شما اینجا هستید: رهنامه پژوهش » آرشیو مجلات / ش 15+16 / علامه امینی » ادب زندگی
ادب زندگی | محمدحسین فروغی
376 بازدید

آنچه در پيش رو داريد گفتگوي کوتاهي است با فرزند حجت الاسلام والمسلمين رضا اميني فرزند علامه اميني که در آن، به سيره علمي و عملي صاحب الغدير پرداخته شده است. اين مصاحبه براي اولين بار در 12تير سال1367 منتشر شده است. گفتگوي زيبايي که متن کامل آن در يادنامه علامه اميني با عنوان «امين شريعت» منتشر شده است.

ـ چه چيزي انگيزه نگارش کتاب الغدير را در مرحوم علّامه اميني ايجاد کرد؟

منشأ و انگيزه کتاب الغدير، اين بود که وقتي مرحوم والدم از تبريز به نجف بازگشتند و در‌صدد تکميل تفسيرشان بودند، کتابي تحت عنوان شيعه در مصر انتشار يافت، که در آن کتاب، حملات ناروايي به شيعه و علماي شيعه شده بود. مؤلف کتاب نوشته بود که در طول تاريخ اسلام، شيعه هيچ قدمي در راه اسلام و استواري ارکان آن برنداشته و علماي شيعه را در تثبيت دعائم اسلام و نشر حقايق آن، حقي نيست و فرهنگ اسلامي به هيچ وجه رنگ شيعي ندارد. شيعه در راه اسلام شهيد نداده است. کتابي در زمينه‏هاي ديني ننوشته‏اند و هيچگونه تأليفي ندارند. مرحوم حاج شيخ آقابزرگ تهراني پس از خواندن اين کتاب تعهد کردند که فرهنگي را بنويسند و ارائه کنند که شيعه چه قدمهايي در راه نشر فرهنگ و معارف اسلام برداشته و چه کتابهايي را نوشته و چه تأليفاتي دارد و مؤلفين آنها چه کساني هستند. لذا به نگارش الذريعة مشغول شدند و اين کتاب در 28 جلد به چاپ رسيد و انتشار يافت. پدرم نيز مسأله شهادت علماي بزرگ شيعه را که در راه ترويج ديانت و معارف اسلامي و مذهب جعفري شربت شهادت نوشيدند مورد توجه قرار داد و در اين باره به تأليف کتاب پر ارج خود به نام «شهداء الفضيلة» پرداختند و در اين کتاب 130 نفر از علماي بزرگ شيعه را که از قرن چهارم هجري به بعد در راه هدف مقدس خود به شهادت رسيده‏اند به عالم اسلام معرفي نمودند. پس از تأليف اين کتاب، مرحوم علّامه اميني تصميم گرفتند کتابي بنويسند که چهره واقعي شيعه و عالم تشيع را به جهان اسلام عرضه کند و آنچنان که هست بنمايانند و اکاذيب و تهمت‏ها و افترائاتي را که در طول تاريخ به شيعه نسبت داده شده از دامن مطهر فرقه ناجيه بزدايند. لذا دست به تأليف کتاب الغدير زدند و تأليف اين کتاب تقريباً نيم قرن طول کشيد. در حالي که ايشان از 24 ساعت شبانه روز فقط 5 ساعت به خواب و استراحت مي‏پرداخت و بقيه را به مطالعه و نوشتن و مراجعه به کتابها و کتابخانه‏هاي مختلف اختصاص مي‏داد و هر گونه زحمت و تحمل رنج و جانفشاني در راه نيل به هدف را آسان مي‏شمرد و اگر لازم بود که براي مطالعه بيشتر و بررسي همه جانبه به مسافرت‏هاي دور بروند از اين کار مضايقه نداشتند. چنانکه يک بار براي مطالعه به هندوستان مسافرت نمود و مدت چهار ماه در آن کشور به بررسي و مطالعه و تحقيق پرداخت و در هر سفر يادداشت‏هايي تهيه مي‏نمودند که مجموعه اين يادداشت‏ها در دفتري به نام «ثمرات الأسفار» جمع آوري گرديده است و يادداشت‏هايي را که مربوط به سفر هندوستان است من آنها را جمع آوري و تکميل نمودم و تقريباً در سه جلد منتشر خواهد شد. مرحوم علّامه سفري به شام نمودند که يادداشت‏هاي مربوط به اين سفر نيز جمع آوري شد و در 5 جلد چاپ و منتشر مي‏شود. سفر ديگري ايشان به ترکيه نمودند که متأسفانه چون مريض شدند نتوانستند مانند سفرهاي هندوستان و شام يادداشت‏هاي مورد لزوم را خودشان تهيه کنند. همين اندازه توانستند با مراجعه به کتابخانه‏هاي ترکيه فهرست کتاب‏هاي مورد لزوم و نام کتابخانه‏ها را در اختيار من بگذارند و من براي تکميل اسناد و مدارک الغدير در ظرف مدت سه سال تقريباً هفتصد هزار برگ از کتابهاي موجود در کتابخانه‏ هاي ترکيه را عکس‌برداري نموده و با خود به نجف بردم که الان در کتابخانه نجف موجود است.

ـ کتاب الغدير، در جهان اسلام و بين علماي اسلامي چه تأثيري داشت؟

به ياد دارم که بعد از انتشار جلد سوم و ششم الغدير در عراق، اعتراضاتي از طرف بعضي از افراد به عمل آمد و به نخست وزير وقت، نوري سعيد شکايت کردند و از جمله شاکيان، يک نفر از وکلاي دادگستري موصل بود، يک نفر از علماي آن ديار و چهار نفر ديگر به نوري سعيد گفتند شما نبايد اجازه دهيد در عراق که قلب عالم اسلام است چنين کتابي چاپ شود و بايد از خلفا دفاع کنيد. نوري سعيد گفت من از اين کتاب خبري ندارم و چيزي نمي‏دانم. وکيل دادگستري موصل يک نسخه جلد ششم الغدير را که با خود آورده بود ارائه نمود. نوري سعيد يک هفته مهلت خواست تا جواب آنها را بدهد. بعد از مدت مقرر که آمدند در جواب آنها گفت: «من کتاب را مطالعه نمودم، مؤلف آن نه عراقي است و نه عرب، بلکه يک عالم ايراني است و تنها کاري که از دست ما ساخته است اين است که به او بگوييم: آقا از عراق برو بيرون. اما اين مسأله هم صلاح ما نيست. چون سه چهارم ساکنان عراق را شيعيان تشکيل مي‏دهند و از هيأت دولت گرفته تا تمام تشکيلات اداري و غير اداري عراق حضور دارند، و اگر شيعيان به ما اعتراض نمودند که به چه دليلي عالم شيعي ما را از عراق اخراج کرديد ما در جواب چه بگوييم؟ اصولاً من يک مرد سياسي هستم و شما از يک مرد روحاني و عالم شاکي هستيد، اگر يک روز من بخواهم عليه يکي از روحانيون شما و روحانيت قدم بردارم بايد شما جلوي مرا بگيريد، نه اينکه مرا عليه يک فرد روحاني تحريک نماييد. علاوه بر اينها من اين کتاب را مطالعه نمودم و ديدم که آنچه در آن نقل شده، از قول علما و ائمه سنت و جماعت است، لذا من نمي‏توانم جلوي انتشار اين کتاب را بگيرم و با شما همکاري و همراهي نمايم.

زیارت جامعه کبیره را از حفظ داشتند. زیارت امین الله را زیاد می خواندند و هنگام زیارت و دعا، صدای ضجه و ناله ایشان از دور به گوش می رسید.

بنابراين به شما توصيه مي‏کنم که دفاع شما فقط از راه سکوت باشد.» علامه مي‌فرمود: «در طول تاريخ اسلام، مسلمانان سني مذهب، شيعه را مشرک و کافر دانستند و حتي مي‏گفتند شما شيعيان به تمثال علي (ع) سجده مي‏کنيد، ولي اکنون که کتاب الغدير را براي علماي بزرگ جهان اسلام و شخصيت‏هاي برجسته فرستادم و همه آنها کتاب را با حسن قبول تلقي نمودند و تقريظ هايي بر آن نگاشتند و فرستادند، يکي از اثرهاي کتاب الغدير در جهان اسلام و مسلمانان، گرويدن گروه‏هاي مختلف و افراد فراواني به تشيع است که بر اثر مطالعه اين کتاب صورت گرفته است. براي نمونه، در مصر با شخصي به نام حسين عبدالرزّاق که از نمايندگان مجلس شوراي مصر بود برخورد داشتم، مردي تيزفهم و تحصيل کرده بود. چند جلسه‏اي با هم بوديم، در جلسه دوم رو به من کرد و گفت: من يک مطلب سرّي از زندگيم را مي‏خواهم به شما بگويم، گفتم بفرماييد. گفت :مشروط بر اينکه براي هيچکس نقل نکنيد، گفتم من قول مي‏دهم و تضمين مي‏کنم. نامبرده گفت من تا خواندن جلد ششم کتاب الغدير شيعه نبودم، اما اکنون خود و تمام افراد خانواده‏ام شيعه هستيم. در تونس و مراکش هم افراد بسياري سراغ داريم که با مطالعه کتاب الغدير شيعه شدند و خيلي هم براي عالم تشيع خوب تبليغ مي‏کنند.

ـ چه تقريظ‌هايي بر الغدير نوشته شده و چه نامه هايي براي خود علّامه اميني در اين باره فرستاده شده است؟

تقريظ‌هاي فراواني براي الغدير نوشته شده و نامه‏هاي بسياري از بزرگان و مراجع دريافت شده که در جلد اول الغدير به زبان عربي چاپ گرديده است و مقدار زيادي هم در نجف مانده است.

ـ معروف‏ترين علمايي که مبادرت به نگارش تقريظ بر الغدير نموده‏اند چه کساني بودند؟

اين آقايان عبارتند از حضرات آيات عظام آيت‌الله صدر، پدر امام موسي صدر، آيت‌الله بروجردي، آيت‌الله سيد عبدالهادي شيرازي، آيت‌الله حکيم، آيت‌الله حمامي، و از علماي اهل تسنن دکتر عبد الغني حسن از مصر.

ـ از خاطراتي که از علّامه داريد برايمان بگوييد.

خاطره زياد است و از جمله آنها اين است که 11 ساله بودم، در معيت ايشان به کاظمين رفتيم، قصدشان اين بود که در کاظمين کتابخانه سادات حيدري را مطالعه کنند، کتابخانه در حسينيه‏اي قرار داشت، يک اطاق بسيار بزرگي بود پر از کتاب دور و بر اطاق از سه جهت قفسه بود از زمين تا سقف. من ديدم فرشي در بساط نيست و همه جا پر از خاک است. ايشان آمدند کنار ايوان و عبايشان را فرش کردند روي زمين و لباسها را روي آن گذاشتند و شال خود را باز نمودند و چند مرتبه وسط اطاق به روي زمين کشيدند تا چرچف حصيري پيدا شد و آن را تکاندند و روي زمين پهن کردند و بر آن، نشستند. فرمودند: «بيا! پس چرا نمي‏آيي؟!» گفتم: «آقا! اينجا که فرشي نيست همه‏اش خاک است». فرمودند: «اگر بخواهي اينطوري زندگي کني چيزي به دستت نمي‏رسد. اگر مي‏خواهي ادب در زندگاني داشته باشي بايد اينها برايت مطرح نباشد.»

ـ به عنوان آخرين سؤال از معنويات علّامه و ارادتشان به ائمه اطهار برايمان توضيح دهيد.

عادت و اخلاق ايشان اين بود که هر وقت به حرم مشرف مي‏شدند تنها مي‏رفتند و کسي را با خود نمي‏بردند و از اين که کسي به دنبال ايشان راه برود اجتناب مي‏نمودند و معمولاً هم شب‌ها به حرم مشرف مي‏شدند و هنگام زيارت از حرف زدن با افراد پرهيز مي‏کردند و زيارت جامعه کبيره را از حفظ داشتند. زيارت امين الله را زياد مي‏خواندند و هنگام زيارت و دعا، صداي ضجه و ناله ايشان از دور به گوش مي‏رسيد. در مواقع مخصوص به زيارت سيد الشهدا عليه السلام مشرف مي‏شدند و در اثناي سفرهاي زيارتي مقيد به غسل‏هاي مستحب و وضو و طهارت و اداي نماز در اول وقت بودند.

پاسخ دهید: