شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » آرشیو مجلات / ش 10 » سرمقاله
سرمقاله | علی اصغر سهرابی
730 بازدید

 

چیست تدبیر ما؟

 

الْفِكْرُ يُنِيرُ اللُّب‏

الْفِكْرُ جَلَاءُ الْعُقُول‏

بِالْفِكْرِ تَنْجَلِي غَيَاهِبُ الْأُمُور

مَنْ طَالَ فِكْرُهُ حَسُنَ نَظَرُه‏

الْفِكْرُ يَهْدِي إِلَى الرُّشْد

لَا رُشْدَ كَالْفِكْر

فَضْلُ فِكْرٍ وَ تَفَهُّمٍ أَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تَكْرَارٍ وَ دِرَاسَة

مَنْ أَكْثَرَ الْفِكْرَ فِيمَا تَعَلَّمَ أَتْقَنَ عِلْمَهُ وَ فَهِمَ مَا لَمْ يَكُنْ يَفْهَم‏

التَّفَكُّرُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِير[1]

*

آيا حوزه علميه که وظيفه تفقه در آموزه‏هاي اهل بيت عليهم‏السلام و ابلاغ و اقامه آنها در جامعه را دارد، مي‏تواند در طراحي نظامهاي کلان ساختار خود، نسبت به روايات، بي‏تفاوت باشد؟

اگر بخواهيم نگاهي کاربردي به اين ذخائر عظيم حکمت الهي بياندازيم و يک نظام آموزشي بر اساس اين آموزه‏هاي اهل بيت بنا کنيم، روايات فراواني از اين دست که نقل شد، چه اثري در مدل آموزشي و تربيتي ما خواهند داشت؟

*

در سنت حوزوي ما، تدابيري براي «تعبيه تفکر در متن تحصيل طلبه»، انديشيده شده بود. از جمله اين تدابير، ارائه متون درسي مغلق و ديرياب است. به نظر ايشان، اگر متن درسي، ساده و سهل‏خوان باشد، نمي‏تواند طلبه را پاي مطلب نگه دارد؛ لذا بسياري از دقائق و ظرائف درس، فهم نمي‏شود و تحصيل طلبه، سطحي رقم مي‏خورد.

اما متون مشکل، طلبه را وادار به تأنّي و تفکر مي‏کنند. او در فراز و نشيب حل متن، مجبور است بسيار روي مطلب فکر کند و احتمالات مختلف را ارزيابي نموده و بارها صدر و ذيل بحث را مرور کند و با جمع‏بندي مجموعه‏اي از نکات، گره از کار متن بگشايد تا درس را بفهمد. لذا هم مطلب را با تفکر دريافت مي‏کند که بهتر در ذهن و جانش نقش مي‏بندد و هم دقائق و ظرائف آن را احراز مي‏کند.

*

البته در اين فرصت، درصدد قبول يا رد اين مبنا نيستيم. بلکه سخن در اين است که امتياز مهم گذشتگان ما، آن است که روي اين مسئله فکر کرده و برايش چاره‏اي انديشيده بودند. اما موضع ما در اين باره چيست؟ اگر اين روش را قبول داريم، آيا آن را با سنجش و تأمل روي ايده‏ها و راهکارهاي مختلف انتخاب کرده‏ايم و يا صرفاً به سنت و تجربه گذشتگانمان تکيه کرده و آن را مبنا قرار داده‏ايم؟

و اگر به اين رويه، اشکال داريم، آيا به دنبال روش جايگزين کاملتري بوده‏ايم؟ آيا مي‏توان راههاي بهتري يافت که هم عوارض متون پيچيده را نداشته باشد و هم تفکر و تعمق را در متن سلوک علمي طلبه قرار دهد؟

 

پي‌نوشت‌:

[1]. روايت آخر از «اصول کافي» و مابقي از «غررالحکم» نقل شده‏ اند.

پاسخ دهید: