­ها به سمت پاسخ‌­گویی به نیازهای نظام حرکت می‌­کنند، حتما به حوزه خواهند آمد. آینده این مسیر آینده روشنی خواهد بود، فقط باید مجموعه فعالان این عرصه دست به دست هم بدهند که انشاءالله شاهد اتفاقات خوبی در آینده حوزه‌­ها باشیم.

موانع و چالش‌­های پیش روی فقه معاصر:

فقه معاصر برای اینکه شکل بگیرد اقتضائاتی دارد و ما در هر یک از این اقتضائات وقتی که ورود می‌­کنیم به موانع متعددی برمی‌­خوریم، یکی از آن اقتضائات کرسی‌­های درس فقه معاصر است، کرسی‌­های درس فقه معاصر با موانع متعددی روبرو است که من به بعضی از آن‌­ها اشاره می‌­کنم:

  1. فقدان سرفصل‌­های مشخص و مدون؛ به گونه‌­ای که استاد بداند در یک بازه زمانی مشخص – اعم از یک ترم یا یک سال درسی- باید به چه مسائلی بپردازد و این مسائل به صورت منسجم دور هم قرار گرفته باشد.
  2. فقدان منابع؛ مسائل هم که مشخص باشد منابعی که بشود برای پاسخگویی به این مسائل به آن منابع مراجعه کرد وجود ندارد و ما ساختار علمی امروز حوزه را می‌­بینیم مناسب با فقه فردی تنظیم شده، هم نظام مسائلش و هم منابعی که کنار این نظام مسائل وجود دارد.
  3. پیچیده بودن موضوعات مورد توجه در فقه معاصر؛ که این می‌­طلبد یک کار موضوع‌­شناسی مفصلی توسط کسانی که می‌­خواهند به این عرصه وارد بشوند انجام بشود و موضوع‌­شناسی هم مستلزم ارتباط نزدیک با میدان عمل دارد که بشود بر اساس واقعیت‌­های موجود در نظامات اجتماعی، استاد یا فقیه مربوطه اظهار‌­نظر بکند.
  4. مشکل دیگر مشکل نظام درسی حوزه‌­هاست، در این عرصه‌­ها با توجه به اینکه عرصه‌­های جدیدی است این توقع که در یک هفته، پنج جلسه استاد بیاید مطلب ارائه بکند و در طول سال، صد و چهل جلسه، صد و پنجاه جلسه مطلب از خودش تولید بکند یک توقعی است که واقعا با ضرورت‌­ها‌­ی امروز و با اقتضائات امروز سازگاری ندارد.
  5. مشکل دیگر عدم حمایت مراکز بالا دستی حوزه از این فرصت‌­ها و ظرفیت‌­ها است به گونه‌­ای که اگر طلبه‌­ای در این درس‌­ها حضور پیدا بکند وقتی که برای امتحان مراجعه می‌­کند به مراکز مختلفی که آزمون می‌­گیرند، این درس‌­ها را از او به عنوان یک درس مطلوب حوزوی نمی‌­پذیرند.
  6. مشکل دیگر نبودن کتب درسی در سطوح ابتدایی حوزوی است که باعث می شود که طلبه‌­ها از آغاز با این مباحث انس نگیرند و بعضا ورود به این عرصه را خروج از نظام سنتی حوزه قلمداد بکنند در حالی که اگر از آغاز این مباحث در درون نظام درسی حوزه گنجانده می‌­شد، همانطوری که طلبه فروعات طهارت را یاد می‌­گیرد و در حلقه‌­های بالاتر در درس خارج احساس می‌­کند در همان مسیر به صورت عمیق‌­تر دارد مطالعه می‌­کند، اگر در حوزه‌­های فقه معاصر هم همین اتفاق می‌­افتاد ما شاهد بودیم که طلبه‌­ای که در آغاز، مثلا با فقه نظام شهرسازی یا نظام فرهنگ و ارتباطات انس گرفت درس خارج را هم در همین زمینه می‌­رود و احساس خروج از نظام طلبگی به او دست نمی‌­دهد.
  7. مانع دیگر در این راستا کم‌­رنگ بودن ارتباط طلاب با منابع اصلی استنباط است. متأسفانه آنچه که در نظام درسی حوزه شکل گرفته متناسب با نیاز‌­های دوره سنتی زندگی بشر است و در آن دوره با توجه به بسیط بودن مسائل و چه بسا پاسخ‌­های روشنی که برای مسائل در برخی روایات وجود داشته نیازی یا نیاز چندانی برای مراجعه به مبانی کلان نظام‌­ساز موجود در منابع دینی ما احساس نمی‌­شده و همین باعث شده نظام درسی حوزه متناسب با همان ساختار شکل بگیرد اما اگر ما بخواهیم ورود بکنیم به عرصه ساخت نظام اجتماعی، باید بگوییم که بسیاری از روایات فرعی ما به این شکل نمی‌­تواند پاسخ‌­گوی آن نیاز‌­ها باشد. ما مجبوریم به برخی از موضوعات و گزاره‌­های کلان‌­نگر شریعت مراجعه بکنیم که این گزاره‌­ها عمدتا در قرآن و در برخی روایات مشاهده می‌­شود و به دلیل کمّی‌­بودن انس طلاب با قرآن و روایات(نه کیفی)، ورود به این عرصه‌­ها برای طلاب از سهولت زیادی برخوردار نیست.

اگر ما بخواهیم ورود بکنیم به عرصه ساخت نظام اجتماعی، باید بگوییم که بسیاری از روایات فرعی ما به این شکل نمی‌­تواند پاسخ‌­گوی آن نیاز‌­ها باشد. ما مجبوریم به برخی از موضوعات و گزاره‌­های کلان‌­نگر شریعت مراجعه بکنیم که این گزاره‌­ها عمدتا در قرآن و در برخی روایات مشاهده می‌­شود

  1. مانع دیگر، طولانی بودن مسیر حوزه است و مطالبی که بعضاً مازاد بر نیاز یک طلبه برای رسیدن این سطح از فقه مطلوب است. ما می‌­بینیم که در کتاب های فقهی مباحث متعدد و فراوانی بعضاً ناظر به یکی از ابواب فقه عبادی مطرح می‌­شود؛ به عنوان مثال: بسیاری از مسائلی که امروز در علم اصول خوانده می‌­شود اینها صرفا در فقه عبادات و برای تصحیح یا عدم تصحیح برخی از عبادات به کار می‌­آید. پرداختن به این مباحث که یک فرسایشی را در جان و روح یک طلبه ایجاد می‌­کند باعث می‌­شود وقتی که زمان بهره‌­وری از طلبه برای رسیدن به پرداختن مباحث فقه معاصر می‌­رسد، دیگر طلبه آن توانایی لازم را ندارد به دلیل تفاوت زندگی امروز با زندگی صد سال قبل جوامع، واقعاً ظرفیت یک طلبه برای مطالعه، برای کار پژوهشی ظرفیت سی سال و چهل سال نیست ما باید متناسب با ظرفیت امروز طلاب، متناسب با ضرورت‌­های اجتماعی طلاب برای آنها برنامه‌­ریزی کنیم. لذا حتما باید این برنامه خلاصه‌­تر بشود و برخی از مباحثی که با تکرار مکرّرات، وقت طلبه‌­ها را می‌­گیرد از نظام درسی حوزه تهذیب بشود.

واقعاً ظرفیت یک طلبه برای مطالعه، برای کار پژوهشی ظرفیت سی سال و چهل سال نیست ما باید متناسب با ظرفیت امروز طلاب، متناسب با ضرورت‌­های اجتماعی طلاب برای آنها برنامه‌­ریزی کنیم.

  1. نکته دیگه اینکه باز در نظام درسی حوزه، ما از روش‌­های نوین برای القای مطالب استفاده نمی‌­کنیم. گاهی تصور می‌­کنیم که همان روش‌­های سنتی در همه حوزه‌­ها بهترین روش است در حالی که ما می‌­توانیم با بررسی کارشناسانه در روش‌­های نوینی که امروزه وجود دارد، تفاوت‌­هایی را در نظام درسی حوزه ایجاد بکنیم که طلبه برای پرداختن به فقه معاصر آمادگی بیشتری داشته باشد. چگونه است که امروزه از یک کشور آسیایی دور، جوانی به ایران می‌­آید و ظرف مدت یکسال زبان فارسی را به خوبی یاد می‌­گیرد و کتاب‌­هایی را به زبان فارسی مطالعه می‌­کند و یا همین اتفاق در اروپا رخ می‌­دهد و یک جوان می‌­رود آنجا و در مدت شش ماه مسلط به زبان انگلیسی می‌­شود و متون انگلیسی را مطالعه می‌­کند و در کلاس‌­ها شرکت می‌­کند اما ما در حوزه سه سال باید زمان مصرف بکنیم تا طلبه ما به ادبیات عرب مسلط بشود. واقعاً باید در این حوزه‌­ها فکر کرد که ما چه مقدار برای فقه معاصر و ادبیات نیاز داریم. آیا لازم است که ما متخصص در ادبیات بشویم یا ادبیات را به عنوان یک علم آلی به اندازه‌­ای که مورد نیاز است فرا بگیریم و همین‌­طور سایر عرصه‌­های آموزشی که امروز در حوزه مورد مطالعه قرار می‌­گیرد باید مورد بازبینی جدی قرار بگیرد و درباره تک تک این آیتم‌­ها، تک تک این سر فصل‌­ها و عنوان‌­هایی که طلبه‌­ها درباره این عناوین وقتشان را سپری می‌­کنند، کار بشود. ما نباید نسبت به عمر طلبه‌­ها، بی‌­مبالات باشیم، یک روز یک طلبه باید برای مسئولین و برنامه‌­ریزان حوزه مورد مداقه قرار بگیرد. تک‌­تک مطالبی که دارد ارائه می‌­شود باید هدف‌­گذاری بشود و میزان کارایی این مطلب نسبت به هدف و مقایسه با سایر متون جایگزین باید مورد بررسی قرار بگیرد. صرف اینکه یک کتابی از گذشته بوده و کماکان باید همین باشد، من معتقدم فردای قیامت باید اینها جواب داده بشود. ما باید یقین داشته باشیم که این متنی که طلبه دارد می‌­خواند در مقایسه با متون رقیب، در مقایسه با هدفی که ما دنبال می‌­کنیم بهترین متن است. اگر صرفاً به اقتضایی که گذشتگان اینگونه خوانده‌­اند ما هم اینگونه بخوانیم، استصحاب گذشته را بکنیم این عمل به همان آیه‌­ای است که قرآن می‌­فرماید: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُون‏. مذمت شده از نگاه قرآن کریم.
  2. از دیگر موانع رسیدن به فقه معاصر، نداشتن نگاه نظام‌­مند و نگاه جامع در بین طلاب است. طلاب ما از آغاز مسئله‌­نگر و جزء‌­نگر بار می‌­آیند، شاید هم به دلیل این است که ما مسائل مطروحه در حوزه عبادات و معاملات سنتی را مسئله‌­محور و جزءنگر آموزش داده‌­ایم. هیچ‌­گاه نگاه ما کلان‌­نگر و نگاه نظام‌­مند نبوده، برای ایجاد نگاه کلان‌­نگر و نگاه نظام‌­مند و نظام‌­ساز من فکر می‌­کنم باید به جنبه‌­های معقول در حوزه‌­ها بیشتر توجه بشود و جدی‌­تر گرفته بشود و این هم از خلأ‌­هایی است که در پیشینه طلاب می‌­شود جستجو کرد. در کل من فکر می‌­کنم باید اتفاقات زیادی بیفتد تا حوزه ما به سمت آن حوزه مطلوبی که در راستای ساخت نظام اجتماعی حرکت می‌­کند تبدیل بشود و فقه معاصر بتواند انشاالله به یک نقطه مطلوبی دست پیدا بکند.

هیچ‌­گاه نگاه ما کلان‌­نگر و نگاه نظام‌­مند نبوده، برای ایجاد نگاه کلان‌­نگر و نگاه نظام‌­مند و نظام‌­ساز من فکر می‌­کنم باید به جنبه‌­های معقول در حوزه‌­ها بیشتر توجه بشود و جدی‌­تر گرفته بشود و این هم از خلأ‌­هایی است که در پیشینه طلاب می‌­شود جستجو کرد.

 

راهکارهای رسیدن به وضعیت مطلوب:

من فکر می‌­کنم ما باید راجب تک‌­تک این نکاتی که در عرصه چالش‌­ها عرض کردم، در حوزه، گفتمان‌­‌­سازی بکنیم و ذهن‌­ها را متوجه بکنیم، علامت سوال بگذاریم و طلاب، اساتید و برنامه‌­ریزان حوزه را حساس بکنیم مخصوصا به اینکه آیا بهترین راه همین است که ما داریم می‌­رویم یا راه دیگری هم می‌­تواند در کنار این راه قرار بگیرد. علاوه بر اینها در بخشی از کارها و در بخشی از چالش‌­ها ما باید تقسیم کار بکنیم، ما باید کسانی را که آمادگی دارند برای تولید منابع برای این شاخه‌­ها، این‌­ها را مورد حمایت جدی قرار بدهیم، باید کسانی را که در کار تنظیم فهرست برای این مباحث، یا نظام مسائل برای این مباحث پیشگام بودند مورد تعریف و تجلیل قرار بدهیم و یافته‌­هایشان را از آنها دریافت بکنیم و یا از کسانی که این توانایی را دارند بخواهیم این کار را بکنند. باید به سمت تدوین موسوعه‌­های حدیثی متناسب برای شاخه‌­های فقهی حرکت بکنیم. باید برای موضوع‌­شناسی از نخبگان دانشگاهی کمک بگیریم و طلاب و اساتید را با ابعاد گوناگون موضوعات آشنا بکنیم. من فکر می‌­کنم لازم است برای ایجاد دغدغه مناسب در بین حوزویان، سیل مسائل و موضوعات موثر در ساخت نظام اجتماعی را که بعضا وضعیت جامعه را به شکل کامل دگرگون می‌­کند به استحضار علما، فضلا و حوزویان برسانیم. با جاری کردن، با ارائه کردن این مسائل به دفاتر مراجع معظم تقلید و فضلا و اساتید که کرسی‌­های درس خارج دارند و تبیین ابعاد متنوع این مسائل،آنها را متوجه عمق لازم برای پرداختن به این مباحث بکنیم و ضرورت پرداختن به این مباحث را در ذهن آنها تقویت بکنیم و حالا با توجه به نکاتی که عرض کردم تربیت طلاب را از همان سنین آغاز، حداقل بخشی از طلاب را برای پرداختن به فقه معاصر پیگیری بکنیم در درس‌­ها، در بازدیدها، در کرسی‌­های نظریه‌­پردازی، در مجلاتی که به طلاب داده می‌­شود، در مسابقاتی که برای آنها گذاشته می‌­شود، در فعالیت‌­های پژوهشی‌­شان، مقالاتی که از آنها خواسته می‌­شود، ما باید از همان سال‌­های نخست در دوره مقدمات و سطح این ذهنیت را برای طلبه‌­ها ایجاد بکنیم که به این سمت و سو حرکت بکنند.

 

پاسخ دهید: